احکام نماز

اهميت نماز
نماز مهمترين اعمال دينى است كه اگر قبول درگاه خداوند عالم شود،عبادتهاى ديگر هم قبول مى‏شود. و اگر پذيرفته نشود، اعمال ديگر هم قبول نمى‏شود. و همانطور كه اگر انسان شبانه روزى پنج نوبت در نهر آبى شستشو كند، چرك در بدنش نمى‏ماند، نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاك مى‏كند. و سزاوار است‏كه انسان نماز را در اول وقت بخواند. و كسى كه نماز را پست و سبك شمارد،مانند كسى است كه نماز نمى‏خواند. پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:"كسى كه به نماز اهميت ندهد و آن را سبك شمارد، سزاوار عذاب آخرت است".روزى حضرت در مسجد تشريف داشتند، مردى وارد و مشغول نماز شد، و ركوع و سجودش را كاملا به جا نياورد. حضرت فرمودند: "اگر اين مرد در حالى كه نمازش اين طور است از دنيا برود، به دين من از دنيا نرفته است". پس انسان بايد مواظب باشد كه به عجله و شتابزدگى نماز نخواند، و در حال نماز به ياد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد، و متوجه باشد كه با چه كسى سخن مى‏گويد، و خود را در مقابل عظمت و بزرگى خداوند عالم بسيار پست و ناچيز ببيند. و اگر انسان در موقع نماز كاملا به‏اين مطلب توجه كند، از خود بى‏خبر مى‏شود. چنانچه در حال نماز تير را از پاى مبارك امير المؤمنين عليه‏السلام بيرون كشيدند و آن حضرت متوجه نشدند. و نيز بايد نمازگزار توبه و استغفار نمايد و گناهانى كه مانع قبول شدن نماز است مانند حسد،كبر، غيبت، خوردن حرام، آشاميدن مسكرات و ندادن خمس و زكات، بلكه هر معصيتى را ترك كند. و همچنين سزاوار است كارهايى كه ثواب نماز را كم مى‏كند بجانياورد، مثلا در حال خواب آلودگى و خوددارى از بول به نماز نايستد و در موقع نماز به آسمان نگاه نكند. و نيز كارهايى كه ثواب نماز را زياد مى‏كند بجا آورد، مثلا انگشترى عقيق به دست كند، و لباس پاكيزه بپوشد، و شانه و مسواك كند، و خود را خوشبو نمايد.

 

احکام نماز
نماز مهمترين اعمال دينى است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود،عبادتهاى ديگر هم قبول مى‏شود. و اگر پذيرفته نشود، اعمال ديگر هم قبول نمى‏شود. و همانطور که اگر انسان شبانه روزى پنج نوبت در نهر آبى شستشو کند، چرک در بدنش نمى‏ماند، نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاک مى‏کند. و سزاوار است‏که انسان نماز را در اول وقت بخواند. و کسى که نماز را پست و سبک شمارد،مانند کسى است که نماز نمى‏خواند. پيغمبر اکرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:"کسى که به نماز اهميت ندهد و آن را سبک شمارد، سزاوار عذاب آخرت است".روزى حضرت در مسجد تشريف داشتند، مردى وارد و مشغول نماز شد، و رکوع و سجودش را کاملا به جا نياورد. حضرت فرمودند: "اگر اين مرد در حالى که نمازش اين طور است از دنيا برود، به دين من از دنيا نرفته است". پس انسان بايد مواظب باشد که به عجله و شتابزدگى نماز نخواند، و در حال نماز به ياد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد، و متوجه باشد که با چه کسى سخن مى‏گويد، و خود را در مقابل عظمت و بزرگى خداوند عالم بسيار پست و ناچيز ببيند. و اگر انسان در موقع نماز کاملا به‏اين مطلب توجه کند، از خود بى‏خبر مى‏شود. چنانچه در حال نماز تير را از پاى مبارک امير المؤمنين عليه‏السلام بيرون کشيدند و آن حضرت متوجه نشدند. و نيز بايد نمازگزار توبه و استغفار نمايد و گناهانى که مانع قبول شدن نماز است مانند حسد،کبر، غيبت، خوردن حرام، آشاميدن مسکرات و ندادن خمس و زکات، بلکه هر معصيتى را ترک کند. و همچنين سزاوار است کارهايى که ثواب نماز را کم مى‏کند بجانياورد، مثلا در حال خواب آلودگى و خوددارى از بول به نماز نايستد و در موقع نماز به آسمان نگاه نکند. و نيز کارهايى که ثواب نماز را زياد مى‏کند بجا آورد، مثلا انگشترى عقيق به دست کند، و لباس پاکيزه بپوشد، و شانه و مسواک کند، و خود را خوشبو نمايد.

نمازهاى واجب

نمازهاى واجب شش است: اول: نماز يوميه. دوم: نماز آيات. سوم: نماز ميت. چهارم: نماز طواف واجب خانه کعبه. پنجم: نماز قضاى پدر که بر پسر بزرگتر واجب است. ششم: نمازى که به واسطه اجاره و نذر و قسم و عهد واجب مى‏شود.

نمازهاى واجب يوميه

نمازهاى واجب يوميه پنج است: ظهر و عصر هر کدام چهار رکعت، مغرب سه رکعت، عشا چهار رکعت، صبح دو رکعت.
٧٢٨ در سفر بايد نمازهاى چهار رکعتى را با شرايط‏ى که گفته مى‏شود، دو رکعت‏خواند.

وقت نماز ظهر و عصر

٧٢٩ اگر چوب يا چيزى مانند آن را راست در زمين هموار فرو برند، صبح که خورشيد بيرون مى‏آيد، سايه آن به طرف مغرب مى‏افتد. و هر چه آفتاب بالا مى‏آيد،اين سايه کم مى‏شود. و در شهرهاى ما در اول ظهر شرعى به آخرين درجه کمى مى‏رسد،و ظهر که گذشت، سايه آن به طرف مشرق برمى‏گردد. و هر چه خورشيد رو به مغرب مى‏رود، سايه زيادتر مى‏شود. بنابر اين وقتى سايه به آخرين درجه کمى رسيد و دو مرتبه رو به زياد شدن گذاشت، معلوم مى‏شود ظهر شرعى شده است. ولى در بعضى شهرها مثل مکه که گاهى موقع ظهر سايه به کلى از بين مى‏رود، بعد از آنکه سايه دوباره پيدا شد، معلوم مى‏شود ظهر شده است.
٧٣٠ چوب يا چيز ديگرى را که براى معين کردن ظهر به زمين فرو مى‏برند، شاخص گويند.
٧٣١ نماز ظهر و عصر هر کدام وقت مخصوص و مشترکى دارند: وقت مخصوص نماز ظهر از اول ظهر است تا وقتى که از ظهر به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد. و وقت مخصوص نماز عصر موقعى است که به اندازه خواندن نماز عصر وقت به مغرب مانده باشد، که اگر کسى تا اين موقع نماز ظهر را نخواند، نماز ظهر او قضا شده و بايد نماز عصر را بخواند. و ما بين وقت مخصوص نماز ظهر و وقت مخصوص نماز عصر وقت مشترک نماز ظهر و نماز عصر است. و اگر کسى اشتباها نماز ظهر يا عصر را در وقت مخصوص ديگرى بخواند، نمازش صحيح است.
٧٣٢ اگر پيش از خواندن نماز ظهر سهوا مشغول نماز عصر شود و در بين نماز بفهمد اشتباه کرده است، چنانچه در وقت مشترک باشد، بايد نيت را به نماز ظهر برگرداند. يعنى نيت کند که آنچه تا حال خوانده‏ام و آنچه را مشغولم و آنچه بعد مى‏خوانم، همه نماز ظهر باشد. و بعد از آنکه نماز را تمام کرد، نماز عصر را بخواند. و اگر در وقت مخصوص به ظهر باشد، بايد نيت را به نماز ظهر برگرداند و نماز را تمام کند و بعد نماز عصر را بخواند و احتياط آن است که دوباره نماز عصر را هم بعد از آن بخواند، و اين احتياط خيلى خوب است.
٧٣٣ در روز جمعه انسان مى‏تواند به جاى نماز ظهر، دو رکعت نماز جمعه بخواند. ولى احتياط مستحب آن است که اگر نماز جمعه خواند، نماز ظهر را هم بخواند، و اين احتياط خيلى مطلوب است.
٧٣٤ احتياط واجب آن است که نماز جمعه را از موقعى که عرفا اول ظهر مى‏گويند، تاخير نيندازد. و اگر از اوايل ظهر تاخير افتاد، به جاى نماز جمعه نماز ظهر بخواند.

وقت نماز مغرب و عشا

٧٣٥ مغرب موقعى است که سرخى طرف مشرق که بعد از غروب آفتاب پيدا مى‏شود، از بين برود.
٧٣٦ نماز مغرب و عشا هر کدام وقت مخصوص و مشترکى دارند: وقت مخصوص نماز مغرب از اول مغرب است تا وقتى که از مغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز بگذرد که اگر کسى مثلا مسافر باشد و تمام نماز عشا را سهوا در اين وقت بخواند، احتياط مستحب آن است که بعداز نماز مغرب، نماز عشا را دوباره بخواند. و وقت مخصوص نماز عشا موقعى است که به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد که اگر کسى تا اين موقع نماز مغرب را عمدا نخواند، بايد اول نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند. و بين وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا، وقت مشترک نماز مغرب و عشا است، که اگر کسى در اين وقت اشتباها نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند و بعداز نماز ملتفت‏شود،نمازش صحيح است و بايد نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد.
٧٣٧ وقت مخصوص و مشترک که معنى آن در مساله پيش گفته شد، براى اشخاص فرق مى‏کند. مثلا اگر به اندازه خواندن دو رکعت نماز از اول ظهر بگذرد، وقت مخصوص نماز ظهر کسى که مسافر است، تمام شده و داخل وقت مشترک مى‏شود. و براى کسى که مسافر نيست، بايد به اندازه خواندن چهار رکعت نماز بگذرد.
٧٣٨ اگر پيش از خواندن نماز مغرب، سهوا مشغول نماز عشا شود و در بين نماز بفهمد که اشتباه کرده، چنانچه به رکوع رکعت چهارم نرفته است، بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و بعد نماز عشا را بخواند. و اگر به رکوع رکعت چهارم رفته بايد نماز را تمام کند، بعد نماز مغرب را بخواند. اما اگر تمام آنچه را خوانده، در وقت مخصوص نماز مغرب خوانده باشد و پيش از رکوع رکعت چهارم يادش بيايد، بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و بعد از آن عشا را بخواند. ولى احتياط مستحب آن است که بعد از نماز عشا، دوباره نماز مغرب و عشا را بخواند و اين احتياط خيلى خوب است.
٧٣٩ آخر وقت نماز عشا نصف شب است. و احتياط واجب آن است که براى نماز مغرب و عشا و مانند اينها، شب را از اول غروب تا اذان صبح حساب کرد، و براى نماز شب و مانند آن تا اول آفتاب حساب نمايند.
٧٤٠ اگر از روى معصيت‏يا به واسطه عذرى نماز مغرب يا نماز عشا را تا نصف شب نخواند، بنابر احتياط واجب بايد تا قبل از اذان صبح بدون اينکه نيت ادا و قضا کند، بجا آورد.

وقت نماز صبح

٧٤١ نزديک اذان صبح از طرف مشرق سفيده‏اى رو به بالا حرکت مى‏کند، که آن را فجر اول گويند. موقعى که آن سفيده پهن شد، فجر دوم و اول وقت نماز صبح است. و آخر وقت نماز صبح، موقعى است که آفتاب بيرون مى‏آيد.

احکام وقت نماز

٧٤٢ موقعى انسان مى‏تواند مشغول نماز شود، که يقين کند وقت داخل شده است، يا دو مرد عادل به داخل شدن وقت‏خبر دهند.
٧٤٣ نابينا و کسى که در زندان است و مانند اينها بنابر احتياط واجب بايد تا يقين به داخل شدن وقت نکنند، مشغول نماز نشوند. ولى اگر انسان به واسطه ابر يا غبار و مانند اينها که براى همه مانع از يقين کردن است، نتواند در اول وقت نماز به داخل شدن وقت‏يقين کند، چنانچه گمان داشته باشد که وقت داخل شده،مى‏تواند مشغول نماز شود.
٧٤٤ اگر دو مرد عادل به داخل شدن وقت‏خبر دهند يا انسان يقين کند که وقت نماز شده و مشغول نماز شود و در بين نماز بفهمد که هنوز وقت داخل نشده، نماز او باطل است. و همچنين است اگر بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را پيش از وقت‏خوانده. ولى اگر در بين نماز بفهمد وقت داخل شده، يا بعد از نماز بفهمد که در بين نماز وقت داخل شده، نماز او صحيح است.
٧٤٥ اگر انسان ملتفت نباشد که بايد با يقين به داخل شدن وقت مشغول نماز شود، چنانچه بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را در وقت‏خوانده، نماز او صحيح است. و اگر بفهمد تمام نماز را پيش از وقت‏خوانده يا بفهمد که در بين نماز وقت داخل شده است، نمازش باطل است.
٧٤٦ اگر يقين کند وقت داخل شده و مشغول نماز شود و در بين نماز شک کند که وقت داخل شده يا نه، نماز او باطل است. ولى اگر در بين نماز يقين داشته باشد که وقت‏شده و شک کند که آنچه از نماز خوانده در وقت بوده يا نه، نمازش صحيح است.
٧٤٧ اگر وقت نماز به قدرى تنگ است که به واسطه به جا آوردن بعضى از کارهاى مستحب نماز، مقدارى از آن بعد از وقت‏خوانده مى‏شود، بايد آن مستحب را به جا نياورد. مثلا اگر به واسطه خواندن قنوت مقدارى از نماز بعد از وقت‏خوانده مى‏شود،بايد قنوت نخواند.
٧٤٨ کسى که به اندازه خواندن يک رکعت نماز وقت دارد، بايد نماز را به نيت ادا بخواند. ولى نبايد عمدا نماز را تا اين وقت ت‏اخير بيندازد.
٧٤٩ کسى که مسافر نيست، اگر تا مغرب به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، بايد نماز ظهر و عصر هر دو را بخواند. و اگر کمتر وقت دارد، بايد فقط نماز عصر را بخواند و بعدا نماز ظهر را قضا کند. و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، بايد نماز مغرب و عشا را بخواند. و اگر کمتر وقت دارد، بايد فقط عشا را بخواند و بعدا بايد نماز مغرب را بخواند وبه احتياط واجب نيت ادا و قضا ننمايد.
٧٥٠ کسى که مسافر است، اگر تا مغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز وقت دارد، بايد نماز ظهر و عصر را بخواند. و اگر کمتر وقت دارد، بايد فقط عصر را بخواند و بعدا نماز ظهر را قضا کند. و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن چهار رکعت نماز وقت دارد، بايد نماز مغرب و عشا را بخواند. و اگر کمتر وقت دارد، بايد فقط عشا را بخواند و بعدا مغرب را بدون نيت ادا و قضا بجا آورد.و چنانچه بعد از خواندن عشا معلوم شود که به مقدار يک رکعت‏يا بيشتر وقت به نصف شب مانده است، بايد فورا نماز مغرب را به نيت ادا بجا آورد.
٧٥١ مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند، و راجع به آن خيلى سفارش شده است. و هر چه به اول وقت نزديکتر باشد، بهتر است. مگر آنکه ت‏اخير آن از جهتى بهتر باشد، مثلا صبر کند که نماز را به جماعت بخواند.
٧٥٢ هرگاه انسان عذرى دارد که اگر بخواهد در اول وقت نماز بخواند، ناچار است با تيمم نماز بخواند، چنانچه بداند يا احتمال دهد که عذر او تا آخر وقت باقى است، مى‏تواند در اول وقت نماز بخواند. ولى اگر مثلا لباسش نجس باشديا عذر ديگرى داشته باشد و احتمال دهد که عذر او از بين مى‏رود، بنابر احتياط واجب بايد صبر کند تا عذرش برطرف شود. و چنانچه عذر او برطرف نشد، در آخر وقت نماز بخواند. و لازم نيست به قدرى صبر کند که فقط بتواند کارهاى واجب نماز را انجام دهد، بلکه اگر براى مستحبات نماز مانند اذان و اقامه و قنوت هم وقت دارد، مى‏تواند تيمم کند و نماز را با آن مستحبات بجا آورد.
٧٥٣ کسى که مسايل نماز و شکيات و سهويات را نميداند و احتمال ميدهد که يکى از اينها در نماز پيش آيد، بايد براى ياد گرفتن اينها نماز را از اول وقت تاخير بيندازد. ولى اگر اطمينان دارد که نماز را به طور صحيح تمام مى‏کند، مى‏تواند در اول وقت مشغول نماز شود. پس اگر در نماز مساله‏اى که حکم آن را نمى‏داند پيش نيايد، نماز او صحيح است. و اگر مساله‏اى که حکم آن را نمى‏داند پيش آيد، مى‏تواند به يکى از دو طرفى که احتمال مى‏دهد عمل نمايد و نماز را تمام کند. ولى بعد از نماز بايد مساله را بپرسد که اگر نمازش باطل بوده، دوباره بخواند.
٧٥٤ اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبکار هم طلب خود را مطالبه مى‏کند، در صورتى که ممکن است، بايد اول قرض خود را بدهد، بعد نماز بخواند. و همچنين است اگر کار واجب ديگرى که بايد که بايد اول مسجد را تطهير کند، بعد نماز بخواند. و چنانچه اول نماز بخواند معصيت کرده، ولى نماز او صحيح است.

نمازهايى که بايد به ترتيب خوانده شود

٧٥٥ انسان بايد نماز عصر را بعد از نماز ظهر، و نماز عشا را بعد از نماز مغرب بخواند. و اگر عمدا نماز عصر را پيش از نماز ظهر و نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند، باطل است.
٧٥٦ اگر به نيت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بين نماز يادش بيايد که نماز ظهر را خوانده است، نمى‏تواند نيت را به نماز عصر برگرداند، بلکه بايد نماز را بشکند و نماز عصر را بخواند. و همينطور است در نماز مغرب و عشا.
٧٥٧ اگر در بين نماز عصر يقين کند که نماز ظهر را نخوانده است و نيت را به نماز ظهر برگرداند و داخل رکن شود و بعد يادش بيايد که نماز ظهر را خوانده بوده، نمازش باطل است و بايد نماز عصر را بخواند. ولى اگر پيش از داخل شدن در رکن يادش بيايد، بايد نيت را به نماز عصر برگرداند و آنچه به نيت ظهر خوانده، دوباره به نيت عصر بخواند، و نمازش صحيح است.
٧٥٨ اگر در بين نماز عصر شک کند که نماز ظهر را خوانده يا نه، بايد نيت را به نماز ظهر برگرداند. ولى اگر وقت به قدرى کم است که بعد از تمام شدن نماز مغرب مى‏شود، بايد به نيت نماز عصر، نماز را تمام کند و نماز ظهرش قضا ندارد.
٧٥٩ اگر در نماز عشا پيش از رکوع رکعت چهارم شک کند که نماز مغرب را خوانده يا نه، چنانچه وقت به قدرى کم است که بعد از تمام شدن نماز، نصف شب مى‏شود، بايد به نيت عشا نماز را تمام کند. و اگر بيشتر وقت دارد، بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را سه رکعتى تمام کند، بعد نماز عشا را بخواند.
٧٦٠ اگر در نماز عشا بعد از رسيدن به رکوع رکعت چهارم، شک کند که نماز مغرب را خوانده يا نه، بايد نماز را تمام کند، بعد نماز مغرب را بخواند. ولى اگراين شک در وقت مخصوص به نماز عشا باشد، خواندن نماز مغرب لازم نيست.
٧٦١ اگر انسان نمازى را که خوانده احتياطا دوباره بخواند و در بين نماز يادش بيايد، نمازى را که بايد پيش از آن بخواند نخوانده است، نمى‏تواند نيت را به آن نماز برگرداند. مثلا موقعى که نماز عصر را احتياطا مى‏خواند، اگر يادش بيايد نماز ظهر را نخوانده است، نمى‏تواند نيت را به نماز ظهر برگرداند.
٧٦٢ برگرداندن نيت از نماز قضا به نماز ادا، و از نماز مستحب به نماز واجب جايز نيست.
٧٦٣ اگر وقت نماز ادا وسعت داشته باشد، انسان مى‏تواند در بين نماز نيت را به نماز قضا برگرداند، ولى بايد برگرداندن نيت به نماز قضا ممکن باشد. مثلا اگر مشغول نماز ظهر است، در صورتى مى‏تواند نيت را به قضاى صبح برگرداند که داخل رکعت‏ سوم نشده باشد.

نمازهاى مستحب

٧٦٤ نمازهاى مستحبى زياد است و آنها را نافله گويند. و بين نمازهاى مستحبى، به خواندن نافله‏هاى شبانه روز بيشتر سفارش شده، و آنها در غير روز جمعه سى و چهار رکعتند، که هشت رکعت آن نافله ظهر و هشت رکعت نافله عصر و چهار رکعت نافله مغرب و دو رکعت نافله عشا و يازده رکعت نافله شب و دو رکعت نافله صبح مى‏باشد. و چون دو رکعت نافله عشا را بنابر احتياط واجب بايد نشسته خواند،يک رکعت‏حساب مى‏شود. ولى در روز جمعه بر شانزده رکعت نافله ظهر و عصر، چهار رکعت اضافه مى‏شود.
٧٦٥ از يازده رکعت نافله شب، هشت رکعت آن بايد به نيت نافله شب، و دو رکعت آن به نيت نماز شفع، و يک رکعت آن به نيت نماز وتر خوانده شود. و دستور کامل نافله شب در کتابهاى دعا گفته شده است.
٧٦٦ نمازهاى نافله را مى‏شود نشسته خواند ولى بهتر است دو رکعت نماز نافله نشسته را يک رکعت‏حساب کند. مثلا کسى که مى‏خواهد نافله ظهر را که هشت رکعت است نشسته بخواند، بهتر است‏شانزده رکعت بخواند. و اگر مى‏خواهد نماز وتر را نشسته بخواند، دو نماز يک رکعتى نشسته بخواند.
٧٦٧ نافله ظهر و عصر را در سفر نبايد خواند. ولى نافله عشا را به نيت اينکه شايد مطلوب باشد، مى‏تواند بجا آورد.

وقت نافله‏هاى يوميه

٧٦٨ نافله نماز ظهر پيش از نماز ظهر خوانده مى‏شود. و وقت آن از اول ظهر است تا موقعى که آن مقدار از سايه شاخص که بعداز ظهر پيدا مى‏شود، به‏اندازه دو هفتم آن شود. مثلا اگر درازى شاخص هفت وجب باشد، هر وقت مقدار سايه‏اى که بعد از ظهر پيدا مى‏شود به دو وجب رسيد، آخر وقت نافله ظهر است.
٧٦٩ نافله عصر پيش از نماز عصر خوانده مى‏شود. و وقت آن تا موقعى است‏که آن مقدار از سايه شاخص که بعد از ظهر پيدا مى‏شود، به چهار هفتم آن برسد. و چنانچه بخواهد نافله ظهر يا نافله عصر را بعد از وقت آنها بخواند، بهتر است نافله ظهر را بعد از نماز ظهر، و نافله عصر را بعد از نماز عصر بخواند. و بنابر احتياط واجب، نيت ادا و قضا نکند.
٧٧٠ وقت نافله مغرب، بعد از تمام شدن نماز مغرب است تا وقتى که سرخى طرف مغرب که بعد از غروب کردن آفتاب در آسمان پيدا مى‏شود، از بين برود.
٧٧١ وقت نافله عشا، بعد از تمام شدن نماز عشا تا نصف شب است. و بهتر است بعد از نماز عشا بلافاصله خوانده شود.
٧٧٢ نافله صبح پيش از نماز صبح خوانده مى‏شود. و وقت آن بعد از گذشتن از نصف شب، به مقدار خواندن يازده رکعت نماز شب است. ولى احتياط آن است که قبل از فجر اول نخوانند، مگر آن که بعد از نافله شب بلافاصله بخوانند، که‏در اين صورت مانعى ندارد.
٧٧٣ وقت نافله شب از نصف شب است تا اذان صبح، و بهتر است نزديک اذان صبح خوانده شود.
٧٧٤ مسافر و کسى که براى او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند، مى‏تواند آن را در اول شب بجا آورد.

نماز غفیله

٧٧٥ يکى از نمازهاى مستحبى نماز غفيله است، که بين نماز مغرب و عشا خوانده مى‏شود. و وقت آن بعد از نماز مغرب است تا وقتى که سرخى طرف مغرب از بين برود. و در رکعت اول آن بعد از حمد، بايد به جاى سوره، اين آيه را بخوانند: "و ذا النون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر عليه فنادى فى الظلمات ان لا اله الا نت‏سبحانک انى کنت من الظالمين فاستجبنا له و نجيناه من الغم و کذلک ننجى المؤمنين". و در رکعت دوم بعد از حمد به جاى سوره، اين آيه را بخوانند: "و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها الا هو و يعلم ما فى البر و البحر و ما تسقط من ورقة الا يعلمها و لا حبة فى ظلمات الارض و لا رطب و لا يابس الا فى کتاب مبين". و در قنوت آن بگويند: "اللهم انى اسالک بمفاتح الغيب التى لا يعلمها الا انت ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تفعل بى کذا و کذا". و به جاى کلمه کذا و کذا حاجتهاى خود را بگويند. و بعد بگويند: "اللهم انت ولى نعمتى و القادر على طلبتى تعلم حاجتى فاسالک بحق محمد و آل محمد عليه و عليهم السلام لما قضيتها لى".

احکام قبله

٧٧٦ خانه کعبه که در مکه معظمه مى‏باشد قبله است، و بايد روبروى آن، نماز خواند. ولى کسى که دور است، اگر طورى بايستد که بگويند رو به قبله نماز مى‏خواند، کافى است. و همچنين است کارهاى ديگرى که مانند سر بريدن حيوانات بايدرو به قبله انجام گيرد.
٧٧٧ کسى که نماز واجب را ايستاده مى‏خواند، بايد طورى بايستد که بگويند رو به قبله ايستاده، و لازم نيست زانوهاى او و نوک پاى او هم رو به قبله باشد.
٧٧٨ کسى که بايد نشسته نماز بخواند، اگر نمى‏تواند به طور معمول بنشيند ودر موقع نشستن، کف پاها را به زمين مى‏گذارد، بايد در موقع نماز صورت و سينه و شکم او رو به قبله باشد، و لازم نيست‏ساق پاى او رو به قبله باشد.
٧٧٩ کسى که نمى‏تواند نشسته نماز بخواند، بايد در حال نماز به پهلوى راست طورى بخوابد که جلوى بدن او رو به قبله باشد. و اگر ممکن نيست، بايد به پهلوى چپ طورى بخوابد که جلوى بدن او رو به قبله باشد. و اگر اين را هم نتواند،بايد به پشت بخوابد، به طورى که کف پاى او رو به قبله باشد.
٧٨٠ نماز احتياط و سجده و تشهد فراموش شده را بايد رو به قبله بجا آورد. و در سجده سهو هم احتياط مستحب همين است.
٧٨١ نماز مستحبى را مى‏شود در حال راه رفتن و سوارى خواند. و اگر انسان در اين دو حال نماز مستحبى بخواند، لازم نيست رو به قبله باشد.
٧٨٢ کسى که مى‏خواهد نماز بخواند، بايد براى پيدا کردن قبله کوشش نمايد تا يقين کند که قبله کدام طرف است. و مى‏تواند به گفته دو شاهد عادل که از روى نشانه‏هاى حسى شهادت مى‏دهند، يا به قول کسى که از روى قاعده علمى قبله را مى‏شناسد و محل اطمينان است، عمل کند. و اگر اينها ممکن نشد، بايد به گمانى که از محراب مسجد مسلمانان يا قبرهاى آنان يا از راههاى ديگر پيدا مى‏شود، عمل نمايد. حتى اگر از گفته فاسق يا کافرى که به واسطه قواعد علمى قبله را مى‏شناسد گمان به قبله پيدا کند، کافى است.
٧٨٣ کسى که گمان به قبله دارد، اگر بتواند گمان قويترى پيدا کند، نمى‏تواند به گمان خود عمل نمايد. مثلا اگر ميهمان از گفته صاحبخانه گمان به قبله پيدا کند، ولى بتواند از راه ديگر گمان قويترى پيدا کند، نبايد به حرف او عمل نمايد.
٧٨٤ اگر براى پيدا کردن قبله وسيله‏اى ندارد، يا با اينکه کوشش کرده گمانش به طرفى نمى‏رود، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، بايد چهار نماز به چهار طرف بخواند. و اگر به اندازه چهار نماز وقت ندارد، بايد به اندازه‏اى که وقت دارد نماز بخواند. مثلا اگر فقط به اندازه يک نماز وقت دارد، بايد يک نماز به‏هر طرفى که مى‏خواهد بخواند. و بايد نمازها را طورى بخواند که يقين کند يکى ازآنها رو به قبله بوده، يا اگر از قبله کج بوده، به طرف دست راست و دست چپ قبله نرسيده است.
٧٨٥ اگر يقين يا گمان کند که قبله در يکى از دو طرف است، بايد به هر دو طرف نماز بخواند. ولى احتياط مستحب آن است که در صورت گمان، به چهار طرف نماز بخواند.
٧٨٦ کسى که بايد به چند طرف نماز بخواند، اگر بخواهد نماز ظهر و عصر يا مغرب و عشا را بخواند، بهتر آن است که نماز اول را به هر چند طرف که واجب است بخواند، بعد نماز دوم را شروع کند.
٧٨٧ کسى که يقين به قبله ندارد، اگر بخواهد غير از نماز کارى کند که بايدرو به قبله انجام داد، مثلا بخواهد سر حيوانى را ببرد، بايد به گمان عمل نمايد. واگر گمان ممکن نيست، به هر طرف که انجام دهد، صحيح است.

پوشانيدن بدن در نماز

٧٨٨ مرد بايد در حال نماز اگر چه کسى او را نمى‏بيند، عورتين خود را بپوشاند.و بهتر است از ناف تا زانو را هم بپوشاند.
٧٨٩ زن بايد در موقع نماز تمام بدن، حتى سر و موى خود را بپوشاند. ولى پوشاندن صورت به مقدارى که در وضو شسته مى‏شود، و دستها تا مچ، و پاها تا مچ پا لازم نيست. اما براى آنکه يقين کند که مقدار واجب را پوشانده است، بايد مقدارى از اطراف صورت و قدرى پايين تر از مچ را هم بپوشاند.
٧٩٠ موقعى که انسان قضاى سجده فراموش شده يا تشهد فراموش شده را بجامى‏آورد، بلکه بنابر احتياط واجب در موقع سجده سهو هم، بايد خود را مثل موقع نماز بپوشاند.
٧٩١ اگر انسان عمدا در نماز عورتش را نپوشاند، نمازش باطل است. بلکه‏اگر از روى ندانستن مساله هم باشد، بنابر احتياط واجب بايد نمازش را دوباره بخواند.
٧٩٢ اگر در بين نماز بفهمد که عورتش پيدا است، بايد آن را بپوشاند. و چنانچه پوشاندن عورت زياد طول بکشد، احتياط واجب آن است که نماز را تمام کند و دوباره بخواند. ولى اگر بعداز نماز بفهمد که در نماز عورت او پيدا بوده، نمازش صحيح است.
٧٩٣ اگر در حال ايستاده، لباسش عورت او را مى‏پوشاند، ولى ممکن است در حال ديگر مثلا در حال رکوع و سجود نپوشاند، چنانچه موقعى که عورت او پيدا مى‏شود به‏وسيله‏اى آن را بپوشاند، نماز او صحيح است. ولى احتياط مستحب آن است که باآن لباس نماز نخواند.
٧٩٤ انسان مى‏تواند در نماز خود را به علف و برگ درختان بپوشاند، ولى احتياط مستحب آن است که موقعى خود را با اينها بپوشاند که چيز ديگرى نداشته باشد.
٧٩٥ اگر غير از گل هيچ چيز ندارد که در نماز خود را بپوشاند، گل ساتر نيست و مى‏تواند برهنه نماز بخواند.
٧٩٦ اگر چيزى ندارد که در نماز خود را با آن بپوشاند، چنانچه احتمال دهد که پيدا مى‏کند، بنابر احتياط واجب بايد نماز را ت‏اخير بيندازد و اگر چيزى پيدا نکرد، در آخر وقت مطابق وظيفه‏اش نماز بخواند.
٧٩٧ کسى که مى‏خواهد نماز بخواند، اگر براى پوشاندن خود حتى برگ درخت و علف نداشته باشد، و احتمال ندهد که تا آخر وقت چيزى پيدا کند که خود را باآن بپوشاند، در صورتى که نامحرم او را مى‏بيند، بايد نشسته نماز بخواند و عورت خود را با ران خود بپوشاند. و اگر کسى او را نمى‏بيند، ايستاده نماز بخواند و جلوى خود را با دست بپوشاند. و در هر صورت رکوع و سجود را با اشاره انجام مى‏دهد و براى سجود سر را قدرى پايين‏تر مى‏آورد.

لباس نمازگزار

٧٩٨ لباس نمازگزار شش شرط دارد: اول: آنکه پاک باشد. دوم: آنکه مباح باشد. سوم: آنکه از اجزاى مردار نباشد. چهارم: آنکه از حيوان حرام گوشت نباشد.پنجم و ششم: آنکه اگر نمازگزار مرد است، لباس او ابريشم خالص و طلاباف نباشد.و تفصيل اينها در مسايل آينده گفته مى‏شود.

شرط اول

٧٩٩ لباس نمازگزار بايد پاک باشد. و اگر کسى عمدا با بدن يا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.
٨٠٠ کسى که نمى‏داند با بدن و لباس نجس نماز باطل است و مقصر در ندانستن حکم مساله باشد، اگر با بدن يا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل مى‏باشد.
٨٠١ اگر به واسطه تقصير در ندانستن مساله، چيز نجسى را نداند نجس است، مثلا نداند عرق شتر نجاستخوار نجس است و با آن نماز بخواند، نمازش باطل است.
٨٠٢ اگر نداند که بدن يا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد نجس بوده، نماز او صحيح است. ولى احتياط مستحب آن است که اگر وقت دارد دوباره آن نماز را بخواند.
٨٠٣ اگر فراموش کند که بدن يا لباسش نجس است و در بين نماز يا بعد از آن يادش بيايد، بايد نماز را دوباره بخواند، و اگر وقت گذشته قضا نمايد.
٨٠٤ کسى که در وسعت وقت مشغول نماز است، اگر در بين نماز بدن يا لباس او نجس شود و پيش از آن که چيزى از نماز را با نجاست بخواند، ملتفت‏شود که نجس شده يا بفهمد بدن يا لباس او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده يا از پيش نجس بوده، در صورتى که آب کشيدن بدن يا لباس يا عوض کردن لباس يا بيرون آوردن آن، نماز را به هم نمى‏زند، بايد در بين نماز بدن يا لباس را آب بکشد يا لباس را عوض نمايد يا اگر چيز ديگرى عورت او را پوشانده لباس را بيرون آورد. ولى چنانچه طورى باشد که اگر بدن يا لباس را آب بکشد يا لباس را عوض کند يا بيرون آورد نماز به هم مى‏خورد و اگر لباس را بيرون آورد برهنه مى‏ماند، بايد نماز را بشکند و با بدن و لباس پاک نماز بخواند.
٨٠٥ کسى که در تنگى وقت مشغول نماز است، اگر در بين نماز لباس او نجس شود و پيش از آنکه چيزى از نماز را با نجاست بخواند بفهمد که نجس شده يا بفهمد که لباس او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده يا از پيش نجس بوده، در صورتى که آب کشيدن يا عوض کردن يا بيرون آوردن لباس، نماز را به هم نمى‏زند و مى‏تواند لباس را بيرون آورد، بايد لباس را آب بکشد يا عوض کند يا اگر چيز ديگرى عورت او را پوشانده، لباس را بيرون آورد و نماز را تمام کند. اما اگر چيز ديگرى عورت او را نپوشانده و لباس را هم نمى‏تواند آب بکشد يا عوض کند، بايد لباس را بيرون آورد و به دستورى که براى برهنگان گفته شد، نماز را تمام کند. ولى چنانچه طورى است که اگر لباس را آب بکشد يا عوض کند، نماز به هم مى‏خورد و به واسطه سرما و مانند آن نمى‏تواند لباس را بيرون آورد، بايد با همان حال نماز را تمام کند و نمازش صحيح است.
٨٠٦ کسى که در تنگى وقت مشغول نماز است، اگر در بين نماز بدن او نجس شود و پيش از آن که چيزى از نماز را با نجاست بخواند، ملتفت‏شود که نجس شده يا بفهمد بدن او نجس است، و شک کند که همان وقت نجس شده يا از پيش نجس بوده، در صورتى که آب کشيدن بدن نماز را به هم نمى‏زند، بايد آب بکشد. واگر نماز را به هم مى‏زند، بايد با همان حال نماز را تمام کند و نماز او صحيح است.
٨٠٧ کسى که در پاک بودن بدن يا لباس خود شک دارد، چنانچه نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد که بدن يا لباسش نجس بوده، نماز او صحيح است.
٨٠٨ اگر لباس را آب بکشد و يقين کند که پاک شده است و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد پاک نشده، نمازش صحيح است.
٨٠٩ اگر خونى در بدن يا لباس خود ببيند و يقين کند که از خونهاى نجس نيست،مثلا يقين کند که خون پشه است، چنانچه بعداز نماز بفهمد از خونهايى بوده که نمى‏شود با آن نماز خواند، نماز او صحيح است.
٨١٠ هرگاه يقين کند خونى که در بدن يا لباس اوست، خون نجسى است که نماز باآن صحيح است، مثلا يقين کند خون زخم و دمل است، اگر چنانچه بعد از نماز بفهمد خونى بوده که نماز با آن باطل است، نمازش صحيح است.
٨١١ اگر نجس بودن چيزى را فراموش کند و بدن يا لباسش با رطوبت به آن برسد و در حال فراموشى نماز بخواند و بعد از نماز يادش بيايد، نماز او صحيح است. ولى اگر بدنش با رطوبت به چيزى که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد و بدون اينکه خود را آب بکشد غسل کند و نماز بخواند، غسل و نمازش باطل است. و نيز اگر جايى از اعضاى وضو با رطوبت به چيزى که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد و پيش از آنکه آن جا را آب بکشد وضو بگيرد و نماز بخواند، وضو و نمازش باطل مى‏باشد.
٨١٢ کسى که يک لباس دارد، اگر بدن و لباسش نجس شود و به اندازه آب کشيدن يکى از آنها آب داشته باشد، چنانچه بتواند لباسش را بيرون آورد، بايد بدن را آب بکشد و نماز را به دستورى که براى برهنگان گفته شد به جا آورد. و اگر به واسطه سرما يا عذر ديگر نتواند لباس را بيرون آورد، در صورتى که نجاست هر دو مساوى باشد، مثلا هر دو بول يا خون باشد، يا نجاست بدن شديدتر باشد، مثلا نجاستش بول باشد که بايد دو مرتبه آن را آب کشيد، احتياط واجب آن است که بدن را آب بکشد. و اگر نجاست لباس بيشتر يا شديدتر باشد، هر کدام از بدن يا لباس را بخواهد، مى‏تواند آب بکشد.
٨١٣ کسى که غير از لباس نجس لباس ديگرى ندارد و وقت تنگ است‏يا احتمال نمى‏دهد که لباس پاک پيدا کند، اگر به واسطه سرما يا عذر ديگر نمى‏تواند لباس را بيرون بياورد، بايد در همان لباس نماز بخواند و نمازش صحيح است. ولى چنانچه بتواند لباس را بيرون بياورد، بايد نماز را به دستورى که براى برهنگان گفته شد بجا آورد.
٨١٤ کسى که دو لباس دارد، اگر بداند يکى از آنها نجس است و دارد بايد با هر دو لباس نماز بخواند. مثلا اگر مى‏خواهد نماز ظهر و عصر بخواند، بايد با هر کدام يک نماز ظهر و يک نماز عصر بخواند. ولى اگر وقت تنگ است، بايد نماز را به دستورى که براى برهنگان گفته شد، بجا آورد. و به احتياط واجب آن نماز را بالباس پاک قضا نمايد.

شرط دوم

٨١٥ لباس نمازگزار بايد مباح باشد. و کسى که مى‏داند پوشيدن لباس غصبى حرام است، اگر عمدا در لباس غصبى يا در لباسى که نخ يا دگمه يا چيز ديگر آن غصبى است نماز بخواند، بايد آن نماز را با لباس غير غصبى اعاده نمايد.
٨١٦ کسى که مى‏داند پوشيدن لباس غصبى حرام است ولى نمى‏داند نماز را باطل مى‏کند، اگر عمدا با لباس غصبى نماز بخواند، بايد آن نماز را با لباس غير غصبى بخواند.
٨١٧ اگر نداند يا فراموش کند که لباس او غصبى است و با آن، نماز بخواند، نمازش صحيح است. ولى اگر خودش آن لباس را غصب کرده باشد و بعدا فراموش کرده و با آن نماز خوانده، به احتياط واجب بايد آن نماز را اعاده کند.
٨١٨ اگر نداند يا فراموش کند که لباس او غصبى است و در بين نماز بفهمد،چنانچه چيز ديگرى عورت او را پوشانده است و مى‏تواند فورا يا بدون اينکه موالات يعنى پى در پى بودن نماز بهم بخورد لباس غصبى را بيرون آورد، بايد آن را بيرون آورد و نمازش صحيح است. و اگر چيز ديگرى عورت او را نپوشانده يا نمى‏تواند لباس غصبى را فورا بيرون آورد يا اگر بيرون آورد پى در پى بودن نماز به‏هم مى‏خورد، در صورتى که به تعداد يک رکعت هم وقت داشته باشد، بايد نماز را بشکند و با لباس غير غصبى نماز بخواند. و اگر به اين مقدار وقت ندارد، بايد در حال نماز لباس را بيرون آورد و به دستور نماز برهنگان، نماز را تمام نمايد.
٨١٩ اگر کسى براى حفظ جانش با لباس غصبى نماز بخواند، يا مثلا براى‏اينکه دزد لباس غصبى را نبرد با آن نماز بخواند، نمازش صحيح است.
٨٢٠ اگر با عين پولى که خمس يا زکات آن را نداده لباس بخرد، نماز خواندن در آن لباس باطل است. و همچنين است اگر به ذمه بخرد و در موقع معامله قصدش اين باشد که از پولى که خمس يا زکاتش را نداده بدهد.

شرط سوم

٨٢١ لباس نمازگزار بايد از اجزاى حيوان مرده‏اى که خون جهنده دارد، يعنى حيوانى که اگر رگش را ببرند، خون از آن جستن مى‏کند، نباشد. بلکه اگر از حيوان مرده‏اى که مانند ماهى، خون جهنده ندارد لباس تهيه کند، احتياط واجب آن است که با آن نماز نخواند.
٨٢٢ بايد چيزى از مردار مانند گوشت و پوست آن که روح داشته، بنابر احتياط واجب همراه نمازگزار نباشد، گرچه لباس او هم نباشد.
٨٢٣ اگر چيزى از مردار حلال گوشت مانند مو و پشم که روح ندارد همراه نمازگزار باشد يا با لباسى که از آنها تهيه کرده‏اند نماز بخواند، نمازش صحيح است.

شرط چهارم

٨٢٤ لباس نمازگزار بايد از حيوان حرام گوشت نباشد. و اگر مويى ازآن هم همراه نمازگزار باشد نماز او باطل است.
٨٢٥ اگر آب دهان يا بينى يا رطوبت ديگرى از حيوان حرام گوشت مانند گربه بربدن يا لباس نمازگزار باشد، چنانچه تر باشد، نماز باطل و اگر خشک شده و عين آن برطرف شده باشد، نماز صحيح است.
٨٢٦ اگر مو و عرق و آب دهان کسى بر بدن يا لباس نمازگزار باشد، اشکال ندارد. و همچنين است اگر مرواريد و موم و عسل همراه او باشد.
٨٢٧ اگر شک داشته باشد که لباسى از حيوان حلال گوشت است‏يا حرام گوشت،چه در داخله تهيه شده باشد چه در خارجه، نماز با آن خواندن مانعى ندارد.
٨٢٨ اگر انسان احتمال دهد تکمه صدفى و مانند آن از حيوان است، نماز خواندن با آن مانعى ندارد. و اگر بداند صدف است و احتمال بدهد صدف گوشت نداشته باشد، نماز خواندن با آن مانع ندارد.
٨٢٩ با پوست‏سنجاب و خز نماز خواندن اشکال ندارد.
٨٣٠ اگر با لباسى که نمى‏داند که از حيوان حرام گوشت است نماز بخواند،نمازش صحيح است. ولى اگر فراموش کرده باشد، بنابر احتياط واجب بايد آن نماز را دوباره بخواند.

شرط پنجم

٨٣١ پوشيدن لباس طلاباف براى مرد حرام و نماز با آن باطل است. ولى براى زن در نماز و غير نماز اشکال ندارد.
٨٣٢ زينت کردن به طلا مثل آويختن زنجير طلا به سينه و انگشتر طلا به دست کردن و بستن ساعت مچى طلا به دست براى مرد حرام و نماز خواندن با آنها باطل است و احتياط واجب آن است که از استعمال عينک طلا هم خوددارى کند. ولى زينت کردن به طلا براى زن در نماز و غير نماز اشکال ندارد.
٨٣٣ اگر مردى نداند يا فراموش کند که انگشترى يا لباسش از طلا است و با آن نماز بخواند، نمازش صحيح است.
٨٣٤ لباس مرد نمازگزار بايد ابريشم خالص نباشد و در غير نماز هم پوشيدن آن براى مرد حرام است. و در چيزى که نماز در آن تمام نمى‏شود، مانند بند شلوار و عرقچين نيز به احتياط واجب نبايد از حرير خالص باشد.
٨٣٥ اگر آستر تمام لباس يا آستر مقدارى از آن ابريشم خالص باشد، پوشيدن آن براى مرد حرام و نماز در آن باطل است.
٨٣٦ لباسى را که نمى‏داند از ابريشم خالص است‏يا چيز ديگر، پوشيدن آن اشکال ندارد، و نماز با آن صحيح است.
٨٣٧ دستمال ابريشمى و مانند آن اگر در جيب مرد باشد، اشکال ندارد، و نماز را باطل نمى‏کند.
٨٣٨ پوشيدن لباس ابريشمى براى زن در نماز و غير نماز اشکال ندارد.
٨٣٩ پوشيدن لباس غصبى و ابريشمى خالص و طلاباف و لباسى که از مردار تهيه شده، در حال ناچارى مانعى ندارد. و نيز کسى که ناچار است لباس بپوشد و لباس ديگرى غير از اينها ندارد و تا آخر وقت هم، ناچارى او از بين نمى‏رود،مى‏تواند با اين لباسها نماز بخواند.
٨٤٠ اگر غير از لباس غصبى و لباسى که از مردار تهيه شده لباس ديگرى ندارد و ناچار نيست لباس بپوشد، بايد به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.
٨٤١ اگر غير از لباسى که از حيوان حرام گوشت تهيه شده لباس ديگرى ندارد چنانچه در پوشيدن لباس ناچار باشد مى‏تواند با همان لباس نماز بخواند و اگر ناچار نباشد بايد به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز را بجا آورد، و بنابر احتياط واجب يک نماز ديگر هم با همان لباس بخواند.
٨٤٢ اگر مرد غير از لباس ابريشمى خالص يا طلاباف لباس ديگرى نداشته باشد چنانچه در پوشيدن لباس ناچار نباشد بايد به دستورى که براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.
٨٤٣ اگر چيزى ندارد که در نماز عورت خود را با آن بپوشاند، واجب است اگرچه به کرايه يا خريدارى باشد تهيه نمايد. ولى اگر تهيه آن به قدرى پول لازم دارد که نسبت به دارايى او زياد است، يا طورى است که اگر پول را به مصرف لباس برساند به حال او ضرر دارد، بايد به دستورى که براى برهنگان گفته شد،نماز بخواند.
٨٤٤ کسى که لباس ندارد، اگر ديگرى لباس به او ببخشد يا عاريه دهد، چنانچه قبول کردن آن براى او مشقت نداشته باشد، بايد قبول کند. بلکه اگر عاريه کردن يا طلب بخشش براى او سخت نيست، بايد از کسى که لباس دارد طلب بخشش يا عاريه نمايد.
٨٤٥ بنابر احتياط واجب بايد انسان از پوشيدن لباس شهرت که پارچه يا رنگ يا دوخت آن براى کسى که مى‏خواهد آن را بپوشاند معمول نيست، خوددارى کند. ولى اگر با آن لباس نماز بخواند، اشکال ندارد.
٨٤٦ احتياط واجب آن است که مرد لباس زنانه، و زن لباس مردانه نپوشد. ولى اگر با آن نماز بخواند، اشکال ندارد.
٨٤٧ کسى که بايد خوابيده نماز بخواند، اگر برهنه باشد و لحاف يا تشک او نجس يا ابريشم خالص يا از اجزاى حيوان حرام گوشت باشد، احتياط واجب آن است که در نماز، خود را با آنها نپوشاند.

مواردى که لازم نيست بدن و لباس نمازگزار پاک باشد

٨٤٨ در سه صورت که تفصيل آنها بعدا گفته مى‏شود، اگر بدن يا لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحيح است: اول: آنکه به واسطه زخم يا جراحت‏يا دملى که در بدن او است، لباس يا بدنش به خون آلوده شده باشد. دوم: آنکه بدن يا لباس او به مقدار کمتر از درهم که تقريبا به اندازه يک اشرفى مى‏شود، به خون آلوده باشد. سوم: آنکه ناچار باشد با بدن يا لباس نجس نماز بخواند. و در دو صورت اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحيح است: اول: آنکه لباسهاى کوچک او مانند جوراب و عرقچين نجس باشد. دوم: آنکه لباس زنى که پرستار بچه است، نجس شده باشد. و احکام اين پنج صورت مفصلا در مسائل بعد گفته مى‏شود.
٨٤٩ اگر در بدن يا لباس نمازگزار خون زخم يا جراحت‏يا دمل باشد، چنانچه طورى است که آب کشيدن بدن يا لباس يا عوض کردن لباس براى بيشتر مردم يا براى خصوص او سخت است، تا وقتى که زخم يا جراحت‏يا دمل خوب نشده است،مى‏تواند با آن خون نماز بخواند. و همچنين است اگر چرکى که با خون بيرون آمده يا دوايى که روى زخم گذاشته‏اند و نجس شده، در بدن يا لباس او باشد.
٨٥٠ اگر خون بريدگى و زخمى که به زودى خوب مى‏شود و شستن آن آسان است، در بدن يا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است.
٨٥١ اگر جايى از بدن يا لباس که با زخم فاصله دارد به رطوبت زخم نجس شود،جايز نيست با آن نماز بخواند. ولى اگر مقدارى از بدن يا لباس که معمولا به رطوبت زخم آلوده مى‏شود، به رطوبت آن نجس شود، نماز خواندن با آن مانعى ندارد.
٨٥٢ اگر از توى دهان و بينى و مانند اينهاست‏خونى به بدن يا لباس برسد احتياط واجب آن است که با آن نماز نخواند ولى با خون بواسير ميشود نماز خواند اگر چه دانه‏هايش در داخل باشد.
٨٥٣ کسى که بدنش زخم است اگر در بدن يا لباس خود خونى ببيند و نداند از زخم است‏يا خون ديگر با آن نماز خواندن مانعى ندارد.
٨٥٤ اگر چند زخم در بدن باشد و به طورى نزديک هم باشند که يک زخم حساب شود، تا وقتى همه خوب نشده‏اند، نماز خواندن با خون آنها اشکال ندارد. ولى اگر به‏قدرى از هم دور باشند که هر کدام يک زخم حساب شود، هر کدام که خوب شد، بايد براى نماز بدن و لباس را از خون آن، آب بکشد.
٨٥٥ اگر سر سوزنى خون حيض يا نفاس در بدن يا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است، و بنابر احتياط واجب بايد خون استحاضه در بدن يا لباس نمازگزار نباشد. ولى خونهاى ديگر مثل خون بدن انسان يا خون حيوان حلال گوشت، و خون سگ و خوک و کافر و مردار و حيوان حرام گوشت، اگر چه در چند جاى بدن و لباس باشد، در صورتى که روى هم کمتر از درهم باشد که تقريبا به اندازه يک اشرفى مى‏شود نماز خواندن با آن اشکال ندارد. ولى احتياط مستحب آن است که از خون سگ و کافر و مردار و حيوان حرام گوشت، اجتناب کند.
٨٥٦ خونى که به لباس بى‏آستر بريزد و به پشت آن برسد، يک خون حساب مى‏شود. ولى اگر پشت آن، جدا خونى شود، بنابر احتياط واجب بايد هر کدام را جدا حساب نمود. پس اگر خونى که در پشت و روى لباس است، روى هم کمتر از درهم باشد نماز با آن صحيح، و اگر بيشتر باشد، نماز با آن نماز باطل است.
٨٥٧ اگر خون روى لباسى که آستر دارد بريزد و به آستر آن برسد، و يا به آستر بريزد و روى لباس خونى شود، بايد هر کدام را جدا حساب نمود. پس اگر خون روى لباس و آستر کمتر از درهم باشد، نماز با آن صحيح، و اگر بيشتر باشد،نماز با آن باطل است.
٨٥٨ اگر خون بدن يا لباس کمتر از درهم باشد و رطوبتى به آن برسد، در صورتى که خون و رطوبتى که به آن رسيده، به اندازه درهم يا بيشتر شود و اطراف را آلوده کند، نماز با آن باطل است. بلکه اگر رطوبت و خون به اندازه درهم نشود و اطراف را هم آلوده نکند، نماز خواندن با آن اشکال دارد. ولى اگر رطوبت مخلوط به خون شود و از بين برود، نماز صحيح است.
٨٥٩ اگر بدن يا لباس خونى نشود ولى به واسطه رسيدن به خون نجس شود، اگرچه مقدارى که نجس شده کمتر از درهم باشد، نمى‏شود با آن، نماز خواند.
٨٦٠ اگر خونى که در بدن يا لباس است، کمتر از درهم باشد و نجاست ديگرى به‏آن برسد، مثلا يک قطره بول روى آن بريزد، نماز خواندن با آن جايز نيست.
٨٦١ اگر لباسهاى کوچک نمازگزار مثل عرقچين و جوراب که نمى‏شود با آنها عورت را پوشانده نجس باشد، چنانچه از مردار و حيوان حرام گوشت درست نشده باشد، نماز با آنها صحيح است. و نيز اگر با انگشترى نجس نماز بخواند، اشکال ندارد.
٨٦٢ احتياط آن است که چيز نجسى که با آن مى‏شود عورت را پوشاند، همراه نمازگزار نباشد. ولى کسى که اين مساله را نمى‏دانسته و مثلا مدتى با اين طور نماز خوانده، لازم نيست آن نمازها را قضا کند.
٨٦٣ زنى که پرستار بچه است و بيشتر از يک لباس ندارد هرگاه شبانه روزى يک مرتبه لباس خود را آب بکشد اگرچه تا روز ديگر لباسش به بول بچه نجس شود مى‏تواند با آن لباس نماز بخواند ولى احتياط واجب آن است که لباس خود را در شبانه روز يک مرتبه براى اولين نمازى که لباسش پيش از آن نجس شده آب بکشد و نيز اگر بيشتر از يک لباس دارد ولى ناچار است که همه آنها را بپوشد چنانچه شبانه روزى يک مرتبه به دستورى که گفته شده همه آنها را آب بکشد کافى است.

چيزهايى که در لباس نمازگزار مستحب است

٨٦٤ چند چيز در لباس نمازگزار مستحب است که از آن جمله است: عمامه با تحت الحنک، پوشيدن عبا و لباس سفيد و پاکيزه‏ترين لباسها، و استعمال بوى خوش، و دست کردن انگشترى عقيق.

چيزهايى که در لباس نمازگزار مکروه است

٨٦٥ چند چيز در لباس نمازگزار مکروه است، و از آن جمله است: پوشيدن لباس سياه و چرک و تنگ، و لباس شرابخوار، و لباس کسى که از نجاست پرهيز نمى‏کند، و لباسى که نقش صورت دارد. و نيز باز بودن تکمه‏هاى لباس و دست کردن انگشترى که نقش صورت دارد، مکروه مى‏باشد.

شرایط مکان نمازگزار

مکان نمازگزار چند شرط دارد: شرط اول: آنکه مباح باشد.
٨٦٦ کسى که در ملک غصبى نماز مى‏خواند، اگر چه روى فرش و تخت و مانند اينها باشد، نمازش باطل است. ولى نماز خواندن در زير سقف غصبى و خيمه غصبى، مانعى ندارد.
٨٦٧ نماز خواندن در ملکى که منفعت آن مال ديگرى است بدون اجازه کسى که منفعت ملک مال او مى‏باشد باطل است مثلا در خانه اجاره‏اى اگر صاحب خانه يا ديگرى بدون اجازه کسى که آن خانه را اجاره کرده نماز بخواند نمازش باطل است و همچنين است اگر در ملکى که ديگرى در آن حق دارد نماز بخواند مثلا اگر ميت وصيت کرده باشد که ثلث مال او را به مصرفى برسانند تا وقتى ثلث را جدا نکنند نمى‏شود در ملک او نماز خواند.
٨٦٨ کسى که در مسجد نشسته، اگر ديگرى جاى او را غصب کند و در آنجا نماز بخواند، بنابر احتياط واجب بايد دوباره نمازش را در محل ديگرى بخواند.
٨٦٩ اگر در جايى که نمى‏داند غصبى است، نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد، يا در جايى که غصبى بودن آن را فراموش کرده، نماز بخواند، و بعد از نماز يادش بيايد، نماز او صحيح است. مگر آنکه خودش غصب کرده باشد، که در اين صورت به احتياط واجب، نمازش باطل است.
٨٧٠ اگر بداند جايى غصبى است ولى نداند که در جاى غصبى نماز باطل است، و در آنجا نماز بخواند، نماز او باطل است.
٨٧١ کسى که ناچار است نماز واجب را سواره بخواند، چنانچه حيوان سوارى يا زين آن غصبى باشد، نماز او باطل است و همچنين است اگر بخواهد سواره نماز مستحبى بخواند.
٨٧٢ کسى که در ملکى با ديگرى شريک است اگر سهم او جدا نباشد، بدون اجازه شريکش نمى‏تواند در آن ملک تصرف کند، و نماز بخواند.
٨٧٣ اگر با عين پولى که خمس و زکات آن را نداده ملکى بخرد تصرف او در آن ملک حرام و نمازش هم در آن باطل است. و همچنين است اگر به ذمه بخرد و در موقع خريدن قصدش اين باشد که از مالى که خمس يا زکاتش را نداده بدهد.
٨٧٤ اگر صاحب ملک به زبان اجازه نماز خواندن بدهد و انسان بداند که قلبا راضى نيست نماز خواندن در ملک او باطل است و اگر اجازه ندهد و انسان يقين کند که قلبا راضى است نماز صحيح است.
٨٧٥ تصرف در ملک ميتى که خمس يا زکات بدهکار است‏حرام و نماز در آن باطل است مگر آنکه بدهکارى او را بدهند يا بنا داشته باشند بدون مسامحه بپردازند.
٨٧٦ تصرف در ملک ميتى که به مردم بدهکار است‏حرام، و نماز در آن باطل است. ولى تصرفات جزئى که براى برداشتن ميت معمول است، اشکال ندارد. و نيز اگر بدهکارى او کمتر از مالش باشد و ورثه هم تصميم داشته باشند که بدهى را بدهند، تصرفى که غير فروختن و از بين بردن مال باشد، اشکال ندارد.
٨٧٧ اگر ميت قرض نداشته باشد، ولى بعضى از ورثه او صغير يا ديوانه يا غايب باشند، تصرف در ملک او حرام، و نماز در آن باطل است. ولى تصرفات جزئى که براى برداشتن ميت معمول است، اشکال ندارد.
٨٧٨ نماز خواندن در مسافر خانه و حمام و مانند اينها که براى واردين آماده است اشکال ندارد و اگر وثوق پيدا نشود که صاحبش راضى است مشکل است ولى در غير اين قبيل جاها، در صورتى مى‏شود نماز خواند که مالک آن اجازه بدهد، يا حرفى بزند که معلوم شود، براى نماز خواندن اذن داده است مثل اينکه به‏کسى اجازه دهد در ملک او بنشيند و بخوابد که از اينها فهميده مى‏شود براى نماز خواندن هم اذن داده است.
٨٧٩ در زمين بسيار وسيعى که از ده دور و چراگاه حيوانات است، اگر چه صاحبانش راضى نباشند، نماز خواندن و نشستن و خوابيدن در آن اشکال ندارد. و در زمينهاى زراعتى هم که نزديک ده است و ديوار ندارد، اگر چه در مالکين آنها صغير و ديوانه باشد، نماز و عبور و تصرفات جزئى اشکال ندارد.ولى اگر يکى از صاحبانش ناراضى باشند، تصرف در آن حرام و نماز باطل است.
٨٨٠ شرط دوم: مکان نمازگزار بايد بى‏حرکت باشد، و اگر به واسطه تنگى وقت‏يا جهت ديگر ناچار باشد در جايى که حرکت دارد مانند اتومبيل و کشتى و ترن نماز بخواند، به قدرى که ممکن است بايد در حال حرکت چيزى نخواند، و اگرآنها از قبله به طرف ديگر حرکت کنند به طرف قبله برگردد.
٨٨١ نماز خواندن در اتومبيل و کشتى و ترن و مانند اينها، وقتى ايستاده‏اند،مانعى ندارد.
٨٨٢ روى خرمن گندم و جو و مانند اينها، که نمى‏شود بى‏حرکت ماند، نماز باطل است.
٨٨٣ در جايى که به واسطه احتمال باد و باران و زيادى جمعيت و مانند اينها اطمينان ندارد که بتواند نماز را تمام کند، اگر به اميد تمام کردن شروع کند، اشکال ندارد. و اگر به مانعى برنخورد، نمازش صحيح است. و در جايى که ماندن در آن نماز نخواند، ولى اگر خواند نماز باطل نيست. و همچنين روى چيزى که ايستادن و نشستن روى آن حرام است، مثل فرشى که اسم خدا بر آن نوشته شده، بايد نماز نخواند، ولى اگر خواند، صحيح است.
شرط سوم: آنکه در جايى که سقف آن کوتاه است و نمى‏تواند در آنجا راست بايستد، يا به اندازه‏اى کوچک است که جاى رکوع و سجود ندارد، نماز نخواند. و اگر ناچار شود که در چنين جايى نماز بخواند، بايد به قدرى که ممکن است قيام و رکوع و سجود را بجا آورد.
٨٨٤ انسان بايد رعايت ادب را بکند، و جلوتر از قبر پيغمبر و امام عليه‏السلام نماز نخواند. چنانچه نماز خواندن بى‏احترامى باشد، حرام است‏ولى نماز باطل نيست.
٨٨٥ اگر در نمازى چيزى مانند ديوار بين او و قبر مطهر باشد که بى‏احترامى نشود اشکال ندارد، ولى فاصله شدن صندوق شريف و ضريح و پارچه‏اى که روى آن افتاده،کافى نيست.
شرط چهارم: آنکه مکان نمازگزار اگر نجس است به طورى تر نباشد که رطوبت آن به بدن يا لباس او برسد، ولى جايى که پيشانى را بر آن مى‏گذارد اگر نجس باشد در صورتى که خشک هم باشد، نماز باطل است، و احتياط مستحب آن است که مکان نمازگزار اصلا نجس نباشد.
٨٨٦ بنابر احتياط مستحب، بايد زن عقب‏تر از مرد بايستد و جاى سجده او ازجاى ايستادن کمى عقب‏تر باشد.
٨٨٧ اگر زن برابر مرد يا جلوتر بايستد، و با هم وارد نماز شوند، بهتر آن است که نماز را دوباره بخوانند.
٨٨٨ اگر بين مرد و زن، ديوار يا پرده يا چيز ديگرى باشد، نمازشان صحيح است، و احتياط مستحب هم در دوباره خواندن نيست.
شرط پنجم: آنکه جاى پيشانى نمازگزار از جاى زانوهاى او، بيش ازچهار انگشت بسته پست‏تر يا بلندتر نباشد، و احتياط واجب آن است که از سرانگشتان پا هم بيشتر از اين پست و بلند تر نباشد.
٨٨٩ بودن مرد و زن نامحرم در جاى خلوت، جايز نيست و احتياط در نماز نخواندن در آنجا است. ليکن اگر خواند، نمازش باطل نيست.
٨٩٠ نماز خواندن در جايى که تار و مانند آن استعمال مى‏کنند باطل نيست ولى گوش دادن به آنها حرام است.
٨٩١ در خانه کعبه و بر بام آن نماز واجب خواندن مکروه است ولى در حال ناچارى مانع ندارد.
٨٩٢ خواندن نماز مستحب در خانه کعبه و بر بام آن اشکال ندارد. بلکه مستحب است در داخل خانه مقابل هر رکنى دو رکعت نماز بخوانند.

جاهايى که نماز خواندن در آنها مستحب است

٨٩٣ در شرع مقدس اسلام بسيار سفارش شده است که نماز را در مسجد بخوانند. و بهتر از همه مسجدها مسجدالحرام است، و بعد از آن مسجد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم، و بعد مسجد کوفه، و بعد از آن مسجد بيت‏المقدس، و بعد از مسجد بيت‏المقدس مسجد جامع هر شهر، و بعد از آن مسجد محله، و بعد از مسجد محله مسجد بازار است.
٨٩٤ براى زنها نماز خواندن در خانه، بلکه در صندوقخانه و اطاق عقب بهتر است، ولى اگر بتوانند کاملا خود را از نامحرم حفظ کنند بهتر است در مسجد نماز بخوانند.
٨٩٥ نماز در حرم امامان عليهم‏السلام مستحب، بلکه بهتر از مسجد است و نماز در حرم مطهر حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام برابر دويست هزار نماز است.
٨٩٦ زياد رفتن به مسجد و رفتن در مسجدى که نمازگزار ندارد، مستحب است.و همسايه مسجد اگر عذرى نداشته باشد، مکروه است در غير مسجد نماز بخواند.
٨٩٧ مستحب است انسان با کسى که در مسجد حاضر نمى‏شود، غذا نخورد و در کارها با او مشورت نکند، و همسايه او نشود، و از او زن نگيرد و به او زن ندهد.
جاهايى که نماز خواندن در آنها مکروه است
٨٩٨ نماز خواندن در چند جا مکروه است و از آن جمله است: حمام، زمين نمکزار، مقابل انسان، مقابل درى که باز است، در جاده و خيابان و کوچه اگر براى کسانى که عبور مى‏کنند زحمت نباشد. و چنانچه زحمت باشد حرام ولى نماز باطل نيست، مقابل آتش و چراغ، در آشپزخانه و هر کجا که کوره آتش باشد،مقابل چاه و چاله‏اى که محل بول باشد، روبروى عکس و مجسمه چيزى که روح دارد،مگر آنکه روى آن پرده بکشند، در اطاقى که جنب در آن باشد، در جايى که عکس باشد اگر چه روبروى نمازگزار نباشد، مقابل قبر، روى قبر، بين دو قبر، در قبرستان.
٨٩٩ کسى که در محل عبور مردم نماز مى‏خواند، يا کسى روبروى اوست، مستحب است جلوى خود چيزى بگذارد، و اگر چوب يا ريسمانى هم باشد کافى است.
 
احکام مسجد
٩٠٠ نجس کردن زمين و سقف و بام و طرف داخل ديوار مسجد حرام است. و هر کس بفهمد که نجس شده است، بايد فورا نجاست آن را برطرف کند. و احتياط واجب آن است که طرف بيرون ديوار مسجد را هم نجس نکنند. و اگر نجس شود، نجاستش را برطرف نمايند، مگر آنکه واقف آن را جزو مسجد قرار نداده باشد.
٩٠١ اگر نتواند مسجد را تطهير نمايد، يا کمک لازم داشته باشد و پيدا نکند،تطهير مسجد بر او واجب نيست. ولى اگر بى‏احترامى به مسجد باشد، بنابر احتياط واجب بايد به کسى که مى‏تواند تطهير کند اطلاع دهد.
٩٠٢ اگر جايى از مسجد نجس شود که تطهير آن بدون کندن يا خراب کردن ممکن نيست، بايد آنجا را بکنند، يا اگر خرابى زياد لازم نمى‏آيد، خراب نمايند. و هزينه پرکردن چاله و تعمير خرابى بر کسى است که مسجد را نجس کرده است و بر اشخاصى که براى تطهير مسجد جايى از آن را کندند يا قسمتى از آن را خراب نمودند،پر کردن جايى که کنده‏اند و ساختن جايى که خراب کرده‏اند، واجب نيست. ولى اگر آن کس که نجس کرده بکند يا خراب کند، در صورت امکان بايد پر کند و تعمير نمايد.
٩٠٣ اگر مسجدى را غصب کنند و به جاى آن خانه و مانند آن بسازند که ديگر به آن مسجد نگويند، باز هم بنابر احتياط واجب، نجس کردن آن حرام و تطهير آن واجب است.
٩٠٤ نجس کردن حرم امامان عليهم‏السلام، حرام است. و اگر يکى از آنها نجس شود، چنانچه نجس ماندن آن بى‏احترامى باشد، تطهير آن واجب است. بلکه احتياط واجب آن است که اگر بى‏احترامى هم نباشد، آن را تطهير کنند.
٩٠٥ اگر حصير مسجد نجس شود، بنابر احتياط واجب بايد آن را آب بکشند. ولى چنانچه به واسطه آب کشيدن خراب مى‏شود و بريدن جاى نجس بهتر است، بايد آن را ببرند. و اگر کسى که نجس کرده ببرد، بايد خودش اصلاح کند.
٩٠٦ بردن عين نجس مانند خون در مسجد اگر بى‏احترامى به مسجد باشد حرام است. و همچنين بردن چيزى که نجس شده در صورتى که بى‏احترامى به مسجد باشد حرام است.
٩٠٧ اگر مسجد را براى روضه خوانى چادر بزنند و فرش کنند و سياهى بکوبند و اسباب چاى در آن ببرند، در صورتى که اين کارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نماز خواندن نشود، اشکال ندارد.
٩٠٨ بنابر احتياط واجب مسجد را به طلا نبايد زينت نمايند. و همچنين نبايد صورت چيزهايى که مثل انسان و حيوان روح دارد در مسجد نقش کنند، و نقاشى چيزهايى که روح ندارد مثل گل و بوته، مکروه است.
٩٠٩ اگر مسجد خراب هم شود، نمى‏توانند آن را بفروشند يا داخل ملک و جاده نمايند.
٩١٠ فروختن در و پنجره و چيزهايى ديگر مسجد حرام است، و اگر مسجد خراب شود، بايد اينها را صرف تعمير همان مسجد کنند، و چنانچه به درد آن مسجد نخورد بايد در مسجد ديگر مصرف شود. ولى اگر به درد مسجدهاى ديگر هم نخورد مى‏توانند آن را بفروشند و پول آن را اگر ممکن است صرف تعمير همان مسجد و گرنه صرف تعمير مسجد ديگر نمايند.
٩١١ ساختن مسجد و تعمير مسجدى که نزديک به خرابى مى‏باشد مستحب است. و اگر مسجد طورى خراب شود که تعمير آن ممکن نباشد، مى‏توانند آن را خراب کنند و دوباره بسازند. بلکه مى‏توانند مسجدى را که خراب نشده براى احتياج مردم خراب کنند و بزرگتر بسازند.
٩١٢ تميز کردن مسجد و روشن کردن چراغ آن مستحب است. و کسى که مى‏خواهد مسجد برود، مستحب است‏خود را خوشبو کند و لباس پاکيزه و قيمتى بپوشد و ته کفش خود را وارسى کند که نجاستى به آن نباشد. و موقع داخل شدن به مسجد اول پاى راست و موقع بيرون آمدن اول پاى چپ را بگذارد. همچنين مستحب است از همه زودتر به مسجد آيد و از همه ديرتر از مسجد بيرون رود.
٩١٣ وقتى انسان وارد مسجد مى‏شود، مستحب است دو رکعت نماز به قصد تحيت و احترام مسجد بخواند، و اگر نماز واجب يا مستحب ديگرى هم بخواند کافى است.
٩١٤ خوابيدن در مسجد اگر انسان ناچار نباشد و صحبت کردن راجع به کارهاى دنيا و مشغول صنعت‏شدن و خواندن شعرى که نصيحت و مانند آن نباشد، مکروه است. و نيز مکروه است آب دهان و بينى و اخلاط سينه را در مسجد بيندازد، و گمشده‏اى را طلب کند و صداى خود را بلند کند، ولى بلند کردن صدا براى اذان مانعى ندارد.
٩١٥ راه دادن بچه و ديوانه به مسجد مکروه است. و کسى که پياز و سير و مانند اينها خورده که بوى دهانش مردم را اذيت ميکند، مکروه است به مسجد برود.
اذان و اقامه
٩١٦ براى مرد و زن مستحب است پيش از نمازهاى يوميه اذان و اقامه بگويند، ولى پيش از نماز عيد فطر و قربان مستحب است‏سه مرتبه بگويند:"الصلاة". و در نمازهاى واجب ديگر سه مرتبه الصلاة را به قصد رجاء بگويد.
٩١٧ مستحب است در روز اولى که بچه به دنيا مى‏آيد يا پيش از آنکه بندنافش بيفتد، در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگويند.
٩١٨ اذان هيجده جمله است: "الله اکبر" چهار مرتبه، "اشهد ان لا اله الا الله،اشهد ان محمدا رسول الله، حى على الصلاه، حى على الفلاح، حى على خير العمل، الله اکبر، لا اله الا الله"، هر يک دو مرتبه. و اقامه هفده جمله است‏يعنى دو مرتبه"الله اکبر" از اول اذان، و يک مرتبه "لا اله الا الله" از آخر آن کم مى‏شود، و بعداز گفتن "حى على خير العمل" بايد دو مرتبه "قد قامت الصلاه" اضاضه نمود.
٩١٩ "اشهد ان عليا ولى الله" جزو اذان و اقامه نيست، ولى خوب است بعداز "اشهد ان محمدا رسول الله" به قصد قربت گفته شود.
ترجمه اذان و اقامه
"الله اکبر" يعنى خداى تعالى بزرگتر از آن است که او را وصف کنند."اشهد ان لا اله الا الله" يعنى شهادت مى‏دهم که غير خدايى که يکتا و بى‏همتا است، خداى ديگرى سزاوار پرستش نيست. "اشهد ان محمدا رسول الله" يعنى شهادت مى‏دهم که حضرت محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله و سلم، پيغمبر و فرستاده خدا است. "اشهد ان عليا امير المؤمنين ولى الله" يعنى شهادت مى‏دهم که حضرت على عليه الصلاة و السلام، امير المؤمنين و ولى خدا بر همه خلق است. "حى على الصلاه"يعنى بشتاب براى نماز. "حى على الفلاح" يعنى بشتاب براى رستگارى. "حى على خيرالعمل" يعنى بشتاب براى بهترين کارها که نماز است. "قد قامت الصلاه" يعنى به تحقيق نماز برپا شد. "لا اله الا الله" يعنى خدايى سزاوار پرستش نيست مگر خدايى که يکتا و بى‏همتا است.
٩٢٠ بين جمله‏هاى اذان و اقامه بايد خيلى فاصله نشود. و اگر بين آنها بيشتر از معمول فاصله بيندازد، بايد دوباره آن را از سر بگيرد.
٩٢١ اگر در اذان و اقامه صدا را در گلو بيندازد، چنانچه غنا شود يعنى به طور آوازه خوانى که در مجالس لهو و بازيگرى معمول است اذان و اقامه را بگويد حرام است، و اگر غنا نشود مکروه مى‏باشد.
٩٢٢ در پنج نماز اذان ساقط مى‏شود : اول: نماز عصر روز جمعه. دوم:نماز عصر روز عرفه که روز نهم ذى‏حجه است. سوم: نماز عشاى شب عيد قربان براى کسى که در مشعر الحرام باشد. چهارم: نماز عصر و عشاى زن مستحاضه. پنجم:نماز عصر و عشاى کسى که نمى‏تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى کند. و در اين پنج نماز در صورتى اذان ساقط مى‏شود که با نماز قبلى فاصله نشود، يا فاصله کمى بين آنها باشد، ولى فاصله شدن نافله و تعقيب ضرر ندارد.
٩٢٣ اگر براى نماز جماعتى اذان و اقامه گفته باشند، کسى که با آن جماعت نماز مى‏خواند، نبايد براى نماز خود اذان و اقامه بگويد.
٩٢٤ اگر براى خواندن نماز جماعت به مسجد رود و ببيند جماعت تمام شده،تا وقتى که صفها به هم نخورده و جمعيت متفرق نشده نمى‏تواند براى نماز خود اذان و اقامه بگويد، در صورتى که براى جماعت اذان و اقامه گفته شده باشد.
٩٢٥ در جايى که عده‏اى مشغول نماز جماعتند يا نماز آنان تازه تمام شده وصفها به هم نخورده است، اگر انسان بخواهد فرادى يا با جماعت ديگرى که برپا مى‏شود نماز بخواند، با سه شرط اذان و اقامه از او ساقط مى‏شود: اول: آنکه براى آن نماز اذان و اقامه گفته باشند. دوم: آنکه نماز جماعت باطل نباشد. سوم: آنکه نماز او و نماز جماعت در يک مکان باشد. پس اگر نماز جماعت داخل مسجد باشد و او بخواهد در بام مسجد نماز بخواند، مستحب است اذان و اقامه بگويد.
٩٢٦ اگر در شرط دوم از شرطهايى که در مساله پيش گفته شده شک کند يعنى شک کند که نماز جماعت صحيح بوده يا نه، اذان و اقامه از او ساقط است. ولى اگردر يکى از دو شرط ديگر شک کند، مستحب است اذان و اقامه بگويد.
٩٢٧ کسى که اذان و اقامه ديگرى را مى‏شنود، مستحب است هر قسمتى را که مى‏شنود بگويد. ولى در حکايت اقامه که از ديگرى بشنود از "حى على الصلاة" تا "حى على خير العمل" را به اميد ثواب بگويد.
٩٢٨ کسى که اذان و اقامه ديگرى را شنيده، چه با او گفته باشد يا نه، در صورتى که بين آن اذان و اقامه و نمازى که مى‏خواهد بخواند زياد فاصله نشده باشد،مى‏تواند براى نماز خود اذان و اقامه نگويد.
٩٢٩ اگر مرد اذان زن را با قصد لذت بشنود، اذان از او ساقط نمى‏شود. بلکه‏اگر قصد لذت هم نداشته باشد، ساقط شدن اذان اشکال دارد.
٩٣٠ اذان و اقامه نماز جماعت را بايد مرد بگويد، ولى در جماعت زنان اگر زن اذان و اقامه بگويد، کافى است.
٩٣١ اقامه بايد بعد از اذان گفته شود. و اگر قبل از اذان بگويند، صحيح نيست.
٩٣٢ اگر کلمات اذان و اقامه را بدون ترتيب بگويد، مثلا "حى على الفلاح" را پيش از "حى على الصلاة" بگويد، بايد از جايى که ترتيب به هم خورده دوباره بگويد.
٩٣٣ بايد بين اذان و اقامه فاصله ندهد. و اگر بين آنها به قدرى فاصله دهد که اذانى را که گفته اذان اين اقامه حساب نشود، مستحب است دوباره اذان و اقامه را بگويد. و نيز اگر بين اذان و اقامه و نماز به قدرى فاصله دهد که اذان و اقامه آن نماز حساب نشود، مستحب است دوباره براى آن نماز اذان و اقامه بگويد.
٩٣٤ اذان و اقامه بايد به عربى صحيح گفته شود. پس اگر به عربى غلط بگويد يا به جاى حرفى حرف ديگر بگويد، يا مثلا ترجمه آنها را به فارسى بگويد، صحيح نيست.
٩٣٥ اذان و اقامه بايد بعد از داخل شدن وقت نماز گفته شود. و اگر عمدا يا از روى فراموشى پيش از وقت بگويد، باطل است.
٩٣٦ اگر پيش از گفتن اقامه شک کند که اذان گفته يا نه، بايد اذان را بگويد.ولى اگر مشغول اقامه شود و شک کند که اذان گفته يا نه، گفتن اذان لازم نيست.
٩٣٧ اگر در بين اذان يا اقامه پيش از آنکه قسمتى را بگويد شک کند که قسمت پيش از آن را گفته يا نه، بايد قسمتى را که در گفتن آن شک کرده بگويد.ولى اگر در حال گفتن قسمتى از اذان يا اقامه شک کند که آنچه پيش از آن است‏گفته يا نه، گفتن آن لازم نيست.
٩٣٨ مستحب است انسان در موقع گفتن اذان رو به قبله بايستد و با وضو يا غسل باشد و دستها را به گوش بگذارد و صدا را بلند نمايد و بکشد و بين جمله‏هاى اذان کمى فاصله دهد و بين آنها حرف نزند.
٩٣٩ مستحب است بدن انسان در موقع گفتن اقامه آرام باشد، و آن را از اذان آهسته‏تر بگويد، و جمله‏هاى آن را به هم نچسباند. ولى به اندازه‏اى که بين جمله‏هاى اذان فاصله مى‏دهد، بين جمله‏هاى اقامه فاصله ندهد.
٩٤٠ مستحب است بين اذان و اقامه يک قدم بردارد يا قدرى بنشيند يا سجده کند يا ذکر بگويد يا دعا بخواند يا قدرى ساکت باشد يا حرفى بزند يا دو رکعت نماز بخواند. ولى حرف زدن بين اذان و اقامه نماز صبح مستحب نيست، ولى نماز خواندن بين اذان و اقامه نماز مغرب را به اميد ثواب بياورد.
٩٤١ مستحب است کسى را که براى گفتن اذان معين مى‏کنند، عادل و وقت‏شناس و صدايش بلند باشد و اذان را در جاى بلند بگويد.
واجبات نماز
واجبات نماز يازده چيز است: اول: نيت. دوم: قيام يعنى ايستادن. سوم:تکبيرة الاحرام يعنى گفتن "الله اکبر" در اول نماز. چهارم: رکوع. پنجم: سجود. ششم:قرائت. هفتم: ذکر. هشتم: تشهد. نهم: سلام. دهم: ترتيب. يازدهم: موالات يعنى پى در پى بودن اجزاء نماز.
٩٤٢ بعضى از واجبات نماز رکن است، يعنى اگر انسان آنها را بجا نياورد يا در نماز اضافه کند، عمدا باشد يا اشتباها، نماز باطل مى‏شود. و بعضى ديگر رکن نيست، يعنى اگر عمدا کم يا زياد شود، نماز باطل مى‏شود. و چنانچه اشتباها کم يا زياد گردد، نماز باطل نمى‏شود. و رکن پنج چيز است: اول: نيت. دوم: تکبيرة الاحرام. سوم: قيام در موقع گفتن تکبيرة الاحرام، و قيام متصل به رکوع يعنى ايستادن پيش از رکوع. چهارم: رکوع. پنجم: دو سجده.
نيت
٩٤٣ انسان بايد نماز را به نيت قربت‏يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم به جا آورد و لازم نيست نيت را از قلب خود بگذراند يا مثلا به زبان بگويد که چهار رکعت نماز ظهر مى‏خوانم قربه الى الله.
٩٤٤ اگر در نماز ظهر يا در نماز عصر نيت کند که چهار رکعت نماز مى‏خوانم و معين نکند ظهر است‏يا عصر، نماز او باطل است. و نيز کسى که مثلا قضاى نماز ظهر بر او واجب است، اگر در وقت نماز ظهر بخواهد آن نماز قضا يا نماز ظهر را بخواند، بايد نمازى را که مى‏خواند در نيت معين کند.
٩٤٥ انسان بايد از اول تا آخر نماز به نيت‏خود باقى باشد. پس اگر در بين نماز به طورى غافل شود که اگر بپرسند چه مى‏کنى نداند چه بگويد، نمازش باطل است.
٩٤٦ انسان بايد فقط براى انجام امر خداوند عالم نماز بخواند. پس کسى که ريا کند يعنى براى نشان دادن به مردم نماز بخواند، نمازش باطل است، خواه فقط براى مردم باشد، يا خدا و مردم هر دو را در نظر بگيرد.
٩٤٧ اگر قسمتى از نماز را هم براى غير خدا بجا آورد نماز باطل است، چه آن قسمت واجب باشد مثل حمد و سوره، چه مستحب باشد مانند قنوت. بلکه اگر تمام نماز را براى خدا بجا آورد ولى براى نشان دادن به مردم در جاى مخصوصى مثل مسجد، يا در وقت مخصوصى مثل اول وقت، يا به طرز مخصوصى مثلا با جماعت بخاند، نمازش باطل است.
تکبيرة الاحرام
٩٤٨ گفتن "الله اکبر" در اول هر نماز، واجب و رکن است و بايد حروف"الله" و حروف "اکبر" و دو کلمه "الله" و "اکبر" را پشت‏سر هم بگويد. و نيز بايد اين دو کلمه به عربى صحيح گفته شود، و اگر به عربى غلط بگويد يا مثلا ترجمه آن را به فارسى بگويد صحيح نيست.
٩٤٩ احتياط واجب آن است که تکبيرة الاحرام نماز را به چيزى که پيش ازآن مى‏خواند مثلا به اقامه يا به دعايى که پيش از تکبير مى‏خواند، نچسباند.
٩٥٠ اگر انسان بخواهد "الله اکبر" را به چيزى که بعد از آن مى‏خواند مثلا به"بسم الله الرحمن الرحيم" بچسباند، بايد ر اکبر را پيش بدهد.
٩٥١ موقع گفتن تکبيرة الاحرام بايد بدن آرام باشد، و اگر عمدا در حالى که بدنش حرکت دارد تکبيرة الاحرام را بگويد، باطل است. و چنانچه سهوا حرکت کند، بنابر احتياط واجب بايد اول عملى که نماز را باطل مى‏کند انجام دهد و دوباره تکبير بگويد.
٩٥٢ تکبير و حمد و سوره و ذکر و دعا را بايد طورى بخواند که خودش بشنود.و اگر به واسطه سنگينى يا کرى گوش يا سر و صداى زياد نمى‏شنود، بايد طورى بگويد که اگر مانعى نباشد بشنود.
٩٥٣ کسى که لال است‏يا زبان او مرضى دارد که نمى‏تواند "الله اکبر" را درست بگويد، بايد به هر طور که مى‏تواند بگويد. و اگر هيچ نمى‏تواند بگويد، بايد در قلب خود بگذارند و براى تکبير اشاره کند، و زبانش را هم اگر مى‏تواند حرکت دهد.
٩٥٤ مستحب است بعد از تکبيرة الاحرام بگويد: "يا محسن قد اتاک المسيى‏ء و قد امرت المحسن ان يتجاوز عن المسيى‏ء انت المحسن و انا المسيى‏ء بحق محمد و آل محمد صل على محمد و آل محمد و تجاوز عن قبيح ما تعلم منى"، يعنى اى خدايى که به بندگان احسان مى‏کنى، بنده گنهکار به در خانه تو آمده و تو امر کرده‏اى که نيکوکار از گنهکار بگذرد، تو نيکوکارى و من گناهکار، به حق محمد و آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم رحمت‏خود را بر محمد و آل محمد بفرست و از بديهايى که مى‏دانى از من سر زده بگذر.
٩٥٥ مستحب است موقع گفتن تکبير اول نماز و تکبيرهاى بين نماز، دستها را تا مقابل گوشها بالا ببرد.
٩٥٦ اگر شک کند که تکبيرة الاحرام را گفته يا نه، چنانچه مشغول خواندن چيزى شده به شک خود اعتنا نکند. و اگر چيزى نخوانده، بايد تکبير را بگويد.
٩٥٧ اگر بعد از گفتن تکبيرة الاحرام شک کند که آن را صحيح گفته يا نه، بايد به شک خود اعتنا نکند.
قيام (ايستادن)
٩٥٨ قيام در موقع گفتن تکبيرة الاحرام و قيام پيش از رکوع که آن را قيام متصل به رکوع مى‏گويند رکن است. ولى قيام در موقع خواندن حمد و سوره و قيام بعد از رکوع، رکن نيست و اگر کسى آن را از روى فراموشى ترک کند، نمازش صحيح است.
٩٥٩ واجب است پيش از گفتن تکبير و بعد از آن مقدارى بايستد تا يقين کند که‏در حال ايستادن تکبير گفته است.
٩٦٠ اگر رکوع را فراموش کند و بعد از حمد و سوره بنشيند و يادش بيايد که رکوع نکرده، بايد بايستد و به رکوع رود. و اگر بدون اين که بايستد به حال خميدگى به رکوع برگردد، چون قيام متصل به رکوع را بجا نياورده، نماز او باطل است.
٩٦١ موقعى که ايستاده است بايد بدن را حرکت ندهد و به طرفى خم نشود وبه جايى تکيه نکند. ولى اگر از روى ناچارى باشد، يا در حال خم شدن براى رکوع پاها را حرکت دهد، اشکال ندارد.
٩٦٢ اگر موقعى که ايستاده از روى فراموشى بدن را حرکت دهد يا به طرفى خم شود يا به جايى تکيه کند اشکال ندارد. ولى در قيام موقع گفتن تکبيرة الاحرام و قيام متصل به رکوع اگر از روى فراموشى هم باشد، بنابر احتياط واجب بايد نماز را تمام کند و دوباره بخواند.
٩٦٣ بايد در موقع ايستادن هر دو پا روى زمين باشد. ولى لازم نيست‏سنگينى بدن روى هر دو پا باشد، و اگر روى يک پا هم باشد اشکال ندارد.
٩٦٤ کسى که مى‏تواند درست بايستد، اگر پاها را خيلى گشاد بگذارد که به حال ايستادن معمولى نباشد، نمازش باطل است.
٩٦٥ موقعى که انسان در نماز مى‏خواهد کمى جلو يا عقب رود يا کمى بدن را به طرف است‏يا چپ حرکت دهد، بايد چيزى نگويد، ولى "بحول الله و قوته اقوم و اقعد" را بايد در حال برخاستن بگويد، و در موقع گفتن ذکرهاى واجب هم بدن بايد بى‏حرکت باشد. بلکه احتياط واجب آن است که در موقع گفتن ذکرهاى مستحبى نماز، بايد بدنش آرام باشد.
٩٦٦ اگر در حال حرکت بدن ذکر بگويد، مثلا موقع رفتن به رکوع يا رفتن به سجده تکبير بگويد، چنانچه آن را به قصد ذکرى که در نماز دستور داده‏اند بگويد، بايد احتياطا نماز را دوباره بخواند. و اگر به اين قصد نگويد بلکه بخواهد ذکرى گفته باشد، نماز صحيح است.
٩٦٧ حرکت دادن دست و انگشتان در موقع خواندن حمد اشکال ندارد، اگر چه احتياط مستحب آن است که آنها را هم حرکت ندهد.
٩٦٨ اگر موقع خواندن حمد و سوره يا خواندن تسبيحات بى‏اختيار به قدرى حرکت کند که از حال آرام بودن بدن خارج شود، احتياط واجب آن است که بعد از آرام گرفتن بدن، آنچه را در حال حرکت‏خوانده دوباره بخواند.
٩٦٩ اگر در بين نماز از ايستادن عاجز شود بايد بنشيند، و اگر از نشستن هم عاجز شود بايد بخوابد، ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى نخواند.
٩٧٠ تا انسان مى‏تواند ايستاده نماز بخواند، نبايد بنشيند. مثلا کسى که در موقع ايستادن بدنش حرکت مى‏کند يا مجبور است به چيزى تکيه دهد يا بدنش را کج کند يا خم شود يا پاها را بيشتر از معمول گشاد بگذارد، بايد به هر طور که مى‏تواند ايستاده نماز بخواند. ولى اگر به هيچ قسم حتى مثل حال رکوع هم نتواند بايستد، بايد راست بنشيند و نشسته نماز بخواند.
٩٧١ تا انسان مى‏تواند بنشيند، نبايد خوابيده نماز بخواند. و اگر نتواند راست بنشيند بايد هر طور که مى‏تواند بنشيند، و اگر به هيچ قسم نمى‏تواند بنشيند بايد به طورى که در احکام قبله گفته شد به پهلوى راست بخوابد، و اگر نمى‏تواند به پهلوى چپ، و اگر آن هم ممکن نيست به پشت بخوابد به طورى که کف پاهاى او رو به قبله باشد.
٩٧٢ کسى که نشسته نماز مى‏خواند، اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بايستد و رکوع را ايستاده بجا آورد، بايد بايستد و از حال ايستاده به رکوع رود. و اگرنتواند، بايد رکوع را هم نشسته بجا آورد.
٩٧٣ کسى که خوابيده نماز مى‏خواند، اگر در بين نماز بتواند بنشيند، بايد مقدارى را که مى‏تواند نشسته بخواند. و نيز اگر مى‏تواند بايستد، بايد مقدارى را که مى‏تواند ايستاده بخواند، ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى نخواند.
٩٧٤ کسى که نشسته نماز مى‏خواند، اگر در بين نماز بتواند بايستد بايد مقدارى را که مى‏تواند ايستاده بخواند، ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى نخواند.
٩٧٥ کسى که مى‏تواند بايستد، اگر بترسد که به واسطه ايستادن مريض شود يا ضررى به او برسد، مى‏تواند نشسته نماز بخواند. و اگر از نشستن هم بترسد، مى‏تواند خوابيده نماز بخواند.
٩٧٦ اگر انسان احتمال بدهد که تا آخر وقت بتواند ايستاده نماز بخواند، مى‏تواند اول وقت نماز بخواند، اگر چه احتياط آن است که نماز را تاخير بيندازد.
٩٧٧ مستحب است در حال ايستادن بدن را راست نگهدارد، شانه‏ها را پايين بيندازد، دستها را روى رانها بگذارد، انگشتها را به هم بچسباند، جاى سجده را نگاه کند، سنگينى بدن را به طور مساوى روى دو پا بيندازد، با خضوع و خشوع باشد، پاها را پس و پيش نگذارد، اگر مرد است پاها را از سه انگشت باز تا يک وجب فاصله دهد، و اگر زن است پاها را به هم بچسباند.
قرائت
٩٧٨ در رکعت اول و دوم نمازهاى واجب يوميه انسان بايد اول حمد و بعد از آن يک سوره تمام بخواند.
٩٧٩ اگر وقت نماز تنگ باشد يا انسان ناچار شود که سوره را نخواند، مثلا بترسد که اگر سوره را بخواند دزد يا درنده يا چيز ديگرى به او صدمه بزند، نبايد سوره را بخواند. و اگر در کارى عجله داشته باشد، مى‏تواند سوره را نخواند.
٩٨٠ اگر عمدا سوره را پيش از حمد بخواند، نمازش باطل است. و اگر اشتباها سوره را پيش از حمد بخواند و در بين آن يادش بيايد، بايد سوره را رها کند و بعد از خواندن حمد سوره را از اول بخواند.
٩٨١ اگر حمد و سوره يا يکى از آنها را فراموش کند و بعد از رسيدن به رکوع بفهمد، نمازش صحيح است.
٩٨٢ اگر پيش از آنکه براى رکوع خم شود، بفهمد که حمد و سوره را نخوانده بايد بخواند، و اگر بفهمد سوره را نخوانده بايد فقط سوره را بخواند. ولى اگر بفهمد حمد تنها را نخوانده، بايد اول حمد و بعد از آن دوباره سوره را بخواند. و نيز اگر خم شود و پيش از آنکه به رکوع برسد بفهمد حمد و سوره يا سوره تنها يا حمد تنها را نخوانده، بايد بايستد و به همين دستور عمل نمايد.
٩٨٣ اگر در نماز يکى از چهار سوره‏اى را که آيه سجده دارد و در مساله گفته شد عمدا بخواند، نمازش باطل است.
٩٨٤ اگر اشتباها مشغول خواندن سوره‏اى شود که سجده واجب دارد، چنانچه پيش از رسيدن به آيه سجده بفهمد، بايد آن سوره را رها کند و سوره ديگر بخواند. و اگر بعد از خواندن آيه سجده بفهمد، بايد در بين نماز با اشاره سجده آن را بجا آورد و به همان سوره که خوانده اکتفا نمايد.
٩٨٥ اگر در نماز آيه سجده را بشنود و به اشاره سجده کند، نمازش صحيح است.
٩٨٦ در نماز مستحبى خواندن سوره لازم نيست، اگر چه آن نماز به واسطه نذر کردن واجب شده باشد. ولى در بعضى از نمازهاى مستحبى مثل نماز وحشت که سوره مخصوصى دارد، اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار کرده باشد، بايد همان سوره را بخواند.
٩٨٧ در نماز جمعه و در نماز ظهر روز جمعه، مستحب است در رکعت اول بعد از"حمد" سوره " جمعه"، و در رکعت دوم بعد از "حمد" سوره "منافقين" بخواند. واگر مشغول يکى از اينها شود، بنابر احتياط واجب نمى‏تواند آن را رها کند و سوره ديگر بخواند.
٩٨٨ اگر بعد از حمد مشغول خواندن سوره "قل هو الله احد" يا سوره "قل يا ايها الکافرون" شود، نمى‏تواند آن را رها کند و سوره ديگر بخواند. ولى در نماز جمعه و نماز ظهر روز جمعه اگر از روى فراموشى به جاى سوره "جمعه" و "منافقين" يکى از اين دو سوره را بخواند، تا به نصف نرسيده مى‏تواند آن را رها کند و سوره"جمعه" و "منافقين" را بخواند.
٩٨٩ اگر در نماز جمعه يا نماز ظهر روز جمعه عمدا سوره "قل هو الله احد"يا سوره "قل يا ايها الکافرون" بخواند، اگر چه به نصف نرسيده باشد، بنابر احتياط واجب نمى‏تواند رها کند و سوره "جمعه" و "منافقين" را بخواند.
٩٩٠ اگر در نماز غير سوره "قل هو الله احد" و "قل يا ايها الکافرون" سوره ديگرى بخواند، تا به نصف نرسيده مى‏تواند رها کند و سوره ديگر بخواند.
٩٩١ اگر مقدارى از سوره را فراموش کند يا از روى ناچارى مثلا به واسطه تنگى وقت‏يا جهت ديگر نشود آن را تمام نمايد، مى‏تواند آن سوره را رها کند و سوره ديگر بخواند، اگر چه از نصف گذشته باشد يا سوره‏اى را که مى‏خوانده "قل هو الله احد" يا "قل يا ايها الکافرون" باشد.
٩٩٢ بر مرد واجب است‏حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند بخواند. و بر مرد و زن واجب است‏حمد و سوره نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند.
٩٩٣ مرد بايد در نماز صبح و مغرب و عشا مواظب باشد که تمام کلمات حمد و سوره حتى حرف آخر آنها را بلند بخواند.
٩٩٤ زن مى‏تواند حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند يا آهسته بخواند.ولى اگر نامحرم صدايش را بشنود، بنابر احتياط واجب بايد آهسته بخواند.
٩٩٥ اگر در جايى که بايد نماز را بلند بخواند عمدا آهسته بخواند، يا در جايى که بايد آهسته خواند عمدا بلند بخواند، نمازش باطل است. ولى اگر از روى فراموشى يا ندانستن مساله باشد، صحيح است. و اگر در بين خواندن حمد و سوره هم بفهمد اشتباه کرده، لازم نيست مقدارى را که خوانده دوباره بخواند.
٩٩٦ اگر کسى در خواندن حمد و سوره بيشتر از معمول صدايش را بلند کند، مثل آنکه آنها را با فرياد بخواند، نمازش باطل است.
٩٩٧ انسان بايد نماز را ياد بگيرد که غلط نخواند. و کسى که به هيچ قسم نمى‏تواند صحيح آن را ياد بگيرد، بايد هر طور که مى‏تواند بخواند، و احتياط مستحب آن است که نماز را به جماعت بجا آورد.
٩٩٨ کسى که حمد و سوره و چيزهاى ديگر نماز را به خوبى نمى‏داند و مى‏تواند ياد بگيرد، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، بايد ياد بگيرد و اگر وقت تنگ است، بنابر احتياط واجب در صورتى که ممکن باشد بايد نمازش را به جماعت بخواند.
٩٩٩ احتياط واجب آن است که براى ياد دادن واجبات نماز مزد نگيرد، ولى براى مستحبات آن اشکال ندارد.
١٠٠٠ اگر يکى از کلمات حمد يا سوره را نداند، يا عمدا آن را نگويد، يا بجاى حرفى، حرف ديگر بگويد مثلا به جاى ض،ظ بگويد، يا جايى که بايد بدون زير و زبر خوانده شود زير و زبر بدهد، يا تشديد را نگويد، نماز او باطل است.
١٠٠١ اگر انسان کلمه‏اى را صحيح بداند و در نماز همانطور بخواند و بعد بفهمد غلط خوانده لازم نيست دوباره نماز را بخواند و يا اگر وقت گذشته قضا نمايد.
١٠٠٢ اگر زير و زبر کلمه‏اى را نداند بايد ياد بگيرد، ولى اگر کلمه‏اى را که وقف کردن آخر آن جايز است هميشه وقف کند ياد گرفتن زير و زبر آن لازم نيست و نيز اگر نداند مثلا کلمه‏اى به س است‏يا به ص بايد ياد بگيرد و چنانچه دو جور يا بيشتر بخواند، مثل آن که در "اهدنا الصراط المستقيم"، "مستقيم"را يک مرتبه با "سين" و يک مرتبه با "صاد" بخواند نمازش باطل است، مگر آنکه هر دو جور قرائت‏شده باشد و به اميد رسيدن به واقع بخواند.
١٠٠٣ اگر در کلمه‏اى "واو" باشد و حرف قبل از "واو" در آن کلمه پيش داشته باشد و حرف بعد از "واو" در آن کلمه همزه ء باشد مثل کلمه "سوء" بهتر است آن "واو" را مد بدهد، يعنى آن را بکشد و همچنين اگر در کلمه‏اى "الف"باشد و حرف قبل از "الف" در آن کلمه زبر داشته باشد و حرف بعد از "الف" در آن کلمه همزه باشد مثل "جاء"، بهتر است "الف" آن را بکشد و نيز اگر در کلمه‏اى ى باشد و حرف پيش از ى در آن کلمه زير داشته باشد و حرف بعد از ى‏در آن کلمه همزه باشد مثل "جى‏ء"، بهتر آن است ى را با مد بخواند و اگر بعداز اين "واو" و "الف" و ى بجاى همزه ء حرفى باشد که ساکن است، يعنى زير و زبر و پيش ندارد باز هم بهتر آن است اين سه حرف را با مد بخواند، مثلا در"و لا الضالين" که بعد از "الف" حرف "لام" ساکن است ، بهتر آن است "الف" آن را با مد بخواند.
١٠٠٤ احتياط مستحب آن است که در نماز، وقف به حرکت و وصل به سکون ننمايد. و معنى وقف به حرکت آن است که زير يا زبر يا پيش آخر کلمه‏اى را بگويدو بين آن کلمه و کلمه بعدش فاصله دهد. مثلا بگويد "الرحمن الرحيم" و ميم "الرحيم"را زير بدهد و بعد قدرى فاصله دهد و بگويد: "مالک يوم الدين". و معنى وصل به سکون آن است که زير يا زبر يا پيش کلمه‏اى را نگويد و آن کلمه را به کلمه بعد بچسباند، مثل آنکه بگويد : "الرحمن الرحيم" و ميم "الرحيم" را زير ندهد و فورا"مالک يوم الدين" را بگويد.
١٠٠٥ در رکعت‏سوم و چهارم نماز مى‏تواند فقط يک حمد بخواند يا سه مرتبه تسبيحات اربعه بگويد، يعنى سه مرتبه بگويد: "سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر"، و اگر يک مرتبه هم تسبيحات اربعه را بگويد کافى است. و مى‏تواند در يک رکعت‏حمد، و در رکعت ديگر تسبيحات بگويد، و بهتر است در هر دو رکعت تسبيحات بخواند.
١٠٠٦ در تنگى وقت بايد تسبيحات اربعه را يک مرتبه بگويد.
١٠٠٧ بر مرد و زن واجب است که در رکعت‏سوم و چهارم نماز، حمد يا تسبيحات را آهسته بخوانند.
١٠٠٨ اگر در رکعت‏سوم و چهارم حمد بخواند، بنابر احتياط واجب بايد "بسم الله" آن را هم آهسته بگويد.
١٠٠٩ کسى که نمى‏تواند تسبيحات را ياد بگيرد يا درست بخواند، بايد در رکعت‏سوم و چهارم حمد بخواند.
١٠١٠ اگر در دو رکعت اول نماز به خيال اين که دو رکعت آخر است تسبيحات بگويد، چنانچه پيش از رکوع بفهمد، بايد حمد و سوره را بخواند و اگر در رکوع يا بعد از رکوع بفهمد، نمازش صحيح است.
١٠١١ اگر در دو رکعت آخر نماز به خيال اينکه در دو رکعت اول است‏حمد بخواند، يا در دو رکعت اول نماز با اينکه گمان مى‏کرده در دو رکعت آخر است‏حمد بخواند، چه پيش از رکوع بفهمد چه بعد از آن، نمازش صحيح است.
١٠١٢ اگر در رکعت‏سوم يا چهارم مى‏خواست‏حمد بخواند تسبيحات به زبانش آمد يا مى‏خواست تسبيحات بخواند حمد به زبانش آمد بايد آن را رها کند و دوباره حمد يا تسبيحات را بخواند ولى اگر عادتش خواندن چيزى بوده که به زبانش آمده و در خزانه قلبش آن را قصد داشته مى‏تواند همان را تمام کند و نمازش صحيح است.
١٠١٣ کسى که عادت دارد در رکعت‏سوم و چهارم تسبيحات بخواند اگر بدون قصد مشغول خواندن حمد شود بايد آن را رها کند و دوباره حمد يا تسبيحات را بخواند.
١٠١٤ در رکعت‏سوم و چهارم مستحب است بعد از تسبيحات استغفار کند، مثلا بگويد: " استغفر الله ربى و اتوب اليه" يا بگويد: "اللهم اغفر لى". و اگر به گمان آنکه حمد يا تسبيحات را گفته، مشغول گفتن استغفار شود و شک کند که حمد يا تسبيحات را خوانده يا نه، بايد به شک خود اعتنا ننمايد. ولى اگر نمازگزار پيش از خم شدن براى رکوع در حالى که مشغول گفتن استغفار نيست، شک کند که حمد يا تسبيحات را خوانده يا نه، بايد حمد يا تسبيحات را بخواند.
١٠١٥ اگر در رکوع رکعت‏سوم يا چهارم يا در حال رفتن به رکوع شک کند که حمد يا تسبيحات را خوانده يا نه، بايد به شک خود اعتنا نکند.
١٠١٦ هرگاه شک کند که آيه يا کلمه‏اى را درست گفته يا نه، اگر به‏چيزى که بعد از آن است مشغول نشده، بايد آن آيه يا کلمه را به طور صحيح بگويد. واگر به چيزى که بعد از آن است مشغول شده، چنانچه آن چيز رکن باشد مثل آنکه در رکوع شک کند که فلان کلمه از سوره را درست گفته يا نه، بايد به شک خود اعتنا نکند. و اگر رکن نباشد، مثلا موقع گفتن "الله الصمد" شک کند که "قل هو الله احد"را درست گفته يا نه، باز هم مى‏تواند به شک خود اعتنا نکند. ولى اگر احتياطا آن آيه يا کلمه را به طور صحيح بگويد، اشکال ندارد. و اگر چند مرتبه هم شک کند،مى‏تواند چند بار بگويد. اما اگر به وسواس برسد و باز هم بگويد، بنابر احتياط واجب بايد نمازش را دوباره بخواند.
١٠١٧ مستحب است در رکعت اول پيش از خواندن حمد بگويد: "اعوذ بالله من الشيطان الرجيم" و در رکعت اول و دوم نماز ظهر و عصر "بسم الله" را بلند بگويد و حمد و سوره را شمرده بخواند و در آخر هر آيه وقف کند، يعنى آن آيه را به آيه بعد نچسباند، و در حال خواندن حمد و سوره به معناى آيه توجه داشته و اگر فرادى مى‏خواند بعد از آنکه حمد خودش تمام شد بگويد: "الحمد لله رب العالمين". بعد از خواندن سوره "قل هو الله احد" يک يا دو يا سه مرتبه "کذلک الله ربى" يا سه مرتبه"کذلک الله ربنا" بگويد، بعد از خواندن سوره کمى صبر کند و بعد تکبير پيش از رکوع را بگويد يا قنوت را بخواند.
١٠١٨ مستحب است در تمام نمازها در رکعت اول سوره "انا انزلناه" و در رکعت دوم سوره "قل هو الله احد" را بخواند.
١٠١٩ مکروه است انسان در تمام نمازهاى يک شبانه روز سوره "قل هو الله احد" را نخواند.
١٠٢٠ خواندن سوره "قل هو الله احد" به يک نفس مکروه است.
١٠٢١ سوره‏اى را که در رکعت اول خوانده، مکروه است در رکعت دوم بخواند،ولى اگر سوره " قل هو الله احد" را در هر دو رکعت بخواند مکروه نيست.
رکوع
١٠٢٢ در هر رکعت بعد از قرائت بايد به اندازه‏اى خم شود که بتواند دست را به زانو بگذارد، و اين عمل را رکوع مى‏گويند.
١٠٢٣ اگر به اندازه رکوع خم شود ولى دستها را به زانو نگذارد اشکال ندارد.
١٠٢٤ هرگاه رکوع را بطور غير معمول بجا آورد، مثلا به چپ يا راست‏خم شود،اگر چه دستهاى او به زانو برسد صحيح نيست.
١٠٢٥ خم شدن بايد به قصد رکوع باشد، پس اگر به قصد کار ديگرى مثلا براى کشتن جانور خم شود، نمى‏تواند آن را رکوع حساب کند بلکه بايد بايستد و دوباره براى رکوع خم شود، و به واسطه اين عمل، رکن زياد نشده و نماز باطل نمى‏شود.
١٠٢٦ کسى که دست‏يا زانوى او با دست و زانوى ديگران فرق دارد، مثلا دستش خيلى بلند است که اگر کمى خم شود به زانو مى‏رسد يا زانوى او پايين‏تر از مردم ديگر است که بايد خيلى خم شود تا دستش به زانو برسد بايد به انداره معمول خم شود.
١٠٢٧ کسى که نشسته رکوع مى‏کند بايد به قدرى خم شود که صورتش مقابل زانوها برسد، و بهتر است به قدرى خم شود که صورت نزديک جاى سجده برسد.
١٠٢٨ انسان هر ذکرى در رکوع بگويد کافى است ولى احتياط واجب آن است که به قدر سه مرتبه "سبحان الله" يا يک مرتبه "سبحان ربى العظيم و بحمده"کمتر نباشد.
١٠٢٩ ذکر رکوع بايد دنبال هم و به عربى صحيح گفته شود و مستحب است آن را سه يا پنچ يا هفت مرتبه بلکه بيشتر بگويند.
١٠٣٠ در رکوع بايد به مقدار ذکر واجب، بدن آرام باشد و در ذکر مستحب هم اگر آن را به قصد ذکرى که براى رکوع دستور داده‏اند بگويد بنابر احتياط واجب، آرام بودن بدن لازم است.
١٠٣١ اگر موقعى که ذکر واجب رکوع را مى‏گويد، بى‏اختيار به قدرى حرکت کند که از حال آرام بودن بدن خارج شود بايد بعد از آرام گرفتن بدن بنابر احتياط واجب دوباره ذکر را بگويد ولى اگر کمى حرکت کند که از حال آرام بودن بدن خارج نشود، يا انگشتان را حرکت دهد اشکال ندارد.
١٠٣٢ اگر پيش از آن که به مقدار رکوع خم شود و بدن آرام گيرد عمدا ذکر رکوع را بگويد نمازش باطل است.
١٠٣٣ اگر پيش از تمام شدن ذکر واجب، عمدا سر از رکوع بردارد نمازش باطل است، و اگر سهوا سر بردارد چنانچه پيش از آنکه از حال رکوع خارج شود، يادش بيايد که ذکر رکوع را تمام نکرده، بايد در حال آرامى بدن دوباره ذکر را بگويد،و اگر بعد از آنکه از حال رکوع خارج شد، يادش بيايد، نماز او صحيح است.
١٠٣٤ اگر نتواند به مقدار ذکر در رکوع بماند در صورتى که بتواند پيش ازآنکه از حد رکوع بيرون رود ذکر را بگويد، بايد در آن حال تمام کند. و اگرنتواند، در حال برخاستن ذکر را به قصد رجاء بگويد.
١٠٣٥ اگر به واسطه مرض و مانند آن در رکوع آرام نگيرد نماز صحيح است، ولى بايد پيش از آنکه از حال رکوع خارج شود، ذکر واجب يعنى "سبحان ربى العظيم و بحمده" يا سه مرتبه " سبحان الله" را بگويد.
١٠٣٦ هرگاه نتواند به اندازه رکوع خم شود بايد به چيزى تکيه دهد و رکوع کند و اگر موقعى هم که تکيه داده نتواند به طور معمول رکوع کند بايد به هر اندازه مى‏تواند خم شود و اگر هيچ نتواند خم شود بايد موقع رکوع بنشيند و نشسته رکوع کند، و احتياط مستحب آن است که نماز ديگرى هم بخواند و براى رکوع آن با سر اشاره نمايد.
١٠٣٧ کسى که مى‏تواند ايستاره نماز بخواند اگر در حال ايستاده يا نشسته نتواند رکوع کند بايد ايستاده نماز بخواند و براى رکوع با سر اشاره کند، و اگرنتواند اشاره کند بايد به نيت رکوع چشمها را هم بگذارد و ذکر آن را بگويد وبه نيت برخاستن از رکوع چشمها را باز کند. و اگر از اين هم عاجز است بايد در قلب نيت رکوع کند و ذکر آن را بگويد.
١٠٣٨ کسى که نمى‏تواند ايستاده يا نشسته رکوع کند و براى رکوع فقط مى‏تواند در حالى که نشسته است کمى خم شود يا در حالى که ايستاده است با سر اشاره کند بايد ايستاده نماز بخواند و براى رکوع با سر اشاره نمايد و احتياط مستحب آن است که نماز ديگرى هم بخواند و موقع رکوع آن بنشيند و هر قدر مى‏تواند براى رکوع خم شود.
١٠٣٩ اگر بعد از رسيدن به حد رکوع و آرام گرفتن بدن سر بردارد و دو مرتبه به قصد رکوع به اندازه رکوع خم شود نمازش باطل است، و نيز اگر بعداز آنکه به اندازه رکوع خم شد و بدنش آرام گرفت به قصد رکوع به قدرى خم شود که از اندازه رکوع بگذرد و دوباره به رکوع برگردد بنابر احتياط واجب نمازش باطل است و بهتر آن است که نماز را تمام کند و از سر بخواند.
١٠٤٠ بعد از تمام شدن ذکر رکوع بايد راست بايستد و بعد از آنکه بدن آرام گرفت به سجده رود، و اگر عمدا پيش از ايستادن يا پيش از آرام گرفتن بدن به سجده رود نمازش باطل است.
١٠٤١ اگر رکوع را فراموش کند و پيش از آنکه به سجده برسد يادش بيايد بايد بايستد بعد به رکوع رود و چنانچه به حالت‏خميدگى به رکوع برگردد نمازش باطل است.
١٠٤٢ اگر بعد از آنکه پيشانى به زمين برسد يادش بيايد که رکوع نکرده، بنابر احتياط واجب بايد بايستد و رکوع را بجا آورد، و نماز را تمام کند و دوباره بخواند.
١٠٤٣ مستحب است پيش از رفتن به رکوع در حالى که راست ايستاده تکبير بگويدو در رکوع زانوها را به عقب دهد و پشت را صاف نگه دارد و گردن را بکشد و مساوى پشت نگه دارد و بين دو قدم را نگاه کند و پيش از ذکر يا بعد از آن صلوات بفرستد و بعد از آنکه از رکوع برخاست و راست ايستاد، در حال آرامى بدن بگويد: "سمع الله لمن حمده".
١٠٤٤ مستحب است در رکوع زنها دست را از زانو بالاتر بگذارند و زانوها را به عقب ندهند.
 
سجود
١٠٤٥ نمازگزار بايد در هر رکعت از نمازهاى واجب و مستحب بعد از رکوع دو سجده کند و سجده آن است که پيشانى و کف دو دست و سر دو زانو و سر دو انگشت بزرگ پاها را بر زمين بگذارد.
١٠٤٦ دو سجده روى هم يک رکن است که اگر کسى در نماز واجب عمدا يا از روى فراموشى هر دو را ترک کند يا دو سجده ديگر به آنها اضافه نمايد، نمازش باطل است.
١٠٤٧ اگر عمدا يک سجده کم يا زياد کند نماز باطل مى‏شود، و اگر سهوا يک سجده کم کند حکم آن بعدا گفته خواهد شد.
١٠٤٨ اگر پيشانى را عمدا يا سهوا به زمين نگذارد سجده نکرده است اگر چه جاهاى ديگر به زمين برسد، ولى اگر پيشانى را به زمين بگذارد و سهوا جاهاى ديگر را به زمين نرساند يا سهوا ذکر نگويد سجده صحيح است.
١٠٤٩ در سجده هر ذکرى بگويد کافى است ولى احتياط واجب آن است که مقدار ذکر از سه مرتبه «سبحان الله‏» يا يک مرتبه «سبحان ربى الاعلى و بحمده‏» کمتر نباشد و مستحب است «سبحان ربى الاعلى و بحمده‏» را سه يا پنچ يا هفت مرتبه بگويد.
١٠٥٠ در سجود بايد به مقدار ذکر واجب، بدن آرام باشد. و موقع گقتن ذکر مستحب هم اگر آن را به قصد ذکرى که براى سجده دستور داده‏اند بگويد، آرام بودن بدن لازم است.
١٠٥١ اگر پيش از آن که پيشانى به زمين برسد و بدن آرام بگيرد، عمدا ذکر سجده را بگويد يا پيش از تمام شدن ذکر عمدا سر از سجده بردارد، نماز باطل است.
١٠٥٢ اگر پيش از آن که پيشانى به زمين برسد و بدن آرام گيرد سهوا ذکر سجده را بگويد و پيش از آن که سر از سجده بردارد، بفهمد اشتباه کرده بايد دوباره در حال آرام بودن ذکر را بگويد.
١٠٥٣ اگر بعد از آن که سر از سجده برداشت، بفهمد که پيش از آرام گرفتن بدن ذکر را گفته يا پيش از آن که ذکر سجده تمام شود سر برداشته، نمازش صحيح است.
١٠٥٤ اگر موقعى که ذکر سجده را مى‏گويد يکى از هفت عضو را عمدا از زمين بردارد ، نماز باطل مى‏شود ولى موقعى که مشغول گفتن ذکر نيست اگر غير پيشانى جاهاى ديگر را از زمين بردارد و دوباره بگذارد، اشکال ندارد.
١٠٥٥ اگر پيش از تمام شدن ذکر سجده سهوا پيشانى را از زمين بردارد نمى‏تواند دوباره به زمين بگذارد و بايد آن را يک سجده حساب کند، ولى اگر جاهاى ديگر را سهوا از زمين بردارد بايد دو مرتبه به زمين بگذارد و ذکر را بگويد.
١٠٥٦ بعد از تمام شدن ذکر سجده اول بايد بنشيند تا بدن آرام گيرد و دوباره به سجده رود.
١٠٥٧ جاى پيشانى نمازگزار بايد از جاهاى زانوهايش پست‏تر و بلندتراز چهار انگشت بسته نباشد، بلکه احتياط واجب آن است که جاى پيشانى او از جاى انگشتانش پست‏تر و بلندتر از چهار انگشت بسته نباشد.
١٠٥٨ در زمين سراشيب که سراشيبى آن درست معلوم نيست احتياط واجب آن است که جاى پيشانى نمازگزار از جاى انگشتهاى پا و سر زانوهاى او بيش از چهار انگشت بسته بلندتر نباشد.
١٠٥٩ اگر پيشانى را سهوا به چيزى بگذارد که از جاى انگشتهاى پا و سر زانوهاى او بلندتر از چهار انگشت بسته است چنانچه بلندى آن به قدرى است که نمى‏گويند در حال سجده است مى‏تواند سر را بردارد و به چيزى که بلندى آن به اندازه چهار انگشت بسته يا کمتر است بگذارد، و مى‏تواند سر را به روى آن چه به اندازه چهار انگشت‏يا کمتر است بکشد، و اگر بلندى آن به قدرى است که مى‏گويند در حال سجده است احتياط واجب آن است که پيشانى را از روى آن به روى چيزى که بلندى آن به انداره چهار انگشت بسته يا کمتر است بکشد، و اگر کشيدن پيشانى ممکن نيست بنابر احتياط واجب بايد پيشانى را بلند کند و بر موضعى که بلندى زايدى ندارد بگذارد و نماز را تمام کند و دوباره بخواند.
١٠٦٠ بايد بين پيشانى و آنچه بر آن سجده مى‏کند چيزى نباشد، پس اگر مهر به‏قدرى چرک باشد که پيشانى به خود مهر نرسد سجده باطل است، ولى اگر مثلا رنگ مهر تغيير کرده باشد، اشکال ندارد.
١٠٦١ در سجده بايد کف دست را بر زمين بگذارد ولى در حال ناچارى پشت دست هم مانعى ندارد، و اگر پشت دست ممکن نباشد بايد مچ دست را بگذارد، و چنانچه آن را هم نتواند بايد تا آرنج هر جا که ميتواند بر زمين بگذارد و اگر آن هم ممکن نيست گذاشتن بازو کافى است.
١٠٦٢ در سجده بنابر احتياط واجب بايد سر دو انگشت بزرگ پاها را به زمين بگذارد و اگر انگشتهاى ديگر پا يا روى پا را به زمين بگذارد يا به واسطه بلند بودن ناخن، سر شست به زمين نرسد نمازش باطل است.
١٠٦٣ کسى که مقدارى از شست پايش بريده بايد بقيه آن را به زمين بگذارد، واگر چيزى از آن نمانده يا اگر مانده خيلى کوتاه است بايد بقيه انگشتان را بگذارد و اگر هيچ انگشت ندارد بايد هر مقدارى از پا باقى مانده به زمين بگذارد.
١٠٦٤ اگر به طور غير معمول سجده کند مثلا سينه و شکم را به زمين بچسباند بنابر احتياط مستحب بايد نماز را دوباره بخواند، ولى اگر پاها را دراز کند،اگرچه هفت عضوى که گفته شد به زمين برسد بنابر احتياط واجب بايد نماز را دوباره بخواند.
١٠٦٥ مهر يا چيز ديگرى که بر آن سجده ميکند بايد پاک باشد ولى اگر مثلا مهر را روى فرش نجس بگذارد يا يک طرف مهر نجس باشد و پيشانى را به طرف پاک آن بگذارد اشکال ندارد.
١٠٦٦ اگر در پيشانى دمل و مانند آن باشد، چنانچه ممکن است بايد با جاى سالم پيشانى سجده کند. و اگر ممکن نيست بايد زمين را گود کند و دمل را در گودال و جاى سالم را به مقدارى که براى سجده کافى باشد بر زمين بگذارد.
١٠٦٧ اگر دمل يا زخم تمام پيشانى را گرفته باشد بايد به يکى از دو طرف پيشانى سجده کند و اگر ممکن نيست، به چانه و اگر به چانه هم ممکن نيست بايد به هر جاى از صورت که ممکن است‏سجده کند. و اگر به هيچ جاى از صورت ممکن نيست، بايد با جلو سر سجده نمايد.
١٠٦٨ کسى که نميتواند پيشانى را به زمين برساند بايد به قدرى که مى‏تواند خم شود و مهر يا چيز ديگرى را که سجده بر آن صحيح است روى چيز بلندى گذاشته و طورى پيشانى را بر آن بگذارد که بگويند سجده کرده است ولى بايد کف دستها و زانوها و انگشتان پا را به طور معمول به زمين بگذارد.
١٠٦٩ کسى که هيچ نمى‏تواند خم شود بايد براى سجده بنشيند و با سر اشاره کند، و اگر نتواند بايد با چشمها اشاره نمايد و در هر دو صورت احتياط واجب آن است که اگر مى‏تواند بقدرى مهر را بلند کند که پيشانى را بر آن بگذارد و اگر نمى‏تواند احتياط مستحب آن است که مهر را بلند کند و به پيشانى بگذاردو اگر با سر يا چشمها هم نمى‏تواند اشاره کند بايد در قلب نيت‏سجده کند و بنابر احتياط واجب با دست و مانند آن براى سجده اشاره نمايد.
١٠٧٠ کسى که نمى‏تواند بنشيند بايد ايستاده نيت‏سجده کند و چنانچه مى‏تواند براى سجده با سر اشاره کند، و اگر نمى‏تواند با چشمها اشاره نمايد، و اگر اين را هم نمى‏تواند در قلب يت‏سجده کند و بنابر احتياط واجب با دست و مانند آن براى سجده اشاره نمايد.
١٠٧١ اگر پيشانى بى‏اختيار از جاى سجده بلند شود چنانچه ممکن باشد بايد نگذارد دوباره به جاى سجده برسد و اين يک سجده حساب مى‏شود چه ذکر سجده را گفته باشد يا نه و اگر نتواند سر را نگه دارد و بى‏اختيار دوباره به جاى سجده برسد روى هم يک سجده حساب مى‏شود و اگر ذکر نگفته باشد بايد بگويد.
١٠٧٢ جايى که انسان بايد تقيه کند مى تواند بر فرش و مانند آن سجده نمايد و لازم نيست براى نماز به جاى ديگر برود.
١٠٧٣ اگر روى چيزى که بدن روى آن آرام نمى‏گيرد سجده کند باطل است. ولى روى تشک پر يا چيز ديگرى که بعد از سر گذاشتن و مقدارى پايين رفتن آرام مى‏گيرد سجده کند، اشکال ندارد.
١٠٧٤ اگر انسان ناچار شود که در زمين گل نماز بخواند، بنابر احتياط واجب بايد در حالى که ايستاده است براى سجده با سر اشاره کند و تشهد را ايستاده بخواند.
١٠٧٥ در رکعت اول و رکعت‏سومى که تشهد ندارد مثل رکعت‏ سوم نماز ظهر و عصر و عشا اگر بعد از سجده دوم بدون آنکه مقدارى بنشيند براى رکعت بعد برخيزد نمازش صحيح است، ولى بنابر احتياط واجب بايد بعد از سجده دوم قدرى بى‏حرکت بنشيند و بعد برخيزد.
چيزهايى که سجده بر آن صحيح است
١٠٧٦ بايد بر زمين و چيزهاى غير خوراکى که از زمين مى‏رويد مانند چوب و برگ رخت‏سجده کرد و سجده بر چيزهاى خوراکى و پوشاکى صحيح نيست و نيز سجده کردن بر چيزهاى معدنى مانند طلا و نقره و عقيق و فيروزه باطل است، اما سجده کردن بر سنگهاى معدنى مانند سنگ مرمر و سنگهاى سياه اشکال ندارد.
١٠٧٧ احتياط واجب آن است که بر برگ درخت مو اگر تازه باشد سجده نکنند.
١٠٧٨ سجده بر چيزهايى که از زمين مى‏رويد و خوراک حيوان است مثل علف و کاه صحيح است.
١٠٧٩ سجده بر گلهايى که خوراکى نيستند صحيح است ولى سجده بر دواهاى خوراکى که از زمين مى‏رويد مانند گل بنفشه و گل گاو زبان صحيح نيست.
١٠٨٠ سجده بر گياهى که خوردن آن در بعضى از شهرها معمول است و در شهرهاى ديگر معمول نيست و نيز سجده بر ميوه نارس صحيح نيست.
١٠٨١ سجده بر سنگ آهک و سنگ گچ صحيح است بلکه به گچ و آهک پخته و آجر و کوزه گلى و مانند آن هم مى‏شود سجده کرد.
١٠٨٢ اگر کاغذ را از چيزى که سجده بر آن صحيح است مثلا از کاه ساخته باشند مى‏شود بر آن سجده کرد و سجده بر کاغذى که از پنبه و مانند آن ساخته شده اشکال ندارد.
١٠٨٣ براى سجده بهتر از هر چيز تربت‏حضرت سيدالشهدا عليه السلام مى‏باشد، بعد از آن خاک، بعد از خاک سنگ، و بعد از سنگ گياه است.
١٠٨٤ اگر چيزى که سجده بر آن صحيح است ندارد يا اگر دارد بواسطه سرما يا گرماى زياد و مانند اينها نمى‏تواند بر آن سجده کند بايد به لباسش اگر از کتان يا پنبه است‏سجده کند و اگر از چيز ديگر است بر همان چيز سجده کند و اگر آن هم نيست بايد بر پشت دست و چنانچه آنهم ممکن نباشد به چيز معدنى مانند انگشتر عقيق سجده نمايد.
١٠٨٥ سجده بر گل و خاک سستى که پيشانى روى آن آرام نمى‏گيرد اگر بعد ازآن که مقدارى فرو رفت آرام بگيرد اشکال ندارد.
١٠٨٦ اگر در سجده اول مهر به پيشانى بچسبد و بدون اينکه مهر را بردارد دوباره به سجده برود اشکال دارد ، بلکه نماز باطل است و بايد اعاده کند.
١٠٨٧ اگر در بين نماز چيزى که بر آن سجده مى‏کند گم شود و چيزى که سجده بر آن صحيح است نداشته باشد چنانچه وقت وسعت دارد بايد نماز را بشکند و اگر وقت تنگ است بايد به لباسش اگر از پنبه يا کتان است‏سجده کند و اگر ازچيز ديگرى است بر همان چيز و اگر آنهم ممکن نيست بر پشت دست و اگر آن هم نمى‏شود به چيز معدنى مانند انگشتر عقيق سجده نمايد.
١٠٨٨ هرگاه در حال سجده بفهمد پيشانى را بر چيزى گذاشته که سجده بر آن باطل است اگر ممکن باشد بايد پيشانى را از روى آن به روى چيزى که سجده بر آن صحيح است بکشد و اگر وقت تنگ است به دستورى که در مساله پيش گفته شد عمل کند.
١٠٨٩ اگر بعد از سجده بفهمد پيشانى را روى چيزى گذاشته که سجده بر آن باطل است اشکال ندارد.
١٠٩٠ سجده کردن براى غير خداوند متعال حرام ميباشد و بعضى از مردم عوام که مقابل قبر امامان عليهم السلام پيشانى را به زمين مى‏گذارند اگر براى شکر خداوند متعال باشد اشکال ندارد و گرنه حرام است.
مستحبات و مکروهات سجده
١٠٩١ در سجده چند چيز مستحب است: ١- کسى که ايستاده نماز مى‏خواند بعد از آنکه سر از رکوع برداشت و کاملا ايستاد و کسى که نشسته نماز مى‏خواند بعد از آن که کاملا نشست براى رفتن به سجده تکبير بگويد. ٢- موقعى که مرد مى‏خواهد به سجده برود اول دستها را و زن اول زانوها را به زمين بگذارد. ٣- بينى را به مهر يا چيزى که سجده بر آن صحيح است بگذارد. ٤- در حال سجده انگشتان دست را به هم بچسباند و برابر گوش بگذارد بطورى که سر آنها رو به قبله باشد. ٥- در سجده دعا کند و از خدا حاجت بخواهد و اين دعا را بخواند: «يا خير المسؤولين و يا خير المعطين ارزقنى و ارزق عيالى من فضلک فانک ذو الفضل العظيم‏»، يعنى اى بهترين کسى که از او سؤال مى‏کنند و اى بهترين عطا کنندگان، روزى بده به من و عيال من از فضل خودت، پس به درستى که تو داراى فضل بزرگى. ٦- بعد از سجده بر ران چپ بنشيند و روى پاى راست را بر کف پاى چپ بگذارد. ٧- بعد از هر سجده وقتى نشست و بدنش آرام گرفت تکبير بگويد. ٨- بعد از سجده اول بدنش که آرام گرفت «استغفر الله ربى و اتوب اليه‏» بگويد. ٩- سجده را طول بدهد و در موقع نشستن دستها را روى رانها بگذارد. ١٠- براى رفتن به سجده دوم در حال آرامى بدن «الله اکبر» بگويد. ١١- در سجده‏ها صلوات بفرستد و اگر آن را به قصد ذکرى که در سجده‏ها دستور داده‏اند بگويد اشکال ندارد. ١٢- در موقع بلند شدن، دستها را بعد از زانوها از زمين بردارد . ١٣- مردها آرنجها و شکم را به زمين نچسبانند و بازوها را از پهلو جدا نگاه دارند و زنها آرنجها و شکم را بر زمين بگذارند و اعضاى بدن را به يکديگر بچسبانند.و مستحبات ديگر سجده در کتابهاى مفصل گفته شده است.
١٠٩٢ قرآن خواندن در سجده مکروه است و نيز مکروه است براى برطرف کردن گرد و غبار جاى سجده را فوت کند و اگر در اثر فوت کردن دو حرف از دهان بيرون‏آيد نماز باطل است. و غير اينها مکروهات ديگرى هم در کتابهاى مفصل گفته شده است.
سجده واجب قرآن
١٠٩٣ در هر يک از چهار سوره: «و النجم، اقرا، الم تنزيل و حم سجده‏» يک آيه سجده است که اگر انسان بخواند يا گوش به آن دهد بعد از تمام شدن آن آيه بايد فورا سجده کند و اگر فراموش کرد هر وقت‏يادش آمد بايد سجده نمايد.
١٠٩٤ اگر انسان موقعى که آيه سجده را مى‏خواند از ديگرى هم بشنود چنانچه گوش داده دو سجده نمايد و اگر به گوشش خورده يک سجده کافى است.
١٠٩٥ در غير نماز اگر در حال سجده آيه سجده را بخواند يا به آن گوش بدهد بايد سر از سجده بردارد و دوباره سجده کند.
١٠٩٦ اگر آيه سجده را از کسى که قصد خواندن قرآن ندارد بشنود، يا از مثل گرامافون آيه سجده را بشنود، لازم نيست‏سجده نمايد. ولى اگر از آلتى که صداى خود انسان را مى‏رساند بشنود، واجب است‏سجده کند.
١٠٩٧ در سجده واجب قرآن نمى‏شود بر چيزهاى خوراکى و پوشاکى سجده کرد ولى ساير شرايط سجده را که در نماز است لازم نيست مراعات کنند.
١٠٩٨ در سجده واجب قرآن بايد طورى عمل کند که بگويند سجده کرد.
١٠٩٩ هرگاه در سجده واجب قرآن پيشانى را به قصد سجده به زمين بگذارد، اگر چه ذکر نگويد کافى است، و گفتن ذکر مستحب است. و بهتر است بگويد: «لا اله الا الله حقا حقا لا اله الا الله ايمانا و تصديقا لا اله الا الله عبودية و رقا سجدت لک يا رب تعبدا و رقا لا مستنکفا و لا مستکبرا بل انا عبد ذليل ضعيف خائف مستجير».
تشهد
١١٠٠ در رکعت دوم تمام نمازهاى واجب و رکعت‏سوم نماز مغرب و رکعت چهارم نماز ظهر و عصر و عشا بايد انسان بعد از سجده دوم بنشيند و در حال آرام بودن بدن تشهد بخواند يعنى بگويد: «اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريک له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله اللهم صل على محمد و آل محمد».
١١٠١ کلمات تشهد بايد به عربى صحيح و به طورى که معمول است پشت‏سر هم گفته شود.
١١٠٢ اگر تشهد را فراموش کند و بايستد و پيش از رکوع يادش بيايد که تشهد را نخوانده، بايد بنشيند و تشهد را بخواند و دوباره بايستد و آنچه بايد در آن رکعت‏خوانده شود بخواند و نماز را تمام کند و اگر در رکوع يا بعد از آن يادش بيايد بايد نماز را تمام کند و بعد از سلام نماز تشهد را قضا کند و بنابر احتياط واجب براى تشهد فراموش شده دو سجده سهو بجا آورد.
١١٠٣ مستحب است در حال تشهد بر ران چپ بنشيند و روى پاى راست را به کف پاى چپ بگذارد و پيش از تشهد بگويد: «الحمد لله‏» يا بگويد: «بسم الله و بالله و الحمد لله و خير الاسماء لله‏» و نيز مستحب است دستها را بر رانها بگذارد و انگشتها را به يکديگر بچسباند و به دامان خود نگاه کند و بعد از تمام شدن تشهد بگويد: «و تقبل شفاعته و ارفع درجته‏».
١١٠٤ مستحب است زنها در وقت‏خواندن تشهد رانها را به هم بچسبانند.
سلام نماز
١١٠٥ بعد از تشهد رکعت آخر نماز مستحب است در حالى که نشسته و بدن آرام است بگويد: «السلام عليک ايها النبى و رحمة الله و برکاته‏» و بعد از آن بايد بگويد: «السلام عليکم‏» و احوط استحبابى آن است که «و رحمة الله و برکاته‏» را اضافه نمايد يا بگويد: «السلام علينا و على عباد الله الصالحين‏».
١١٠٦ اگر سلام نماز را فراموش کند و موقعى يادش بيايد که صورت نماز به هم نخورده و کارى هم که عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى‏کند مثل پشت به قبله کردن انجام نداده بايد سلام را بگويد و نمازش صحيح است.
١١٠٧ اگر سلام نماز را فراموش کند و موقعى يادش بيايد که صورت نماز به هم خورده است چنانچه پيش از آن که صورت نماز به هم بخورد کارى که عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى‏کند مثل پشت به قبله کردن انجام نداده باشد نمازش صحيح است‏و اگر پيش از آن که صورت نماز به هم بخورد کارى که عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى‏کند انجام داده باشد بنابر احتياط نمازش باطل است گرچه صحيح بودن آن خالى از قوت نيست.
ترتيب
١١٠٨ اگر عمدا ترتيب نماز را به هم بزند مثلا سوره را پيش از حمد بخواند يا سجود را پيش از رکوع بجا آورد، نماز باطل مى‏شود.
١١٠٩ اگر رکنى از نماز را فراموش کند و رکن بعد از آن را بجا آورد مثلا پيش از آنکه رکوع کند دو سجده نمايد، نماز باطل است.
١١١٠ اگر رکنى را فراموش کند و چيزى را که بعد از آن است و رکن نيست بجاآورد مثلا پيش از آنکه دو سجده کند تشهد بخواند بايد رکن را بجا آورد و آنچه را اشتباها پيش از آن خوانده دوباره بخواند.
١١١١ اگر چيزى را که رکن نيست فراموش کند و رکن بعد از آن را بجا آورد، مثلا حمد را فراموش کند و مشغول رکوع شود، نمازش صحيح است.
١١١٢ اگر چيزى را که رکن نيست فراموش کند و چيزى را که بعد از آن است و آن هم رکن نيست بجا آورد مثلا حمد را فراموش کند و سوره را بخواند چنانچه مشغول رکن بعد شده باشد مثلا در رکوع يادش بيايد که حمد را نخوانده بايد بگذرد و نماز او صحيح است و اگر مشغول رکن بعد نشده باشد بايد آنچه را فراموش کرده بجاآورد و بعد از آن چيزى را که اشتباها جلوتر خوانده دوباره بخواند.
١١١٣ اگر سجده اول را به خيال اين که سجده دوم است‏يا سجده دوم را به خيال اينکه سجده اول است بجا آورد نماز صحيح است و سجده اول او سجده اول و سجده دوم او سجده دوم حساب مى‏شود.
موالات
١١١٤ انسان بايد نماز را با موالات بخواند يعنى کارهاى نماز مانند رکوع و سجود و تشهد را پشت‏سر هم بجا آورد و چيزهايى را که در نماز مى‏خواند به طورى که معمول است پشت‏سر هم بخواند و اگر به قدرى بين آنها فاصله بيندازد که نگويند نماز مى‏خواند، نمازش باطل است.
١١١٥ اگر در نماز سهوا بين حرفها يا کلمات فاصله بيندازد و فاصله به قدرى نباشد که صورت نماز از بين برود چنانچه مشغول رکن بعد نشده باشد بايد آن حرفها يا کلمات را به طور معمول بخواند و اگر مشغول رکن بعد شده باشد نمازش صحيح است.
١١١٦ طول دادن رکوع و سجود و خواندن سوره‏هاى بزرگ موالات را به هم نمى‏زند.
قنوت
١١١٧ در تمام نمازهاى واجب و مستحب پيش از رکوع رکعت دوم مستحب است قنوت بخواند و در نماز وتر با آن که يک رکعت مى‏باشد خواندن قنوت پيش از رکوع مستحب است و نماز جمعه در هر رکعت‏يک قنوت دارد و نماز آيات پنج قنوت و نماز عيد فطر و قربان در رکعت اول پنج قنوت و در رکعت دوم چهار قنوت دارد.
١١١٨ اگر بخواهد قنوت بخواند به احتياط واجب بايد دستها را بلند کند و مستحب است دستها را تا مقابل صورت بلند نمايد و کف دستها را رو به آسمان قرار دهد و به قصد رجاء انگشتان دستها را به جز ابهام به هم بچسباند و هر دو کف دستها را پهلوى هم متصل به هم قرار دهد و نگاهش هنگام قنوت به کف دستهايش باشد.
١١١٩ در قنوت هر ذکرى بگويد اگر چه يک «سبحان الله‏» باشد کافى است. و بهتر است بگويد: «لا اله الا الله الحليم الکريم، لا اله الا الله العلى العظيم، سبحان الله رب السموات السبع و رب الارضين السبع و ما فيهن و ما بينهن و رب العرش العظيم و الحمد لله رب العالمين‏».
١١٢٠ مستحب است انسان قنوت را بلند بخواند. ولى براى کسى که نماز را به جماعت مى‏خواند، اگر امام جماعت صداى او را بشنود، بلند خواندن قنوت مستحب نيست.
١١٢١ اگر عمدا قنوت نخواند قضا ندارد و اگر فراموش کند و پيش از آن که به ‏اندازه رکوع خم شود يادش بيايد مستحب است بايستد و بخواند و اگر در رکوع يادش بيايد مستحب است بعد از رکوع قضا کند و اگر در سجده يادش بيايد مستحب است بعد از سلام نماز قضا نمايد.
ترجمه نماز
١- ترجمه سوره حمد
«بسم الله الرحمن الرحيم‏» يعنى ابتدا مى‏کنم بنام خداوندى که در دنيا بر مؤمن و کافر رحم مى‏کند و در آخرت بر مؤمن رحم مى‏نمايد. «الحمد لله رب العالمين‏» يعنى ثنا مخصوص خداوندى است که پرورش دهنده همه موجودات است.«الرحمن الرحيم‏» يعنى در دنيا بر مؤمن و کافر و در آخرت بر مؤمن رحم مى‏کند.«مالک يوم الدين‏» يعنى پادشاه و صاحب اختيار روز قيامت است. «اياک نعبد و اياک نستعين‏» يعنى فقط تو را عبادت مى‏کنيم و فقط از تو کمک مى‏خواهيم. «اهدنا الصراط المستقيم‏» يعنى هدايت کن ما را به راه راست که آن دين اسلام است. «صراط الذين انعمت عليهم‏» يعنى به راه کسانى که به آنان نعمت دادى که آنان پيغمبران و جانشينان پيغمبران هستند. «غير المغضوب عليهم و لا الضالين‏» يعنى نه به راه کسانى که غضب کرده‏اى بر ايشان و نه آن کسانى که گمراهند.
٢- ترجمه سوره قل هو الله احد
بسم الله الرحمن الرحيم: «قل هو الله احد»، يعنى بگو اى محمد (ص) که خداوند، خدايى است‏يگانه. «الله الصمد»، يعنى خدايى که از تمام موجودات بى‏نياز است. «لم يلد و لم يولد»، فرزند ندارد و فرزند کسى نيست. «و لم يکن له کفوا احد»، يعنى هيچ کس از مخلوقات مثل او نيست.
٣- ترجمه ذکر رکوع و سجود و ذکرهايى که بعد از آنها مستحب است
«سبحان ربى العظيم و بحمده‏»، يعنى پروردگار بزرگ من از هر عيب و نقصى پاک و منزه است و من مشغول ستايش او هستم. «سبحان ربى الاعلى و بحمده‏» يعنى پروردگار من که از همه کس بالاتر مى‏باشد از هر عيب و نقصى پاک و منزه است و من مشغول ستايش او هستم. «سمع الله لمن حمده‏»، يعنى خدا بشنود و بپذيرد ثناى کسى که او را ستايش مى‏کند. «استغفر الله ربى و اتوب اليه‏»، يعنى طلب آمرزش و مغفرت مى‏کنم از خداوندى که پرورش دهنده من است و من به طرف او بازگشت مى‏نمايم. «بحول الله و قوته اقوم و اقعد»، يعنى به يارى خداى متعال و قوه او برمى‏خيزم و مى‏نشينم.
٤- ترجمه قنوت
«لا اله الا الله الحليم الکريم‏»، يعنى نيست‏خدايى سزاوار پرستش مگر خداى يکتاى بى‏همتايى که صاحب حلم و کرم است. «لا اله الا الله العلى العظيم‏» يعنى نيست‏خدايى سزاوار پرستش مگر خداى يکتاى بى‏همتايى که بلند مرتبه و بزرگ است. «سبحان الله رب السموات السبع و رب الارضين السبع‏»، يعنى پاک و منزه است‏خداوندى که پروردگار هفت آسمان و پروردگار هفت زمين است. «و ما فيهن و ما بينهن و رب العرش العظيم‏»، يعنى پروردگار هر چيزى است که در آسمانها و زمينها و مابين آنهاست و پروردگار عرش بزرگ است. «و الحمد لله رب العالمين‏»،يعنى حمد و ثنا مخصوص خداوندى است که پرورش دهنده تمام موجودات است.
٥- ترجمه تسبيحات اربعه
«سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر»، يعنى پاک و منزه است‏خداوند تعالى و ثنا مخصوص اوست و نيست‏خدايى سزاوار پرستش مگر خداى بى‏همتا. و بزرگتر است از اينکه او را وصف کنند.

٦- ترجمه تشهد و سلام

«الحمد لله اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريک له‏»، يعنى ستايش،مخصوص پروردگار است و شهادت مى‏دهم که خدايى سزاوار پرستش نيست مگر خدايى که يگانه است و شريک ندارد. «و اشهد ان محمدا عبده و رسوله‏»، يعنى شهادت مى‏دهم که محمد صلى الله عليه و آله بنده خدا و فرستاده اوست. «اللهم صل على محمد و آل‏محمد»، يعنى خدايا رحمت بفرست بر محمد و آل محمد. «و تقبل شفاعته و ارفع درجته‏» يعنى قبول کن شفاعت پيغمبر را و درجه آن حضرت را نزد خود بلند کن. «السلام عليک ايها النبى و رحمة الله و برکاته‏»، يعنى سلام بر تو اى پيغمبر و رحمت و برکات خدا بر تو باد. «السلام علينا و على عباد الله الصالحين‏»، يعنى سلام از خداوند عالم بر نمازگزاران و تمام بندگان خوب او. «السلام عليکم و رحمة الله و برکاته‏» يعنى سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما مؤمنين باد.

تعقيب نماز

١١٢٢ مستحب است انسان بعد از نماز مقدارى مشغول تعقيب يعنى خواندن ذکر و دعا و قرآن شود و بهتر است پيش از آنکه از جاى خود حرکت کند و وضو و غسل و تيمم او باطل شود رو به قبله تعقيب را بخواند و لازم نيست تعقيب به عربى باشدولى بهتر است چيزهايى را که در کتابهاى دعا دستور داده‏اند بخواند و از تعقيبهايى که خيلى سفارش شده است تسبيح حضرت زهرا سلام الله عليها است که بايد به اين ترتيب گفته شود: ٣٤ مرتبه «الله اکبر»، بعد مرتبه ٣٣ «الحمد لله‏»، بعد از آن مرتبه ٣٣ «سبحان الله‏» و مى‏شود «سبحان الله‏» را پيش از «الحمد الله‏» گفت ولى بهتر است بعد از «الحمد الله‏» گفته شود.
١١٢٣ مستحب است بعد از نماز سجده شکر نمايد و همين قدر که پيشانى را به قصد شکر بر زمين بگذارد کافى است، ولى بهتر است صد مرتبه يا سه مرتبه يا يک مرتبه «شکرا لله‏» يا «شکرا» يا «عفوا» بگويد و نيز مستحب است هر وقت نعمتى به انسان مى‏رسد يا بلائى از او دور مى‏شود سجده شکر بجا آورد.

صلوات بر پيغمبر

١١٢٤ هر وقت انسان اسم مبارک حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم مانند محمد و احمد يا لقب و کنيه آن جناب را مثل مصطفى و ابوالقاسم بگويد يا بشنود اگر چه در نماز باشد، مستحب است صلوات بفرستد.
١١٢٥ موقع نوشتن اسم مبارک حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم مستحب است صلوات را هم بنويسد. و نيز بهتر است هر وقت آن حضرت را ياد مى‏کند صلوات بفرستد.

مبطلات نماز

١١٢٦ دوازده چيز نماز را باطل مى‏کند و آنها را مبطلات مى‏گويند: اول : آنکه در بين نماز يکى از شرطهاى آن از بين برود مثلا در بين نماز بفهمد مکانش غصبى است. دوم: آنکه در بين نماز عمدا يا سهوا يا از روى ناچارى، چيزى که وضو يا غسل را باطل مى‏کند پيش آيد، مثلا بول از او بيرون آيد. ولى کسى که نمى‏تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى کند، اگر چه در بين نماز بول يا غائط از او خارج شود چنانچه به دستورى که در احکام وضو گفته شد رفتار نمايد، نمازش باطل نمى شود. و نيز اگر در بين نماز از زن مستحاضه خون خارج شود، در صورتى که به دستور استحاضه رفتار کرده باشد، نمازش صحيح است.
١١٢٧ کسى که بى‏اختيار خوابش برده اگر نداند که در بين نماز خوابش برده يا بعد از آن بنابر احتياط واجب بايد نمازش را دوباره بخواند ولى اگر تمام شدن نماز را بداند و شک کند که خواب در بين نماز بوده يا بعد نمازش صحيح است.
١١٢٨ اگر بداند به اختيار خودش خوابيده و شک کند که بعد از نماز بوده يا در بين نماز يادش رفته که مشغول نماز است و خوابيده نمازش صحيح است.
١١٢٩ اگر در حال سجده از خواب بيدار شود و شک کند که در سجده آخر نماز است‏يا در سجده شکر بايد آن نماز را دوباره بخواند.
سوم: از مبطلات نماز آن است که مثل بعض کسانى که شيعه نيستند دستها را روى هم بگذارد.
١١٣٠ هرگاه براى ادب دستها را روى هم بگذارد اگرچه مثل آنها نباشد بنابر احتياط واجب بايد نماز را دوباره بخواند، ولى اگر از روى فراموشى يا ناچارى يا براى کار ديگر مثل خاراندن دست و مانند آن، دستها را روى هم بگذارد اشکال ندارد.
چهارم: از مبطلات نماز آن است که بعد از خواندن حمد آمين بگويد ولى اگر اشتباها از از روى تقيه بگويد، اشکال ندارد.
پنجم: از مبطلات نماز آن است که عمدا يا از روى فراموشى پشت به قبله کند، يا به طرف راست‏يا چپ قبله برگردد، بلکه اگر عمدا بقدرى برگردد که نگويند رو به قبله است، اگر چه به طرف راست‏يا چپ نرسد، نمازش باطل است.
١١٣١ اگر عمدا همه صورت را به طرف راست‏يا چپ قبله برگرداند نمازش باطل است، بلکه اگر سهوا هم صورت را به اين مقدار برگرداند احتياط واجب آن است که نماز را دوباره بخواند و لازم نيست که نماز اول را تمام نمايد،ولى اگر سر را کمى بگرداند عمدا باشد يا اشتباها نمازش باطل نمى‏شود.
ششم: از مبطلات نماز آن است که عمدا کلمه‏اى بگويد که از آن کلمه قصد معنى کند، اگر چه معنى هم نداشته باشد و يک حرف هم باشد، بلکه اگر قصد هم نکند، بنا بر احتياط واجب بايد نماز را دوباره بخواند در صورتى که دو حرف يا بيشتر باشد. ولى اگر سهوا بگويد، نماز باطل نمى‏شود.
١١٣٢ اگر کلمه‏اى بگويد که يک حرف دارد چنانچه آن کلمه معنى داشته باشد مثل (ق) که در زبان عرب به معناى اين است که «نگهدارى کن‏» چنانچه معنى آن را بداند و قصد آن را نمايد نمازش باطل مى‏شود، بلکه اگر قصد معناى آن را نکند ولى ملتفت معناى آن باشد احتياط واجب آن است که نماز را دوباره بخواند.
١١٣٣ سرفه کردن و آروغ زدن و آه کشيدن در نماز اشکال ندارد ولى گفتن آخ و آه و مانند اينها که دو حرف است اگر عمدى باشد نماز را باطل مى‏کند.
١١٣٤ اگر کلمه‏اى را به قصد ذکر بگويد، مثلا به قصد ذکر بگويد: «الله اکبر» ودر موقع گفتن آن، صدا را بلند کند که چيزى را به ديگرى بفهماند اشکال ندارد ولى چنانچه به قصد اين که چيزى به کسى بفهماند بگويد اگرچه قصد ذکر هم داشته باشد نماز باطل مى‏شود.
١١٣٥ خواندن قرآن در نماز غير از چهار سوره‏اى که سجده واجب دارد و در احکام جنابت گفته شد و نيز دعا کردن در نماز اشکال ندارد اگر چه به فارسى يا زبان ديگر باشد.
١١٣٦ اگر چيزى از حمد و سوره و ذکرهاى نماز را عمدا يا احتياطا چند مرتبه بگويد اشکال ندارد.
١١٣٧ در حال نماز انسان نبايد به ديگرى سلام کند و اگر ديگرى به او سلام کند بايد طورى جواب دهد که سلام مقدم باشد مثلا بگويد: «السلام عليکم‏» يا «سلام عليکم‏» و نبايد «عليکم السلام‏» بگويد.
١١٣٨ انسان بايد جواب سلام را چه در نماز يا در غير نماز فورا بگويد و اگر عمدا يا از روى فراموشى جواب سلام را به قدرى طول دهد که اگر جواب بگويد جواب آن سلام حساب نشود چنانچه در نماز باشد نبايد جواب بدهد و اگر در نماز نباشد جواب دادن واجب نيست.
١١٣٩ بايد جواب سلام را طورى بگويد که سلام کننده بشنود، ولى اگر سلام کننده کر باشد چنانچه انسان بطور معمول جواب او را بدهد کافى است.
١١٤٠ نمازگزار جواب سلام را به قصد جواب بگويد نه به قصد دعا.
١١٤١ اگر زن يا مرد نامحرم يا بچه مميز يعنى بچه‏اى که خوب و بد را مى‏فهمد به نمازگزار سلام کند نمازگزار بايد جواب او را بدهد.
١١٤٢ اگر نمازگزار جواب سلام را ندهد معصيت کرده، ولى نمازش صحيح است.
١١٤٣ اگر کسى به نمازگزار غلط سلام کند به طورى که سلام حساب نشود جواب او واجب نيست.
١١٤٤ جواب سلام کسى که از روى مسخره يا شوخى سلام مى‏کند واجب نيست و احتياط واجب آن است که در جواب سلام مرد و زن غير مسلمان بگويد:«سلام‏» يا فقط «عليك‏».
١١٤٥ است، ولى اگريکى از آنان جواب دهد کافى است.
١١٤٦ اگر کسى به عده‏اى سلام کند و کسى که سلام کننده قصد سلام دادن به او را نداشته، جواب دهد باز هم جواب سلام او بر آن عده واجب است.
١١٤٧ اگر به عده‏اى سلام کند و کسى که بين آنها مشغول نماز است‏شک کند که سلام کننده قصد سلام کردن به او را هم داشته يا نه نبايد جواب بدهد و همچنين است اگربداند قصد او را هم داشته ولى ديگرى جواب سلام را بدهد، اما اگر بداند که قصد اورا هم داشته و ديگرى جواب ندهد بايد جواب او را بگويد.
١١٤٨ سلام کردن مستحب است و خيلى سفارش شده است که سواره به پياده و ايستاده به نشسته و کوچکتر به بزرگتر سلام کند.
١١٤٩ اگر دو نفر با هم به يکديگر سلام کنند بر هر يک واجب است جواب سلام ديگرى را بدهد.
١١٥٠ در غير نماز مستحب است جواب سلام را بهتر از سلام بگويد مثلا اگر کسى گفت: «سلام عليکم‏» در جواب بگويد: «سلام عليکم و رحمة الله‏».
هفتم: از مبطلات نماز خنده با صدا و عمدى است و چنانچه سهوا هم با صدا بخندد يا عمدا لبخند بزند نمازش باطل نمى‏شود.
١١٥١ اگر براى جلوگيرى از صداى خنده حالش تغيير کند مثلا رنگش سرخ شود چنانچه از صورت نمازگزار بيرون رود بايد نمازش را دوباره بخواند.
هشتم: از مبطلات نماز آن است که براى کار دنيا عملا با صدا گريه کند ولى اگر براى کار دنيايى بى صدا گريه کند اشکال ندارد ولى اگر از ترس خدا يا براى آخرت گريه کند آهسته باشد يا بلند اشکال ندارد بلکه از بهترين اعمال است.
نهم: از مبطلات نماز کارى است که صورت نماز را به هم بزند مثل دست زدن و به هوا پريدن و مانند اينها کم باشد يا زياد عمدا باشد يا از روى فراموشى ولى کارى که صورت نماز را به هم نزنند مثل اشاره کردن به دست اشکال ندارد.
١١٥٢ اگر در بين نماز به قدرى ساکت بماند که نگويند نماز مى‏خواند نمازش باطل مى‏شود.
١١٥٣ اگر در بين نماز کارى انجام دهد يا مدتى ساکت‏شود و شک کند که نماز به‏هم خورده يا نه، نمازش صحيح است. دهم: از مبطلات نماز خوردن و آشاميدن است، اگر در نماز طورى بخورد يا بياشامد که نگويند نماز مى‏خواند.
١١٥٤ احتياط واجب آن است که در نماز هيچ چيز نخورد و نياشامد چه موالات نماز به هم بخورد يا نخورد و چه بگويند نماز مى‏خواند يا نگويند.
١١٥٥ اگر در بين نماز غذايى را که لاى دندانها مانده فرو ببرد نمازش باطل نمى‏شود و اگر قند يا شکر و مانند اينها در دهان مانده باشد و در حال نماز کم کم آب شود و فرو رود نمازش اشکال پيدا مى‏کند. يازدهم: از مبطلات نماز شک در رکعتهاى نماز دو رکعتى يا سه رکعتى يا در دو رکعت اول نمازهاى چهار رکعتى است. دوازدهم: از مبطلات نماز آن است که رکن نماز را عمدا يا سهوا کم يا زياد کند، يا چيزى را که رکن نيست عمدا کم يا زياد نمايد.
١١٥٦ اگر بعد از نماز شک کند که در بين نماز کارى که نماز را باطل مى‏کند انجام داده يا نه، نمازش صحيح است.

چيزهايى که در نماز مکروه است

١١٥٧ مکروه است در نماز صورت را کمى به طرف راست‏يا چپ بگرداند و چشمها را هم بگذارد يا به طرف راست و چپ بگرداند و با ريش و دست‏خود بازى کند و انگشتها را داخل هم نمايد و آب دهان بيندازد و به خط قرآن يا کتاب يا خط انگشترى نگاه کند و نيز مکروه است موقع خواندن حمد و سوره و گفتن ذکر، براى شنيدن حرف کسى ساکت‏شود بلکه هر کارى که خضوع و خشوع را از بين ببرد مکروه مى‏باشد.
١١٥٨ موقعى که انسان خوابش مى‏آيد و نيز موقع خوددارى کردن از بول و غائط مکروه است نماز بخواند و همچنين پوشيدن جوراب تنگ که پا را فشار دهد در نماز مکروه مى‏باشد و غير از اينها مکروهات ديگرى هم در کتابهاى مفصل گفته شده است.
مواردى که مى‏شود نماز واجب را شکست
١١٥٩ شکستن نماز واجب از روى اختيار حرام است، ولى براى حفظ مال و جلوگيرى از ضرر مالى يا بدنى مانعى ندارد.
١١٦٠ اگر حفظ جان خود انسان يا کسى که حفظ جان او واجب است‏يا حفظ مالى که نگهدارى آن واجب مى‏باشد بدون شکستن نماز ممکن نباشد بايد نماز را بشکند ولى شکستن نماز براى مالى که اهميت ندارد مکروه است.
١١٦١ اگر در وسعت وقت مشغول نماز باشد و طلبکار طلب خود را از او مطالبه کند چنانچه بتواند در بين نماز طلب او را بدهد بايد در همان حال بپردازد و اگر بدون شکستن نماز دادن طلب او ممکن نيست بايد نماز را بشکند و طلب او را بدهد، بعد نماز را بخواند.
١١٦٢ اگر در بين نماز بفهمد که مسجد نجس است چنانچه وقت تنگ باشد بايد نماز را تمام کند و اگر وقت وسعت دارد و تطهير مسجد نماز را به هم نمى‏زند بايد در بين نماز تطهير کند بعد بقيه نماز را بخواند و اگر نماز را به هم مى‏زند بايد نماز را بشکند و مسجد را تطهير نمايد بعد نماز را بخواند.
١١٦٣ کسى که بايد نماز را بشکند اگر نماز را تمام کند معصيت کرده ولى نماز او صحيح است اگر چه احتياط مستحب آن است که دوباره بخواند.
١١٦٤ اگر پيش از آنکه به اندازه رکوع خم شود يادش بيايد که اذان يا اقامه را فراموش کرده، چنانچه وقت نماز وسعت دارد مستحب است براى گفتن آنها نماز را بشکند.
 
شکيات
شکيات نماز ٢٣ قسم است: هشت قسم آن شکهايى است که نماز را باطل مى‏کند، و به شش قسم آن نبايد اعتنا کرد، و نه قسم ديگر آن صحيح است.
شکهاى باطل
١١٦٥ شکهايى که نماز را باطل مى‏کند از اين قرار است: اول: شک در شماره رکعتهاى نماز دو رکعتى مثل نماز صبح و نماز مسافر، ولى شک در شماره رکعتهاى نماز مستحب دو رکعتى و بعضى از نمازهاى احتياط نماز را باطل نمى‏کند. دوم: شک در شماره رکعتهاى نماز سه رکعتى. سوم: آنکه در نماز چهار رکعتى شک کند که يک رکعت‏خوانده يا بيشتر. چهارم: آنکه در نماز چهار رکعتى پيش از تمام شدن سجده دوم شک کند که دو کعت‏خوانده يا بيشتر . (تفصيل اين مساله در صورت چهارم مساله ١١٩٩ بيان شده است، مراجعه شود. پنجم: شک بين دو و پنج‏يا دو و بيشتر از پنج. ششم: شک بين سه و شش يا سه و بيشتر از شش. هفتم: شک در رکعتهاى نماز که نداند چند رکعت‏خوانده است. هشتم: شک بين چهار و شش يا چهار و بيشتر از شش چه پيش از تمام شدن سجده دوم باشد يا بعد از آن. ولى اگر بعد از سجده دوم شک بين چهار و شش يا چهار و بيشتر از شش براى او پيش آيد احتياط مستحب آن است که بنابر چهار بگذارد و نماز را تمام کند و بعد از نماز دو سجده سهو بجا آورد و نماز را هم دوباره بخواند.
١١٦٦ اگر يکى از شکهاى باطل کننده براى انسان پيش آيد نمى‏تواند نماز را به هم بزند، ولى اگر به قدرى فکر کند که شک پا برجا شود، به هم زدن نماز مانعى ندارد.
شکهايى که نبايد به آنها اعتنا کرد
١١٦٧ شکهايى که نبايد به آنها اعتنا کرد از اين قرار است: اول: شک در چيزى که محل بجا آوردن آن گذشته است، مثل آنکه در رکوع شک کند که حمد را خوانده يا نه. دوم: شک بعد از سلام نماز. سوم: شک بعد از گذشتن وقت نماز. چهارم: شک کثيرالشک، يعنى کسى که زياد شک مى کند. پنجم: شک امام در شماره رکعتهاى نماز در صورتى که ماموم شماره آنها را بداند و همچنين شک ماموم در صورتى که امام شماره رکعتهاى نماز را بداند. ششم: شک در نماز مستحبى.
١- شک در چيزى که محل آن گذشته است
١١٦٨ اگر در بين نماز شک کند که يکى از کارهاى واجب آن را انجام داده يا نه مثلا شک کند که حمد خوانده يا نه چنانچه مشغول کارى که بايد بعد از آن انجام دهد نشده بايد آنچه را که در انجام آن شک کرده بجا آورده و اگر مشغول کارى که بايدبعد از آن انجام دهد شده به شک خود اعتنا نکند.
١١٦٩ اگر در بين خواندن آيه‏اى شک کند که آيه پيش را خوانده يا نه، يا وقتى آخر آيه را مى‏خواند شک کند که اول آن را خوانده يا نه بايد به شک خود اعتنا نکند.
١١٧٠ اگر بعد از رکوع يا سجود شک کند که کارهاى واجب آن مانند ذکر و آرام بودن بدن را انجام داده يا نه بايد به شک خود اعتنا نکند.
١١٧١ اگر در حالى که به سجده مى‏رود شک کند که رکوع کرده يا نه يا شک کند که بعد از رکوع ايستاده يا نه، به شک خود اعتنا نکند.
١١٧٢ اگر در حال برخاستن شک کند که تشهد را بجا آورده يا نه بايد اعتنا نکند، ولى اگر شک کند که سجده را بجا آورده يا نه بايد برگردد و بجا آورد.
١١٧٣ کسى که نشسته يا خوابيده نماز مى‏خواند اگر موقعى که حمد يا تسبيحات مى‏خواند شک کند که سجده يا تشهد را بجا آورده يا نه، بايد به شک خود اعتنا نکند و اگر پيش از آن که مشغول حمد يا تسبيحات شود شک کند که سجده يا تشهد را بجا آورده يا نه، بايد بجا آورد.
١١٧٤ اگر شک کند که يکى از رکنهاى نماز را بجا آورد يا نه، چنانچه مشغول کارى که بعد از آن است نشده بايد آن را بجا آورد، مثلا اگر پيش از خواندن تشهد شک کند که دو سجده را بجا آورده يا نه، بايد بجا آورد و چنانچه بعد يادش بيايدکه آن رکن را بجا آورده بوده چون رکن زياد شده نمازش باطل است.
١١٧٥ اگر شک کند عملى را که رکن نيست بجا آورده يا نه، چنانچه مشغول کارى که بعد از آن است نشده بايد آن را بجا آورد، مثلا اگر پيش از خواندن سوره شک کند که حمد را خوانده يا نه بايد حمد را بخواند و اگر بعد از انجام آن يادش بيايد که آن را بجا آورده بوده چون رکن زياد نشده نماز صحيح است.
١١٧٦ اگر شک کند که رکنى را بجا آورده يا نه، چنانچه مشغول تشهد است اگر شک کند که دو سجده را بجا آورده يا نه، بايد به شک خود اعتنا نکند و اگر يادش بيايد که آن رکن را بجا نياورده در صورتى که مشغول رکن بعد نشده بايد آن را بجاآورد و اگر مشغول رکن بعد شده نمازش باطل است مثلا اگر پيش از رکوع رکعت بعد يادش بيايد که دو سجده را بجا نياورده بايد بجا آورد و اگر در رکوع يا بعداز آن يادش بيايد نمازش باطل است.
١١٧٧ اگر شک کند عملى را که رکن نيست بجا آورده يا نه، چنانچه مشغول کارى که بعد از آن است‏شده بايد به شک خود اعتنا نکند، مثلا موقعى که مشغول خواندن سوره است اگر شک کند که حمد را خوانده يا نه، بايد به شک خود اعتنا نکند و اگربعد يادش بيايد که آن را بجا نياورده در صورتى که مشغول رکن بعد نشده بايد بجاآورد و اگر مشغول رکن بعد شده نمازش صحيح است، بنابراين اگر مثلا در قنوت يادش بيايد که حمد را نخوانده بايد بخواند و اگر در رکوع يادش بيايد نماز او صحيح است.
١١٧٨ اگر شک کند که سلام نماز را گفته يا نه يا شک کند درست گفته يا نه ، چنانچه مشغول تعقيب نماز يا مشغول نماز ديگر شده، يا به واسطه انجام کارى که نماز را به هم مى‏زند از حال نمازگزار بيرون رفته بايد به شک خود اعتنا نکند و اگر پيش از اينها شک کند بايد سلام را بگويد ، اما اگردر صحيح گفتن سلام شک کند در هر صورت بايد به شک خود اعتنا ننمايد چه مشغول کارد يگر شده باشد يا نه.
٢- شک بعد از سلام
١١٧٩ اگر بعد از سلام نماز شک کند که نمازش صحيح بوده يا نه ، مثلا شک کند رکوع کرده يا نه يا بعد از سلام نماز چهار رکعتى شک کند که چهار رکعت‏خوانده يا پنج رکعت به شک خود اعتنا نکند، ولى اگر هر دو طرف شک او باطل باشد، مثلا بعد از سلام نماز چهار رکعتى شک کند که سه رکعت‏خوانده يا پنج رکعت، نمازش باطل است.
شک بعد از وقت
١١٨٠ اگر بعد از گذشتن وقت نماز شک کند که نماز خوانده يا نه يا گمان کند که نخوانده، خواندن آن لازم نيست ولى اگر پيش از گذشتن وقت‏شک کند که نماز خوانده يا نه يا گمان کند که نخوانده، بايد آن نماز را بخواند، بلکه اگر گمان کند که خوانده، بايد آن را بجا آورد.
١١٨١ اگر بعد از گذشتن وقت‏شک کند که نماز را درست‏خوانده يا نه، به شک خود اعتنا نکند.
١١٨٢ اگر بعد از گذشتن وقت نماز ظهر و عصر بداند چهار رکعت نماز خوانده ولى نداند به نيت ظهر خوانده يا به نيت عصر بايد چهار رکعت نماز قضا به نيت نمازى که بر او واجب است بخواند.
١١٨٣ اگر بعد از گذشتن وقت نماز مغرب و عشا بداند يک نماز خوانده ولى نداند سه رکعتى خوانده يا چهار رکعتى بايد قضاى نماز مغرب و عشا را بخواند.
٤- کثير الشک (کسى که زياد شک مى‏کند)
١١٨٤ اگر کسى در يک نماز سه مرتبه شک کند يا در سه نماز پشت‏سر هم مثلا در نماز صبح و ظهر و عصر شک کند، کثيرالشک است و چنانچه زياد شک کردن اواز غضب يا ترس يا پريشانى حواس نباشد به شک خود اعتنا نکند.
١١٨٥ کثيرالشک اگر در بجا آوردن چيزى شک کند چنانچه بجا آوردن آن نماز را باطل نمى‏کند بايد بنا بگذارد که آن را بجا آورده، مثلا اگر شک کند که رکوع کرده يا نه بايد بنا بگذارد که رکوع کرده است و اگر بجا آوردن آن نماز را باطل مى‏کند بايد بنا بگذارد که آن را انجام نداده، مثلا اگر شک کند که يک رکوع کرده يا بيشتر چون زياد شدن رکوع نماز را باطل مى‏کند بايد بنا بگذارد که بيشتر از يک رکوع نکرده است.
١١٨٦ کسى که در يک چيز نماز زياد شک مى‏کند چنانچه در چيزهاى ديگر نماز شک کند بايد به دستور آن عمل نمايد ، مثلا کسى که زياد شک مى‏کند سجده کرده يا نه، اگر در بجا آوردن رکوع شک کند بايد به دستور آن رفتار نمايد يعنى اگر ايستاده، رکوع را بجا آورد و اگر به سجده رفته، اعتنا نکند.
١١٨٧ کسى که در نماز مخصوصى مثلا در نماز ظهر زياد شک مى‏کند اگر در نماز ديگر مثلا در نماز عصر شک کند بايد به دستور شک رفتار نمايد.
١١٨٨ کسى که وقتى در جاى مخصوصى نماز مى‏خواند زياد شک مى‏کند اگر در غير آن جا نماز بخواند و شکى براى او پيش آيد به دستور شک عمل نمايد.
١١٨٩ اگر انسان شک کند که کثيرالشک شده يا نه، بايد به دستور شک عمل نمايد و کثيرالشک تا وقتى يقين نکند که به حال معمولى مردم برگشته بايد به شک خود اعتنا نکند.
١١٩٠ کسى که زياد شک مى‏کند اگر شک کند رکنى را بجا آورده يا نه و اعتنا نکند بعد يادش بيايد که آن را بجا نياورده چنانچه مشغول رکن بعد نشده بايد آن را بجا آورد و اگر مشغول رکن بعد شده نمازش باطل است، مثلا اگر شک کند رکوع کرده يا نه و اعتنا نکند چنانچه پيش از سجده يادش بيايد که رکوع نکرده بايد رکوع کند و اگر در سجده يادش بيايد نمازش باطل است.
١١٩١ کسى که زياد شک مى‏کند اگر شک کند چيزى را که رکن نيست بجا آورده يا نه و اعتنا نکند و بعد يادش بيايد که آن را بجا نياورده چنانچه از محل بجا آوردن آن نگذشته بايد آن را بجا آورد و اگر از محل آن گذشته نمازش صحيح است، مثلا اگر شک کند که حمد خوانده يا نه و اعتنا نکند چنانچه در قنوت يادش بيايد که حمد نخوانده بايد بخواند و اگر در رکوع يادش بيايد نماز او صحيح است.
٥- شک امام و ماموم
١١٩٢ اگر امام جماعت در شماره رکعتهاى نماز شک کند، مثلا شک کند که سه رکعت ‏خوانده يا چهار رکعت چنانچه ماموم يقين يا گمان داشته باشد که چهار رکعت‏خوانده و به امام بفهماند که چهار رکعت‏خوانده است امام بايد نماز را تمام کند و خواندن نماز احتياط لازم نيست و نيز اگر امام يقين يا گمان داشته باشد که چند رکعت‏خوانده است و ماموم در شماره رکعتهاى نماز شک کند بايد به شک خود اعتنا ننمايد.
٦- شک در نماز مستحبى
١١٩٣ اگر در شماره رکعتهاى نماز مستحبى شک کند چنانچه طرف بيشتر شک نماز را باطل مى‏کند بايد بنا را بر کمتر بگذارد، مثلا اگر در نافله صبح شک کند که دو رکعت‏خوانده يا سه رکعت بايد بنا بگذارد که دو رکعت‏خوانده است و اگر طرف بيشتر شک نماز را باطل نمى‏کند، مثلا شک کند که دو رکعت‏خوانده يا يک رکعت،به هر طرف شک عمل کند نمازش صحيح است.
١١٩٤ کم شدن رکن نافله را باطل مى‏کند بنابر احتياط واجب، ولى زياد شدن رکن آن را باطل نمى‏کند، پس اگر يکى از کارهاى نافله را فراموش کند و موقعى يادش بيايد که مشغول رکن بعد از آن شده بايد آن کار را انجام دهد و دوباره آن رکن را بجا آورد، مثلا اگر در بين رکوع يادش بيايد که سوره را نخوانده بايدبرگردد و سوره را بخواند و دوباره به رکوع رود.
١١٩٥ اگر در يکى از کارهاى نافله شک کند خواه رکن باشد يا غير رکن چنانچه محل آن نگذشته بايد بجا آورد و اگر محل آن گذشته به شک خود اعتنا نکند.
١١٩٦ اگر در نماز مستحبى دو رکعتى گمانش به سه رکعت‏يا بيشتر برود يا گمانش به دو رکعت‏يا کمتر برود بايد به همان گمان عمل کند، مگر آن که موجب بطلان باشد که در اين صورت گمان، حکم شک را دارد، مثلا اگر گمانش به يک رکعت مى‏رود احتياطا بايد يک رکعت ديگر بخواند.
١١٩٧ اگر در نماز نافله کارى کند که براى آن سجده سهو واجب مى‏شود يا يک سجده يا تشهد را فراموش نمايد لازم نيست بعد از نماز سجده سهو يا قضاى سجده و تشهد را بجا آورد.
١١٩٨ اگر شک کند که نماز مستحبى را خوانده يا نه، چنانچه آن نماز مثل نماز جعفر طيار وقت معين نداشته باشد بنا بگذارد که نخوانده است و همچنين است اگر مثل نافله يوميه وقت معين داشته باشد و پيش از گذشتن وقت‏شک کند که آن را بجاآورده يا نه، ولى اگر بعد از گذشت وقت‏شک کند که خوانده است‏يا نه، به شک خود اعتنا نکند.
شکهاى صحيح
١١٩٩ در نه صورت اگر در شماره رکعتهاى نماز چهار رکعتى شک کند بايد فکر نمايد، پس اگر يقين يا گمان به يک طرف شک پيدا کرد همان طرف را بگيرد و نماز را تمام کند و گرنه به دستورهايى که گفته مى‏شود عمل نمايد و آن نه صورت از اين قرار است: اول: آنکه بعد از سر برداشتن از سجده دوم شک کند دو رکعت‏خوانده يا سه رکعت، که بايد بنا بگذارد سه رکعت‏خوانده و يک رکعت ديگر بخواند و نماز را تمام کند و بعد از نماز يک رکعت نماز احتياط ايستاده يا دو رکعت نشسته به دستورى که بعد گفته مى‏شود بجا آورد. دوم: شک بين دو و چهار بعد از سر برداشتن از سجده دوم، که بايدبنا بگذارد چهار کعت‏خوانده و نماز را تمام کند و بعد از نماز دو رکعت نماز احتياط ايستاده بخواند. سوم: شک بين دو و سه و چهار بعد از سر برداشتن از سجده دوم که بايد بنابر چهار بگذارد و بعد از نماز دو رکعت نماز احتياط ايستاده و بعد دو رکعت نشسته بجا آورد ولى اگر بعد از سجده اول يا پيش از سر برداشتن از سجده دوم يکى از اين سه شک برايش پيش آيد مى تواند نماز را رها کند و دوباره بخواند. چهارم: شک بين چهار و پنج بعد از سر برداشتن از سجده دوم که بايد بنابر چهار بگذارد و نماز را تمام کند و بعد از نماز دو سجده سهو بجا آورد ولى اگر بعد از سجده اول يا پيش از سر برداشتن از سجده دوم، اين شک، براى او پيش آيد، بنابر احتياط استحبابى به دستورى که گفته شد عمل کند اگر چه نمازش باطل است و بايد دوباره بخواند. پنجم: شک بين سه و چهار که در هر جاى نماز باشد بايد بنابر چهار بگذارد و نماز را تمام کند و بعد از نماز يک رکعت نماز احتياط ايستاده يا دو رکعت نشسته بجا آورد. ششم: شک بين چهار و پنج در حال ايستاده که بايد بنشيند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و يک رکعت نماز احتياط ايستاده يا دو رکعت نشسته بجا آورد. هفتم: شک بين سه و پنج در حال ايستاده که بايد بنشيند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو رکعت نماز احتياط ايستاده بجا آورد. هشتم: شک بين سه و چهار و پنج در حال ايستاده که بايد بنشيند و تشهد بخواند بعد از سلام نماز دو رکعت نماز احتياط ايستاده و بعد دو رکعت نشسته بجاآورد. نهم: شک بين پنج و شش در حال ايستاده که بايد بنشيند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو سجده سهو بجا آورد.
١٢٠٠ اگر يکى از شکهاى صحيح براى انسان پيش آيد نبايد نماز را بشکند و چنانچه نماز را بشکند معصيت کرده است پس اگر پيش از انجام کارى که نماز را باطل مى‏کند مثل رو گرداندن از قبله، نماز را از سر گيرد نماز دومش هم باطل است. و اگر بعد از انجام کارى که نماز را باطل مى‏کند مشغول نماز شود نماز دومش صحيح است.
١٢٠١ اگر يکى از شکهايى که نماز احتياط بر آنها واجب است در نماز پيش آيد،چنانچه انسان نماز را تمام کند و بدون خواندن نماز احتياط، نماز را از سر بگيرد، معصيت کرده است. پس اگر پيش از انجام کارى که نماز را باطل مى‏کند نماز را از سر گرفته، نماز دومش هم باطل است، و اگر بعد از انجام کارى که نماز را باطل مى‏کند مشغول نماز شده، نماز دومش صحيح است.
١٢٠٢ وقتى يکى از شکهاى صحيح براى انسان پيش آيد، چنانکه گفته شد بايد فکر کند، ولى اگر چيزهايى که به واسطه آنها ممکن است‏يقين يا گمان به يک طرف شک پيدا شود از بين نمى‏رود، چنانچه کمى بعد فکر کند، اشکال ندارد، مثلا اگر در سجده شک کند مى‏تواند تا بعد از سجده فکر کردن را تاخير بيندازد.
١٢٠٣ اگر اول گمانش به يک طرف بيشتر باشد، بعد دو طرف در نظر او مساوى شود بايد به دستور شک عمل نمايد، و اگر اول دو طرف در نظر او مساوى باشد و به طرفى که وظيفه او است بنا بگذارد، بعد گمانش به طرف ديگر برود بايد همان طرف را بگيرد و نماز را تمام کند.
١٢٠٤ کسى که نمى‏داند گمانش به يک طرف بيشتر است‏يا هر دو طرف در نظر او مساوى است، بايد احتياط کند و در هر مورد، احتياط بطور مخصوصى است که در کتابهاى مفصل گفته شده است.
١٢٠٥ اگر بعد از نماز بداند که در بين نماز حال ترديدى داشته که مثلا دو رکعت‏خوانده يا سه رکعت و بنا را بر سه گذاشته، ولى نداند که گمانش به خواندن سه رکعت بوده يا هر دو طرف در نظر او مساوى بوده، به احتياط واجب بايد نماز احتياط را بخواند.
١٢٠٦ اگر موقعى که تشهد مى‏خواند يا بعد از ايستادن شک کند که دو سجده را بجا آورده يا نه و در همان موقع يکى از شکهايى که اگر بعد از تمام شدن دو سجده اتفاق بيفتد صحيح مى‏باشد براى او پيش آيد، مثلا شک کند که دو رکعت‏خوانده يا سه رکعت، به احتياط واجب بايد به دستور آن شک عمل کند و نمازش را هم دوباره بخواند.
١٢٠٧ اگر پيش از آنکه مشغول تشهد شود يا در رکعتهايى که تشهد ندارد پيش از ايستادن شک کند که دو سجده را بجا آورده يا نه، و در همان موقع يکى از شکهايى که بعد از تمام شدن دو سجده صحيح است برايش پيش آيد، نمازش باطل است.
١٢٠٨ اگر موقعى که ايستاده، بين سه و چهار يا بين سه و چهار و پنج‏شک کند و يادش بيايد که دو سجده يا يک سجده از رکعت پيش بجا نياورده، نمازش باطل است.
١٢٠٩ اگر شک او از بين برود و شک ديگرى برايش پيش آيد، مثلا اول شک کند که دو کعت‏خوانده يا سه رکعت، بعد شک کند که سه رکعت‏خوانده يا چهار رکعت،بايد به دستور شک دوم عمل نمايد.
١٢١٠ اگر بعد از نماز شک کند که در نماز مثلا بين دو و چهار شک کرده يا بين سه و چهار، احتياط واجب آن است که به دستور هر دو عمل کند و نماز را هم دوباره بخواند.
١٢١١ اگر بعد از نماز بفهمد که در نماز شکى براى او پيش آمده ولى نداند ازشکهاى باطل بوده يا از شکهاى صحيح و اگر از شکهاى صحيح بوده کدام قسم آن بوده‏است، بنا بر احتياط واجب بايد به دستور شکهايى که صحيح بوده و احتمال مى‏داده عمل کند و نماز را هم دوباره بخواند.
١٢١٢ کسى که نشسته نماز مى‏خواند اگر شکى کند که بايد براى آن، يک رکعت نماز احتياط ايستاده يا دو رکعت نشسته بخواند، بايد دو رکعت نشسته به جا آورد، بلکه اگر شکى کند که بايد براى آن دو رکعت نماز احتياط ايستاده بخواند، بايد دو رکعت نشسته بجا آورد.
١٢١٣ کسى که ايستاده نماز مى‏خواند اگر موقع خواندن نماز احتياط از ايستادن عاجز شود، بايد مثل کسى که نماز را نشسته مى‏خواند و حکم آن در مساله پيش گفته شد نماز احتياط را بجا آورد.
١٢١٤ کسى که نشسته نماز مى‏خواند اگر موقع خواندن نماز احتياط بتواند بايستد،بايد به وظيفه کسى که نماز را ايستاده مى‏خواند عمل کند.
نماز احتياط
١٢١٥ کسى که نماز احتياط بر او واجب است، بعد از سلام نماز بايد فورا نيت نماز احتياط کند و تکبير بگويد و حمد را بخواند و به رکوع رود و دو سجده نمايد.پس اگر يک رکعت نماز احتياط بر او واجب است، بعد از دو سجده تشهد بخواند و سلام دهد، و اگر دو رکعت نماز احتياط بر او واجب است، بعد از دو سجده يک رکعت ديگر مثل رکعت اول بجا آورد و بعد از تشهد سلام دهد.
١٢١٦ نماز احتياط سوره و قنوت ندارد و بايد نيت آن را به زبان نياورد، و احتياط واجب آن است که سوره حمد و "بسم الله" آن را هم آهسته بگويد.
١٢١٧ اگر پيش از خواندن نماز احتياط بفهمد نمازى که خوانده درست بوده، لازم نيست نماز احتياط را بخواند، و اگر در بين نماز احتياط بفهمد، لازم نيست آن را تمام نمايد.
١٢١٨ اگر پيش از خواندن نماز احتياط بفهمد که رکعتهاى نمازش کم بوده،چنانچه کارى که نماز را باطل مى‏کند انجام نداده، بايد آنچه از نماز را که نخوانده بخواند و براى سلام بيجا دو سجده سهو نمايد، و اگر کارى که نماز را باطل مى‏کند انجام داده، مثلا پشت به قبله کرده، بايد نماز را دوباره بجا آورد.
١٢١٩ اگر بعد از نماز احتياط بفهمد کسرى نمازش به مقدار نماز احتياط بوده،مثلا در شک بين سه و چهار يک رکعت نماز احتياط بخواند، بعد بفهمد نماز را سه رکعت‏خوانده، نمازش صحيح است.
١٢٢٠ اگر بعد از خواندن نماز احتياط بفهمد کسرى نماز کمتر از نماز احتياط بوده، مثلا در شک بين دو و چهار، دو رکعت نماز احتياط بخواند، بعد بفهمد نماز را سه رکعت‏خوانده، بايد کسرى نماز را به نماز متصل نموده و نماز را هم دوباره بخواند.
١٢٢١ اگر بعد از خواندن نماز احتياط بفهمد کسرى نماز بيشتر از نماز احتياط بوده، مثلا در شک بين سه و چهار يک رکعت نماز احتياط بخواند، بعد بفهمد نماز را دو رکعت‏خوانده، چنانچه بعد از نماز احتياط کارى که نماز را باطل مى‏کند انجام داده، مثلا پشت به قبله کرده، بايد نماز را دوباره بخواند و اگر کارى که نماز را باطل مى‏کند انجام نداده، بايد دو رکعت کسرى نمازش را بجا آورد و نماز را هم دوباره بخواند.
١٢٢٢ اگر بين دو و سه و چهار شک کند و بعد از خواندن دو رکعت نماز احتياط ايستاده يادش بيايد که نماز را دو رکعت‏خوانده، لازم نيست دو رکعت نماز احتياط نشسته را بخواند.
١٢٢٣ اگر بين سه و چهار شک کند و موقعى که دو رکعت نماز احتياط نشسته يا يک رکعت ايستاده را مى‏خواند يادش بيايد که نماز را سه رکعت‏خوانده، بايد نماز احتياط را تمام کند و نمازش صحيح است.
١٢٢٤ اگر بين دو و سه و چهار شک کند و موقعى که دو رکعت نماز احتياط ايستاده را مى‏خواند پيش از رکوع رکعت دوم يادش بيايد که نماز را سه رکعت‏خوانده بايد بنشيند و نماز احتياط را يک رکعتى تمام کند و بنابر احتياط مستحب نماز را دوباره بخواند.
١٢٢٥ اگر در بين نماز احتياط بفهمد کسرى نمازش بيشتر يا کمتر از نماز احتياط بوده، چنانچه نتواند نماز احتياط را مطابق کسرى نمازش تمام کند بايدآن را رها کند و کسرى نماز را بجا آورد و بنابر احتياط واجب نماز را دوباره بخواند مثلا در شک بين سه و چهار اگر موقعى که دو رکعت نماز احتياط نشسته را مى‏خواند يادش بيايد که نماز را دو رکعت‏خوانده، چون نمى‏تواند دو رکعت نشسته را به جاى دو رکعت ايستاده حساب کند به احتياط واجب بايد نماز احتياط نشسته را رها کند و دو رکعت کسرى نمازش را بخواند و نماز را هم دوباره بجاآورد.
١٢٢٦ اگر شک کند نماز احتياطى را که به او واجب بوده بجا آورده يا نه چنانچه وقت نماز گذشته به شک خود اعتنا نکند و اگر وقت دارد در صورتى که مشغول کار ديگرى نشده و از جاى نماز برنخاسته و کارى هم مثل رو گرداندن از قبله که نماز را باطل مى‏کند انجام نداده بايد نماز احتياط را بخواند و اگر مشغول کار ديگرى شده يا کارى که نماز را باطل مى‏کند بجا آورده يا بين نماز و شک او زياد طول کشيده احتياط استحبابى آن است که نماز احتياط را بجا آورد و نماز را هم دوباره بخواند اگر چه مى‏تواند بنا بر انجام نماز احتياط گذارد و بر همان اکتفا نمايد.
١٢٢٧ اگر در نماز احتياط رکنى را زياد کند يا مثلا به جاى يک رکعت دو رکعت بخواند نماز احتياط باطل مى‏شود و بنابر احتياط واجب بايد دوباره نماز احتياط، و اصل نماز را بخواند.
١٢٢٨ موقعى که مشغول نماز احتياط است اگر در يکى از کارهاى آن شک کند چنانچه محل آن نگذشته بايد بجا آورد و اگر محلش گذشته بايد به شک خود اعتنا نکند مثلا اگر شک کند که حمد خوانده يا نه چنانچه به رکوع نرفته بايد بخواند واگر به رکوع رفته بايد به شک خود اعتنا نکند.
١٢٢٩ اگر در شماره رکعتهاى نماز احتياط شک کند ، بايد بنا را بر بيشتر بگذارد ولى چنانچه طرف بيشتر شک نماز را باطل مى‏کند بنابر کمتر گذارد و احتياط مستحب آن است که نماز احتياط را دوباره بخواند و بعد از آن اصل نماز را اعاده نمايد.
١٢٣٠ اگر در نماز احتياط چيزى که رکن نيست‏سهوا کم يا زياد شود سجده سهو ندارد .
١٢٣١ اگر بعد از سلام نماز احتياط شک کند که يکى از اجزاء يا شرايط آن را بجاآورده يا نه به شک خود اعتنا نکند.
١٢٣٢ اگر در نماز احتياط تشهد يا يک سجده را فراموش کند احتياط آن است‏که بعد از سلام آن را قضا نمايد اگر چه واجب نيست.
١٢٣٣ اگر نماز احتياط و قضاى يک سجده يا قضاى يک تشهد يا دو سجده بر او واجب شود بايد اول نماز احتياط را بجا آورد.
١٢٣٤ حکم گمان در رکعتهاى نماز حکم يقين است، مثلا اگر در نماز چهار رکعتى انسان گمان دارد که نماز را چهار رکعت‏خوانده نبايد نماز احتياط بخواند ولى اگر در غير رکعتها گمان پيدا کند بايد به احتياط عمل نمايد و دستور در هر موردى طور مخصوصى است که در کتابهاى مفصل گفته شده است.
١٢٣٥ حکم شک و سهو و گمان در نمازهاى واجب يوميه و نمازهاى واجب ديگر فرق ندارد، مثلا اگر در نماز آيات شک کند که يک رکعت‏خوانده يا دو رکعت، چون شک او در نماز دو رکعتى است، نمازش باطل مى‏شود.
سجده سهو
١٢٣٦ براى سه چيز بعد از سلام نماز، انسان بايد دو سجده سهو به دستورى که بعدا گفته مى‏شود بجا آورد: اول: آنکه در بين نماز، سهوا حرف بزند. دوم: آنکه يک سجده را فراموش کند. سوم: آنکه در نماز چهار رکعتى بعد از سجده دوم شک کند که چهار رکعت‏خوانده يا پنج رکعت. و در دو مورد هم احتياط واجب آن است که سجده سهو بنمايد: اول: در جايى که نبايد نماز را سلام دهد، مثلا در رکعت اول سهوا سلام بدهد. دوم: آنکه تشهد را فراموش کند.
١٢٣٧ اگر انسان اشتباها يا به خيال اين که نمازش تمام شده حرف بزند بايددو سجده سهو بجا آورد.
١٢٣٨ براى حرفى که از آه کشيدن و سرفه پيدا مى‏شود، سجده سهو واجب نيست،ولى اگر مثلا سهوا آخ يا آه بگويد، بايد سجده سهو نمايد.
١٢٣٩ اگر چيزى را که غلط خوانده دوباره صحيح بخواند براى دوباره خواندن آن سجده سهو واجب نيست.
١٢٤٠ اگر در نماز سهوا مدتى حرف بزند و تمام آنها يک مرتبه حساب شود، دو سجده سهو بعد از سلام نماز کافى است.
١٢٤١ اگر سهوا تسبيحات اربعه را نگويد يا بيشتر يا کمتر از سه مرتبه بگويد احتياط مستحب آن است که بعد از نماز دو سجده سهو بجا آورد.
١٢٤٢ اگر در جايى که نبايد سلام نماز را بگويد سهوا بگويد: "السلام علينا و على عباد الله الصالحين" يا بگويد: "السلام عليکم و رحمة الله و برکاته"بايد دو سجده سهو بنمايد، ولى اگر اشتباها مقدارى از اين دو سلام را بگويد،يا بگويد: "السلام عليک ايها النبى و رحمة الله و برکاته" احتياط مستحب آن است که دو سجده سهو بجا آورد.
١٢٤٣ اگر در جايى که نبايد سلام دهد اشتباها هر سه سلام را بگويد دو سجده سهو کافى است.
١٢٤٤ اگر يک سجده يا تشهد را فراموش کند و پيش از رکوع رکعت بعد يادش بيايد بايد برگردد و بجا آورد.
١٢٤٥ اگر در رکوع يا بعد از آن يادش بيايد که يک سجده يا تشهد را از رکعت پيش فراموش کرده بايد بعد از سلام نماز سجده يا تشهد را قضا نمايد و بعد ازآن دو سجده سهو بجا آورد.
١٢٤٦ اگر سجده سهو را بعد از سلام نماز عمدا بجا نياورد معصيت کرده و واجب است هر چه زودتر آن را انجام دهد و چنانچه سهوا بجا نياورد هر وقت‏يادش آمد بايد فورا انجام دهد و لازم نيست نماز را دوباره بخواند.
١٢٤٧ اگر شک دارد که سجده سهو بر او واجب شده يا نه لازم نيست بجا آورد.
١٢٤٨ کسى که شک دارد مثلا دو سجده سهو بر او واجب شده يا چهار تا، اگر دو سجده بنمايد کافى است.
١٢٤٩ اگر بداند يکى از دو سجده سهو را بجا نياورده بايد دو سجده سهو بجا آورد و اگر بداند سهوا سه سجده کرده ، بايد دوباره دو سجده سهو بنمايد.
دستور سجده سهو
١٢٥٠ دستور سجده سهو اين است که بعد از سلام نماز فورا نيت‏سجده سهو کند و پيشانى را به چيزى که سجده بر آن صحيح است بگذارد و بگويد: «بسم الله و بالله و صلى الله على محمد و آله‏» يا «بسم الله و بالله اللهم صلى على محمد و آل محمد» ولى بهتر است بگويد «بسم الله و بالله السلام عليک ايها النبى و رحمة الله و برکاته‏» بعد بايد بنشيند و دوباره به سجده رود و يکى از ذکرهايى را که که گفته شد بگويد و بنشيند و بعد از خواندن تشهد سلام دهد.
قضاى سجده و تشهد فراموش شده
١٢٥١ سجده و تشهدى را که انسان فراموش کرده و بعد از نماز قضاى آن را بجامى‏آورد بايد تمام شرايط نماز مانند پاک بودن بدن و لباس و رو به قبله بودن و شرطهاى ديگر را داشته باشد.
١٢٥٢ اگر سجده يا تشهد را چند دفعه فراموش کند مثلا يک سجده از رکعت اول و يک سجده از رکعت دوم فراموش نمايد بايد بعد از نماز قضاى هر دو را با سجده‏هاى سهوى که براى آنها لازم است بجا آورد و لازم نيست معين کند که قضاى کدام يک از آنها است.
١٢٥٣ اگر يک سجده و تشهد را فراموش کند احتياط واجب آن است که هر کدام را اول فراموش کرده اول قضا نمايد واگر نداند کدام اول فراموش شده بايد احتياطا يک سجده و تشهد و بعد يک سجده ديگر بجا آورد يا يک تشهد و يک سجده و بعديک تشهد ديگر بجا آورد تا يقين کند سجده و تشهد را به ترتيبى که فراموش کرده قضا نموده است.
١٢٥٤ اگر به خيال اين که اول سجده را فراموش کرده اول قضاى آن را بجا آورد و بعد از خواندن تشهد يادش بيايد که اول تشهد را فراموش کرده احتياط واجب آن است که دوباره سجده را قضا نمايد و نيز اگر به خيال اين که اول تشهد را فراموش کرده اول قضاى آن را بجا آورد و بعد از سجده يادش بيايد که اول سجده را فراموش کرده بنابر احتياط واجب بايد دوباره تشهد را بخواند.
١٢٥٥ اگر بين سلام نماز و قضاى سجده يا تشهد کارى کند که اگر عمدا يا سهوا در نماز اتفاق بيافتد نماز باطل مى‏شود مثلا پشت به قبله نمايد بايد قضاى سجده و تشهد را بجا آورد و نمازش صحيح است.
١٢٥٦ اگر بعد از سلام نماز يادش بيايد که يک سجده از رکعت آخر را فراموش کرده بايد قضاى سجده‏اى را که فراموش کرده بجا آورد و بعد از آن دو سجده سهو بجا آورد چه کارى که نماز را باطل مى‏کند کرده باشد يا نه و اگر تشهد رکعت آخر را فراموش کرده باشد بايد قضاى تشهد را بجا آورد و بعد از آن دو سجده سهو بجا آورد.
١٢٥٧ اگر بين سلام نماز و قضاى سجده يا تشهد کارى کند که براى آن سجده سهو واجب مى‏شود مثل آن که سهوا حرف بزند بايد سجده يا تشهد را قضا کند.
١٢٥٨ اگر نداند که سجده را فراموش کرده يا تشهد را به احتياط واجب بايدهر دو را قضا نمايد و هر کدام را اول بجا آورد اشکال ندارد و بايد يک بار سجده سهو نيز بجا آورد.
١٢٥٩ اگر شک دارد که سجده يا تشهد را فراموش کرده يا نه واجب نيست قضا نمايد.
١٢٦٠ اگر بداند سجده يا تشهد را فراموش کرده و شک کند که پيش از رکوع رکعت بعد بجا آورده يا نه ، احتياط واجب آن است که آن را قضا نمايد.
١٢٦١ کسى که بايد سجده يا تشهد را قضا نمايد اگر براى کار ديگرى هم سجده سهو بر او واجب شود بايد بعد از نماز سجده يا تشهد را قضا نمايد بعد سجده سهو را بجا آورد.
١٢٦٢ اگر شک دارد که بعد از نماز قضاى سجده يا تشهد فراموش شده را بجاآورده يا نه چنانچه وقت نماز نگذشته بايد سجده يا تشهد را قضا نمايد و اگر وقت نماز هم گذشته بنابر احتياط واجب بايد سجده يا تشهد را قضا نمايد.
کم و زياد کردن اجزاء و شرايط نماز
١٢٦٣ هرگاه چيزى از واجبات نماز را عمدا کم يا زياد کند اگر چه يک حرف آن باشد نماز باطل است.
١٢٦٤ اگر به واسطه ندانستن مساله، چيزى از اجزاء نماز را کم يا زياد کند اگر آن جزء، رکن نباشد نمازش صحيح است اگر جاهل قاصر باشد، و الا به احتياط واجب نماز باطل است.
١٢٦٥ اگر در بين نماز بفهمد وضو يا غسلش باطل بوده يا بدون وضو يا غسل مشغول نماز شده بايد نماز را به هم بزند و دوباره با وضو يا غسل بخواند، و اگر بعد از نماز بفهمد بايد دوباره نماز را با وضو يا غسل بجا آورد و اگر وقت گذشته قضا نمايد.
١٢٦٦ اگر بعد از رسيدن به رکوع يادش بيايد که دو سجده از رکعت پيش فراموش کرده نمازش باطل است، و اگر پيش از رسيدن به رکوع يادش بيايد بايد برگردد و دو سجده را بجا آورد و برخيزد و حمد و سوره يا تسبيحات را بخواند و نماز را تمام کند.
١٢٦٧ اگر پيش از گفتن " السلام علينا " يادش بيايد که دو سجده رکعت آخر را بجا نياورده بايد دو سجده را بجا آورد و دوباره تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.
١٢٦٨ اگر پيش از سلام نماز يادش بيايد که يک رکعت‏يا بيشتر، از آخر نماز نخوانده، بايد مقدارى را که فراموش کرده بجا آورد.
١٢٦٩ اگر بعد از سلام نماز يادش بيايد که يک رکعت‏يا بيشتر از آخر نماز را نخوانده چنانچه کارى انجام داده که اگر در نماز عمدا يا سهوا اتفاق بيفتد نماز را باطل مى‏کند مثلا پشت به قبله کرده، نمازش باطل است و اگر کارى که عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى‏کند انجام نداده بايد فورا مقدارى که فراموش کرده بجاآورد.
١٢٧٠ هرگاه بعد از سلام نماز عملى انجام دهد که اگر در نماز عمدا يا سهوا اتفاق بيفتد نماز را باطل مى‏کند مثلا پشت به قبله نمايد و است ولى اگر پيش از انجام کارى که نماز را باطل مى‏کند يادش بيايد بايد برگردد و دو سجده‏اى را که فراموش کرده بجا آورد و تشهد و سلام را دوباره بعد از آن بگويد و دو سجده سهو براى سلامى که اول گفته بجا آورد و نمازش صحيح است و احتياط مستحب آن است که اصل نماز را بعد از آن اعاده نمايد.
١٢٧١ اگر بفهمد نماز را پيش از وقت‏خوانده ، يا پشت به قبله يا به طرف راست ‏يا به طرف چپ قبله بجا آورده، بايد دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نمايد.
 
نماز مسافر
مسافر بايد نماز ظهر و عصر و عشا را با هشت‏ شرط شکسته بجا آورد، يعنى دو رکعت بخواند: شرط اول: آنکه سفر او کمتر از هشت فرسخ شرعى نباشد.
١٢٧٢ کسى که رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است اگر رفتن او کمتر از چهار فرسخ نباشد بايد نماز را شکسته بخواند بنابر اين اگر رفتن سه فرسخ و برگشتن پنج فرسخ باشد بايد نماز را تمام کند.
١٢٧٣ اگر رفتن و برگشتن هشت فرسخ باشد بايد نماز را شکسته بخواند چه همان روز و شب بخواهد برگردد يا غير آن روز و شب.
١٢٧٤ اگر سفر، مختصرى از هشت فرسخ کمتر باشد يا انسان نداند که سفر او هشت فرسخ است‏يا نه، نبايد نماز را شکسته بخواند و چنانچه شک کند که سفر او هشت فرسخ است‏يا نه، در صورتى که تحقيق کردن برايش مشقت دارد بايد نمازش را تمام بخواند و اگر مشقت ندارد بنابر احتياط واجب بايد تحقيق کند که اگر دو عادل بگويند، يا بين مردم معروف باشد که سفر او هشت فرسخ است نماز را شکسته بخواند.
١٢٧٥ اگر يک عادل خبر دهد که سفر انسان هشت فرسخ است بنابر احتياط واجب بايد نماز را هم شکسته بخواند و هم تمام بخواند و روزه بگيرد و قضاى آن را هم بجا آورد.
١٢٧٦ کسى که يقين دارد سفر او هشت فرسخ است اگر نماز را شکسته بخواند و بعد بفهمد که هشت فرسخ نبوده بايد آن را چهار رکعتى بجا آورد و اگر وقت گذشته قضا نمايد.
١٢٧٧ کسى که يقين دارد سفرش هشت فرسخ نيست يا شک دارد که هشت فرسخ هست‏يا نه، چنانچه در بين راه بفهمد که سفر او هشت فرسخ بوده اگر چه کمى از راه باقى باشد بايد نماز را شکسته بخواند، و اگر بعد از تمام خواندن نماز فهميد سفرش هشت فرسخ بوده بنابر اقوى بايد نماز را دوباره شکسته اعاده نمايد و در صورتى که وقت گذشته باشد بايد بنابر احتياط واجب نماز را دوباره قضا نمايد.
١٢٧٨ اگر بين دو محلى که فاصله آنها کمتر از چهار فرسخ است چند مرتبه رفت و آمد کند اگر چه روى هم رفته هشت فرسخ شود بايد نماز را تمام بخواند.
١٢٧٩ اگر محلى دو راه داشته باشد يک راه آن کمتر از هشت فرسخ و راه ديگر آن هشت فرسخ يا بيشتر باشد چنانچه انسان از راهى که هشت فرسخ است به آنجا برود بايد نماز را شکسته بخواند و اگر از راهى که هشت فرسخ نيست، برود بايد تمام بخواند.
١٢٨٠ اگر شهر ديوار دارد بايد ابتداى هشت فرسخ را از ديوار شهر حساب کند، و اگر ديوار ندارد بايد از خانه‏هاى آخر شهر حساب نمايد. شرط دوم: آنکه از اول مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد، پس اگربه جايى که کمتر از هشت فرسخ است مسافرت کند و بعد از رسيدن به آن جا قصد کند جايى برود که با مقدارى که آمده هشت فرسخ شود، چون از اول قصد هشت فرسخ را نداشته بايد نماز را تمام بخواند، ولى اگر بخواهد از آن جا هشت فرسخ برود يا چهار فرسخ برود و به وطنش يا به جايى که مى‏خواهد ده روز بماند برگردد بايد نماز را شکسته بخواند.
١٢٨١ کسى که نمى‏داند سفرش چند فرسخ است مثلا براى پيدا کردن گمشده‏اى مسافرت مى‏کند و نمى‏داند که چه مقدار بايد برود تا آن را پيدا کند بايد نماز را تمام بخواند ولى در برگشتن چنانچه تا وطنش يا جايى که مى‏خواهد ده روز در آن جا بماند هشت فرسخ يا بيشتر باشد بايد نماز را شکسته بخواند و نيز اگر در بين رفتن قصد کند که چهار فرسخ برود و برگردد چنانچه رفتن و برگشتن هشت فرسخ شود بايد نماز را شکسته بخواند.
١٢٨٢ مسافر در صورتى بايد نماز را شکسته بخواند که تصميم داشته باشد هشت فرسخ برود پس کسى که از شهر بيرون مى رود و مثلا قصدش اين است که اگر رفيق پيدا کند سفر هشت فرسخى برود چنانچه اطمينان دارد که رفيق پيدا مى‏کند بايد نماز را شکسته بخواند و اگر اطمينان ندارد بايد تمام بخواند.
١٢٨٣ کسى که قصد هشت فرسخ دارد اگر چه در هر روز مقدار کمى راه برود وقتى به جايى برسد که ديوار شهر را نبيند و اذان آن را نشنود بايد نماز را شکسته بخواند ولى اگر در هر روز مقدار خيلى کمى راه برود که نگويند مسافر است بايد نمازش را تمام بخواند و احتياط مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.
١٢٨٤ کسى که در سفر به اختيار ديگرى است مانند نوکرى که با آقاى خود مسافرت مى‏کند، چنانچه بداند سفر او هشت فرسخ است، بايد نماز را شکسته بخواند.
١٢٨٥ کسى که در سفر به اختيار ديگرى است اگر بداند يا گمان داشته باشد که پيش از رسيدن به چهار فرسخ از او جدا مى‏شود بايد نماز را تمام بخواند.
١٢٨٦ کسى که در سفر به اختيار ديگرى است اگر شک دارد که پيش از رسيدن به چهار فرسخ از او جدا مى‏شود يا نه بايد نماز را شکسته بخواند و نيز اگر شک او از اين جهت است که احتمال مى‏دهد مانعى براى سفر او پيش آيد چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا نباشد بايد نمازش را شکسته بخواند. شرط سوم: آنکه در بين راه از قصد خود برنگردد، پس اگر پيش از رسيدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد، يا مردد شود، بايد نماز را تمام بخواند.
١٢٨٧ اگر بعد از رسيدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود چنانچه تصميم داشته باشد که همان جا بماند يا بعد از ده روز برگردد يا در برگشتن و ماندن مردد باشد، بايد نماز را تمام بخواند.
١٢٨٨ اگر بعد از رسيدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود و تصميم داشته باشد که برگردد بايد نماز را شکسته بخواند.
١٢٨٩ اگر براى رفتن به محلى حرکت کند و بعد از رفتن مقدارى از راه بخواهد جاى ديگرى برود، چنانچه از محل اولى که حرکت کرده تا جايى که مى‏خواهد برود هشت فرسخ باشد، بايد نماز را شکسته بخواند.
١٢٩٠ اگر پيش از آن که به هشت فرسخ برسد مردد شود که بقيه راه را برود يا نه، و در موقعى که مردد است راه نرود و بعد تصميم بگيرد که بقيه راه را برود بايد تا آخر مسافرت نماز را شکسته بخواند.
١٢٩١ اگر پيش از آن که به هشت فرسخ برسد، مردد شود که بقيه راه را برود يا نه، و در موقعى که مردد است مقدارى راه برود و بعد تصميم بگيرد که هشت فرسخ ديگر برود يا چهار فرسخ برود و برگردد تا آخر مسافرت بايد نماز را شکسته بخواند.
١٢٩٢ اگر پيش از آنکه به هشت فرسخ برسد مردد شود که بقيه راه را برود يا نه، و در موقعى که مردد است مقدارى راه برود و بعد تصميم بگيرد که بقيه راه را برود چنانچه باقيمانده سفر او هشت فرسخ باشد يا چهار فرسخ باشد ولى بخواهد برود و برگردد بايد نماز را شکسته بخواند ، ولى اگر راهى که پيش از مردد شدن و راهى که بعد از آن مى رود روى هم هشت فرسخ باشد بنابر احتياط نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند اگر چه جمع واجب نيست و نماز شکسته است. شرط چهارم: آنکه نخواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد، يا ده روز يا بيشتر در جايى بماند، پس کسى که مى‏خواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، يا ده روز در محلى بماند بايد نماز را تمام بخواند.
١٢٩٣ کسى که نمى‏داند پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش مى‏گذرد يا نه،يا ده روز در محلى مى‏ماند يا نه، بايد نماز را تمام بخواند.
١٢٩٤ کسى که مى‏خواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد يا ده روز در محلى بماند و نيز کسى که مردد است که از وطنش بگذرد يا ده روز در محلى بماند اگر از ماندن ده روز يا گذشتن از وطن منصرف شود، باز هم بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر باقيمانده راه هشت فرسخ باشد يا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و برگردد بايد نماز را شکسته بخواند. شرط پنجم: آن که براى کار حرام سفر نکند، و اگر براى کار حرامى مانند دزدى سفر کند، بايد نماز را تمام بخواند. و همچنين است اگر خود سفر حرام باشد،مثل آن که براى او ضرر داشته باشد، يا زن بدون اجازه شوهر سفرى برود که بر او واجب نباشد، ولى اگر مثل سفر حج واجب باشد، بايد نماز را شکسته بخواند.
١٢٩٥ سفرى که اسباب اذيت پدر و مادر باشد حرام است و انسان بايد در آن سفر نماز را تمام بخواند و روزه هم بگيرد.
١٢٩٦ کسى که سفر او حرام نيست و براى کار حرام هم سفر نمى‏کند اگر چه در سفر، معصيتى انجام دهد مثلا غيبت کند يا شراب بخورد بايد نماز را شکسته بخواند.
١٢٩٧ اگر مخصوصا براى آن که کار واجبى را ترک کند مسافرت نمايد نمازش تمام است پس کسى که بدهکار است اگر بتواند بدهى خود را بدهد و طلبکار هم مطالبه کند چنانچه در سفر نتواند بدهدى خود را بدهد مخصوصا براى فرار از دادن قرض مسافرت نمايد بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر مخصوصا براى ترک واجب مسافرت نکند بايد نماز را شکسته بخواند و احتياط مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.
١٢٩٨ اگر سفر او سفر حرام نباشد ولى حيوان سوارى يا مرکب ديگرى که سوار است غصبى باشد نمازش شکسته است ولى اگر در زمين غصبى مسافرت کند بنابر احتياط واجب بايد نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.
١٢٩٩ کسى که با ظالم مسافرت مى‏کند اگر ناچار نباشد و مسافرت او کمک به ظالم باشد بايد نماز را تمام بخواند و اگر ناچار باشد يا مثلا براى نجات دادن مظلومى با او مسافرت کند، نمازش شکسته است.
١٣٠٠ اگر به قصد تفريح و گردش مسافرت کند حرام نيست و بايد نماز را شکسته بخواند.
١٣٠١ اگر براى لهو و خوشگذرانى به شکار رود نمازش تمام است و چنانچه براى تهيه معاش به شکار رود نمازش شکسته است و اگر براى کسب و زياد کردن مال برود احتياط واجب آن است که نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند و بايد روزه نگيرد.
١٣٠٢ کسى که براى معصيت‏سفر کرده، موقعى که از سفر برمى‏گردد اگر توبه کرده، بايد نماز را شکسته بخواند و اگر توبه نکرده ، و چيزى هم که بازگشت را از جزئيت‏سفر معصيت‏خارج کند حادث نشده باشد بايد تمام بخواند و احتياط مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.
١٣٠٣ کسى که سفر او سفر معصيت است، اگر در بين راه از قصد معصيت برگردد چنانچه باقيمانده راه هشت فرسخ باشد يا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و برگرد بايد نماز را شکسته بخواند.
١٣٠٤ کسى که براى معصيت‏سفر نکرده اگر در بين راه قصد کند که بقيه راه را براى معصيت برود، بايد نماز را تمام بخواند ولى نمازهايى را که شکسته خوانده صحيح است. شرط ششم: آنکه از صحرانشينهايى نباشد که در بيابانها گردش مى‏کنند و هر جا آب و خوراک براى خود و حشمشان پيدا کنند مى مانند و بعد از چندى به جاى ديگر مى‏روند و صحرانشينها در اين مسافرتها بايد نماز را تمام بخوانند.
١٣٠٥ اگر يکى از صحرانشينها براى پيدا کردن منزل و چراگاه حيواناتشان سفر کند، چنانچه سفر او هشت فرسخ باشد احتياطا واجب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.
١٣٠٦ اگر صحرانشين براى زيارت يا حج‏يا تجارت و مانند اينها مسافرت کند، بايد نماز را شکسته بخواند. شرط هفتم: آنکه شغل او مسافرت نباشد، بنابراين شتردار و راننده و چوبدار و کشتيبان و مانند اينها، اگرچه براى بردن اثاثيه منزل خود مسافرت کنند، در غير سفر اول بايد نماز را تمام بخوانند، ولى در سفر اول اگرچه طول بکشد، نمازشان شکسته است.
١٣٠٧ کسى که شغلش مسافرت است اگر براى کار ديگرى مثلا براى زيارت يا حج مسافرت کند، بايد نماز را شکسته بخواند ولى اگر مثلا شوفر، اتومبيل خود را براى زيارت کرايه دهد و در ضمن خودش هم زيارت کند، بايد نماز را تمام بخواند.
١٣٠٨ حمله دار يعنى کسى که براى رساندن حاجيها به مکه مسافرت مى‏کند چنانچه شغلش مسافرت باشد بايد نماز را تمام بخواند، و اگر شغلش مسافرت نباشد، بايد شکسته بخواند.
١٣٠٩ کسى که شغل او حمله دارى است و حاجيها را از راه دور به مکه مى‏برد، چنانچه تمام سال يا بيشتر سال را در راه باشد، بايد نماز را تمام بخواند.
١٣١٠ کسى که در مقدارى از سال شغلش مسافرت است، مثل شوفرى که فقط در تابستان يا زمستان اتومبيل خود را کرايه مى‏دهد، بايد در سفرى که مشغول به کارش هست نماز را تمام بخواند و احتياط مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.
١٣١١ راننده و دوره گردى که در دو سه فرسخى شهر رفت و آمد مى‏کند، چنانچه اتفاقا سفر هشت فرسخى برود ، بايد نماز را شکسته بخواند.
١٣١٢ کسى که شغلش مسافرت است، اگر ده روز يا بيشتر در وطن خود بماند،چه از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد چه بدون قصد بماند، بايد در سفر اولى که بعد از ده روز مى رود، نماز را شکسته بخواند.
١٣١٣ کسى که شغلش مسافرت است، اگر در غير وطن خود ده روز بماند در سفر اولى که بعد از ده روز مى رود، بايد نماز را شکسته بخواند چه از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد يا نداشته باشد.
١٣١٤ کسى که شغلش مسافرت است، اگر شک کند که در وطن خود يا جاى ديگر ده روز مانده يا نه، بايد نماز را تمام بخواند.
١٣١٥ کسى که در شهرها سياحت مى‏کند و براى خود وطنى اختيار نکرده، بايد نماز را تمام بخواند.
١٣١٦ کسى که شغلش مسافرت نيست، اگر مثلا در شهرى يا دهى جنسى دارد که براى حمل آن مسافرتهاى پى در پى مى‏کند بايد نماز را شکسته بخواند.
١٣١٧ کسى که از وطنش صرف نظر کرده و مى‏خواهد وطن ديگرى براى خود اختيار کند، اگر شغلش مسافرت نباشد بايد در مسافرت نماز را شکسته بخواند. شرط هشتم: آنکه به حد ترخص برسد، يعنى از وطنش يا جايى که قصد کرده ده روز در آنجا بماند، بقدرى دور شود که ديوار شهر را نبيند و صداى اذان آن را نشنود، ولى بايد در هوا غبار يا چيز ديگرى نباشد که از ديدن ديوار و شنيدن اذان جلوگيرى کند، و لازم نيست بقدرى دور شود که مناره‏ها و گنبدها را نبيند، يا ديوارها هيچ پيدا نباشد، بلکه همين قدر که ديوارها کاملا معلوم نباشد، کافى است.
١٣١٨ کسى که به سفر مى رود، اگر به جايى برسد که اذان را نشنود، ولى ديوار شهر را ببيند يا ديوارها را نبيند و صداى اذان را بشنود، چنانچه بخواهد در آن جا نماز بخواند، بنابر احتياط واجب بايد هم شکسته و هم تمام بخواند.
١٣١٩ مسافرى که به وطنش برمى‏گردد، وقتى ديوار وطن خود را ببيند و صداى اذان آن را بشنود بايد نماز را تمام بخواند ولى مسافرى که مى‏خواهد ده روز در محلى بماند وقتى ديوار آن جا را ببيند و صداى اذانش را بشنود. بنابر احتياط واجب بايد نماز را تاخير بيندازد تا به منزل برسد، يا نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.
١٣٢٠ هرگاه شهر در بلندى باشد که از دور ديده شود يا به قدرى گود باشد که اگر انسان کمى دور شود ديوار آن را نبيند کسى که از آن شهر مسافرت مى‏کند، وقتى به اندازه‏اى دور شود که اگر آن شهر در زمين هموار بود ديوارش از آن جا ديده نمى‏شد بايد نماز خود را شکسته بخواند و نيز اگر پستى و بلندى خانه‏ها بيشتر از معمول باشد بايد ملاحظه معمول را بنمايد.
١٣٢١ اگر از محلى مسافرت کند که خانه و ديوار ندارد وقتى به جايى برسد که اگر آن محل ديوار داشت از آن جا ديده نمى‏شد بايد نماز را شکسته بخواند.
١٣٢٢ اگر به قدرى دور شود که نداند صدايى را که مى‏شنود صداى اذان است‏يا صداى ديگرى، بايد نماز را شکسته بخواند، ولى اگر بفهمد اذان مى‏گويند و کلمات آن را تشخيص ندهد بايد تمام بخواند.
١٣٢٣ اگر به قدرى دور شود که اذان خانه‏ها را نشنود ولى اذان شهر را که معمولا در جاى بلند مى‏گويند بشنود نبايد نماز را شکسته بخواند.
١٣٢٤ اگر به جايى برسد که اذان شهر را که معمولا در جاى بلند مى‏گويند نشنود ولى اذانى را که در جاى خيلى بلند مى‏گويند بشنود بايد نماز را شکسته بخواند.
١٣٢٥ اگر چشم يا گوش او، يا صداى اذان غير معمولى باشد در محلى بايد نماز را شکسته بخواند که چشم متوسط ديوار خانه‏ها را نبيند و گوش متوسط صداى اذان معمولى را نشنود.
١٣٢٦ اگر بخواهد در محلى نماز بخواند که شک دارد به حد ترخص، يعنى جايى که اذان را نشنود و ديوار را نبيند رسيده يا نه، بايد نماز را تمام بخواند، و در موقع برگشتن اگر شک کند که به حد ترخص رسيده يا نه، بايد شکسته بخواند، و چون در بعضى موارد اشکال پيدا مى‏کند بايد آن جا نماز نخواند يا هم شکسته و هم تمام بخواند.
١٣٢٧ مسافرى که در سفر از وطن خود عبور مى‏کند وقتى به جايى برسد که ديوار وطن خود را ببيند و صداى اذان آن را بشنود بايد نماز را تمام بخواند.
١٣٢٨ مسافرى که در بين مسافرت به وطنش رسيده ، تا وقتى در آن جا هست بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر بخواهد از آن جا هشت فرسخ برود يا چهار فرسخ برود و برگردد وقتى به جايى برسد که ديوار وطن را نبيند و صداى اذان آن را نشنود بايد نماز را شکسته بخواند.
١٣٢٩ محلى را که انسان براى اقامت و زندگى خود اختيار کرده وطن اوست چه در آن جا به دنيا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، يا خودش آن جا را براى زندگى اختيار کرده باشد.
١٣٣٠ اگر قصد دارد در محلى که وطن اصيلش نيست مدتى بماند و بعد به جاى ديگر رود، آن جا وطن او حساب نمى‏شود.
١٣٣١ تا انسان قصد ماندن هميشگى در جايى که غير وطن اصلى خودش است نداشته باشد وطن او حساب نمى‏شود مگر آن که بدون قصد ماندن آن قدر بماند که مردم بگويند اين جا وطن او است.
١٣٣٢ کسى که در دو محل زندگى مى‏کند مثلا شش ماه در شهرى و شش ماه در شهر ديگر مى‏ماند، هر دو وطن او است. و اگر بيشتر از دو محل را براى زندگى خود اختيار کرده باشد اشکال دارد و بايد احتياط مراعات شود.
١٣٣٣ در غير وطن اصلى و وطن غير اصلى که ذکر شد در جاهاى ديگر اگر قصد اقامه نکند نمازش شکسته است چه ملکى در آن جا داشته باشد يا نداشته باشد و چه در آن جا شش ماه مانده باشد يا نه.
١٣٣٤ اگر به جايى برسد که وطن او بوده و از آن جا صرف نظر کرده نبايد نماز را تمام بخواند، اگر چه وطن ديگرى هم براى خود اختيار نکرده باشد.
١٣٣٥ مسافرى که قصد دارد ده روز پشت‏سرهم در محلى بماند، يا مى‏داند که بدون اختيار ده روز در محلى مى‏ماند، در آن محل بايد
١٣٣٦ مسافرى که مى‏خواهد ده روز در محلى بماند لازم نيست قصد ماندن شب اول يا شب يازدهم را داشته باشد و همين که قصد کند از اذان صبح روز اول تا غروب روز دهم بماند بايد نماز را تمام بخواند، و همچنين اگر مثلا قصدش اين باشد که از ظهر روز اول تا ظهر روز يازدهم بماند، بايد نماز را تمام بخواند.
١٣٣٧ مسافرى که مى‏خواهد ده روز در محلى بماند در صورتى بايد نماز را تمام بخواند که تمام ده روز را در يک جا بماند، پس اگر بخواهد مثلا ده روز در نجف و کوفه يا در تهران و شميران بماند بايد نماز را شکسته بخواند.
١٣٣٨ مسافرى که مى‏خواهد ده روز در محلى بماند اگر از اول قصد داشته باشد که در بين ده روز به اطراف آن جا برود چنانچه جايى که مى‏خواهد برود خطه سور بلد اقامت‏يا از بساتين و مزارع و باغات اطراف آن باشد به مقدارى که رفتن به آن جا منافى با صدق و اقامت در بلد نباشد بايد در تمام ده روز نماز را تمام بخواند ولى چنانچه بخواهد تا کمتر از چهار فرسخ برود چنانچه در نيت او باشد که در بين ده روز فقط يک مرتبه برود و بيش از دو ساعت رفتن و برگشتن را طول ندهد، در همه ده روز بايد نمازش را تمام بخواند.
١٣٣٩ مسافرى که تصميم ندارد ده روز در جايى بماند مثلا قصدش اين است که اگر رفيقش بيايد يا منزل خوبى پيدا کند ده روز بماند بايد نماز را شکسته بخواند.
١٣٤٠ کسى که تصميم دارد، ده روز در محلى بماند، اگر چه احتمال بدهد که براى ماندن او مانعى برسد در صورتى که مردم به احتمال او اعتنايى نکنند بايد نماز را تمام بخواند.
١٣٤١ اگر مسافر بداند که مثلا ده روز يا بيشتر به آخر ماه مانده و قصد کند که تا آخر ماه در جايى بماند بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر نداند تا آخر ماه چقدر مانده و قصد کند که تا آخر ماه بماند، بايد نماز را شکسته بخواند اگرچه از موقعى که قصد کرده تا آخر ماه ده روز يا بيشتر باشد.
١٣٤٢ اگر مسافر قصد کند ده روز در محلى بماند، چنانچه پيش از خواندن يک نماز چهار رکعتى از ماندن منصرف شود، يا مردد شود که در آن جا بماند يا به جاى ديگر برود، بايد نماز را شکسته بخواند واگر بعد از خواندن يک نماز چهار رکعتى از ماندن منصرف شود يا مردد شود تا وقتى در آن جا هست بايد نماز را تمام بخواند.
١٣٤٣ مسافرى که قصد کرده ده روز در محلى بماند اگر روزه بگيرد و بعد از ظهر از ماندن در آن جا منصرف شود چنانچه يک نماز چهار رکعتى خوانده باشد روزه‏اش صحيح است و تا وقتى در آن جا هست بايد نمازهاى خود را تمام بخواند و اگر يک نماز چهار رکعتى نخوانده باشد روزه آن روزش صحيح است اما نمازهاى خود را بايد شکسته بخواند و روزهاى بعد هم نمى‏تواند روزه بگيرد.
١٣٤٤ مسافرى که قصد کرده ده روز در محلى بماند اگر از ماندن منصرف شود و شک کند پيش از آن که از قصد ماندن برگردد، يک نماز چهار رکعتى خوانده، يا نه بايد نمازهاى خود را شکسته بخواند.
١٣٤٥ اگر مسافر به نيت اين که نماز را شکسته بخواند مشغول نماز شود و در بين نماز تصميم بگيرد که ده روز يا بيشتر بماند بايد نماز را چهار رکعتى تمام نمايد.
١٣٤٦ مسافرى که قصد کرده، ده روز در جايى بماند، اگر در بين نماز چهار رکعتى از قصد خود برگردد، چنانچه مشغول رکعت‏سوم نشده، بايد نماز را دو رکعتى تمام نمايد و بقيه نمازهاى خود را شکسته بخواند، و اگر مشغول رکعت‏سوم شده نمازش باطل است، و تا وقتى در آن جا هست بايد نماز را شکسته بخواند اگر چه داخل در رکوع رکعت‏سوم شده باشد.
١٣٤٧ مسافرى که قصد کرده ده روز در محلى بماند اگر بيشتر از ده روز در آن جا بماند تا وقتى مسافرت نکرده بايد نمازش را تمام بخواند و لازم نيست دوباره قصد ماندن ده روز کند.
١٣٤٨ مسافرى که قصد کرده ده روز در محلى بماند بايد روزه واجب را بگيرد و مى‏تواند روزه مستحبى را هم به جا آورد و نماز جمعه و نافله ظهر و عصر و عشا را هم بخواند.
١٣٤٩ مسافرى که قصد کرده ده روز در جايى بماند اگر بعد از خواندن يک نماز چهار رکعتى بخواهد به جايى که کمتر از چهار فرسخ است برود و برگردد به محل اقامه خود، بايد نماز را تمام بخواند.
١٣٥٠ مسافرى که قصد کرده ده روز در جايى بماند اگر بعد از خواندن يک نماز چهار رکعتى بخواهد به جاى ديگرى که کمتر از هشت فرسخ است برود و ده روز در آن جا بماند بايد در رفتن و در جايى که قصد ماندن ده روز کرده، نمازهاى خود را تمام بخواند ولى اگر در جايى که مى‏خواهد برود هشت فرسخ يا بيشتر باشد بايد موقع رفتن نمازهاى خود را شکسته بخواند و چنانچه در آن جا قصد ماندن ده روز کرد، نمازش را تمام بخواند.
١٣٥١ مسافرى که قصد کرده ده روز در محلى بماند اگر بعد از خواندن يک نماز چهار رکعتى بخواهد به جايى که کمتر از چهار فرسخ است برود، چنانچه مردد باشد که به محل اولش برگردد يا نه، يا به کلى از برگشتن به آن جا غافل باشد، يا بخواهد برگردد، ولى مردد باشد که ده روز در آن جا بماند يا نه، يا آن که از ده روز ماندن در آن جا و مسافرت از آن جا غافل باشد، بايد از وقتى که مى رود تا برمى‏گردد و بعد از برگشتن نمازهاى خود را تمام بخواند.
١٣٥٢ اگر به خيال اين که رفقايش مى‏خواهند ده روز در محلى بمانند قصد کند که ده روز در آن جا بماند و بعد از خواندن يک نماز چهار رکعتى بفهمد که آنها قصد نکرده‏اند اگر چه خودش هم از ماندن منصرف شود، تا مدتى که در آن جا هست بايد نماز را تمام بخواند.
١٣٥٣ اگر مسافر بعد از رسيدن به هشت فرسخ، سى روز در محلى بماند و در تمام سى روز در رفتن و ماندن مردد باشد بعد از گذشتن سى روز اگر چه مقدار کمى در آن جا بماند بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر پيش از رسيدن به هشت فرسخ، در رفتن بقيه راه مردد شود، از وقتى که مردد مى‏شود بايد نماز را تمام بخواند.
١٣٥٤ مسافرى که مى‏خواهد نه روز يا کمتر در محلى بماند اگر بعد از آن که نه روز يا کمتر در آن جا ماند بخواهد دوباره نه روز ديگر يا کمتر بماند همين طور تا سى روز، روز سى و يکم بايد نماز را تمام بخواند.
١٣٥٥ مسافرى که سى روز مردد بوده، در صورتى بايد نماز را تمام بخواند که سى روز را در يک جا بماند، پس اگر مقدارى از آن را در جايى و مقدارى را در جاى ديگر بماند، بعد از سى روز هم بايد نماز را شکسته بخواند.
مسائل متفرقه
١٣٥٦ مسافر مى‏تواند در مسجد الحرام و مسجد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم و مسجد کوفه نمازش را تمام بخواند. ولى اگر بخواهد در جايى که اول جزو اين مساجد نبوده و بعد به اين مساجد اضافه شده نماز بخواند احتياط مستحب آن است که شکسته بخواند اگر چه اقوى، صحت تمام است و نيز مسافر مى‏تواند در حرم و رواق حضرت سيد الشهدا عليه السلام بلکه در مسجد متصل به حرم نماز را تمام بخواند.
١٣٥٧ کسى که مى‏داند مسافر است و بايد نماز را شکسته بخواند، اگر در غير چهار مکانى که در مساله پيش گفته شد عمدا تمام بخواند نمازش باطل است. و نيز اگر فراموش کند که نماز مسافر شکسته است و تمام بخواند بايد نماز را دوباره بخواند، و اگر بعد از وقت‏يادش بيايد، بنابر احتياط واجب بايد قضا نمايد.
١٣٥٨ کسى که مى‏داند مسافر است و بايد نماز را شکسته بخواند، اگر فراموش کند و بدون توجه و به طور عادت تمام بخواند نمازش باطل است، و نيز اگر حکم مسافر و سفر خود را فراموش کرده باشد در صورتى که وقت داشته باشد نمازش را دوباره بخواند بلکه اگر وقت هم گذشته باشد بنابر احتياط واجب بايد قضا نمايد.
١٣٥٩ مسافرى که نمى‏داند بايد نماز را شکسته بخواند، اگر تمام بخواند نمازش صحيح است.
١٣٦٠ مسافرى که مى‏داند بايد نماز را شکسته بخواند اگر بعضى از خصوصيات آن را نداند مثلا نداند که در سفر هشت فرسخى بايد شکسته بخواند چنانچه تمام بخواند در صورتى که وقت باقى است، بايد نماز شکسته بخواند، و اگر وقت گذشته بايد شکسته قضا نمايد.
١٣٦١ مسافرى که مى‏داند بايد نماز را شکسته بخواند اگر به گمان اينکه سفر اوکمتر از هشت فرسخ است تمام بخواند وقتى بفهمد که سفرش هشت فرسخ بوده، نمازى را که تمام خوانده بايد دوباره شکسته بخواند و اگر وقت هم گذشته بايد شکسته قضا نمايد.
١٣٦٢ اگر فراموش کند که مسافر است و نماز را تمام بخواند چنانچه در وقت‏يادش بيايد بايد شکسته به جا آورد و اگر بعد از وقت‏يادش بيايد قضاى آن نماز بر او واجب نيست.
١٣٦٣ کسى که بايد نماز را تمام بخواند، اگر شکسته بجا آورد در هر صورت نمازش باطل است.
١٣٦٤ اگر مشغول نماز چهار رکعتى شود و در بين نماز يادش بيايد که مسافر است‏يا لتفت‏شود که سفر او هشت فرسخ است چنانچه به رکوع رکعت‏سوم نرفته، بايد نماز را دو رکعتى تمام کند و اگر به رکوع رکعت‏سوم رفته نمازش باطل است ودر صورتى که به مقدار خواندن يک رکعت هم وقت داشته باشد بايد نماز را شکسته بخواند.
١٣٦٥ اگر مسافر بعضى از خصوصيات نماز مسافر را نداند، مثلا نداند که اگر چهار فرسخ برود و همان روز يا شب آن برگردد بايد شکسته بخواند، چنانچه به نيت نماز چهار رکعتى مشغول نماز شود و پيش از رکوع رکعت‏سوم مساله را بفهمد بايد نماز را دو رکعتى تمام کند و اگر در رکوع ملتفت‏شود نمازش باطل است و در صورتى که به مقدار يک رکعت از وقت هم مانده باشد بايد نماز را شکسته بخواند.
١٣٦٦ مسافرى که بايد نماز را تمام بخواند اگر به واسطه ندانستن مساله به نيت نماز دو رکعتى مشغول نماز شود و در بين نماز مساله را بفهمد بايد نماز را چهار رکعتى تمام کند و احتياط مستحب آن است که بعد از تمام شدن نماز دوباره آن نماز را چهار رکعتى بخواند.
١٣٦٧ مسافرى که نماز نخوانده اگر پيش از تمام شدن وقت به وطنش برسد، يا به جايى برسد که مى‏خواهد ده روز در آنجا بماند بايد نماز را تمام بخواند و کسى که مسافر نيست اگر در اول وقت نماز نخواند و مسافرت کند در سفر بايد نماز را شکسته بخواند.
١٣٦٨ اگر از مسافرى که بايد نماز را شکسته بخواند نماز ظهر يا عصر يا عشاء قضا شود بايد آن را دو رکعتى قضا نمايد اگرچه در غير سفر بخواهد قضاى آن را به جا آورد و اگر از کسى که مسافر نيست‏يکى از اين سه نماز قضا شود بايد چهار رکعتى قضا نمايد اگرچه در سفر بخواهد آن را قضا نمايد.
١٣٦٩ مستحب است مسافر بعد از هر نمازى که شکسته مى‏خواند سى مرتبه بگويد: "سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر" و در تعقيب نماز ظهر و عصر و عشا بيشتر سفارش شده است. بلکه بهتر است در تعقيب اين سه نماز شصت مرتبه بگويد.
نماز قضا
١٣٧٠ کسى که نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده بايد قضاى آن را بجاآورد، اگرچه در تمام وقت نماز خواب مانده يا به واسطه سستى، نماز نخوانده باشد ولى نمازهاى يوميه‏اى را که زن در حال حيض يا نفاس نخوانده قضا ندارد.
١٣٧١ اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازى را که خوانده باطل بوده بايد قضاى آن را بخواند.
١٣٧٢ کسى که نماز قضا دارد بايد در خواندن آن کوتاهى نکند ولى واجب نيست فورا آن را بجا آورد.
١٣٧٣ کسى که نماز قضا دارد مى‏تواند نماز مستحبى بخواند.
١٣٧٤ اگر انسان احتمال دهد که نماز قضايى دارد يا نمازهايى را که خوانده صحيح نبوده، مستحب است احتياطا قضاى آن را بجا آورد.
١٣٧٥ قضاى نمازهاى يوميه لازم نيست به ترتيب خوانده شود مثلا کسى که يک روز نماز عصر و روز بعد نماز ظهر را نخوانده لازم نيست اول نماز عصر و بعداز آن نماز ظهر را قضا نمايد.
١٣٧٦ اگر بخواهد قضاى چند نماز غير يوميه مانند نماز آيات را بخواند يا مثلا بخواهد قضاى يک نماز يوميه و چند نماز غير يوميه را بخواند لازم نيست آنها را به ترتيب بجا آورد.
١٣٧٧ اگر کسى نداند که نمازهايى که از او قضا شده کدام يک جلوتر بوده لازم نيست به طورى بخواند که ترتيب حاصل شود و هر يک را مى‏تواند مقدم بداند.
١٣٧٨ اگر کسى که نمازهايى از او قضا شده، مى‏داند کدام يک جلوتر قضا شده، احتياط مستحب آن است که به ترتيب قضا کند و آنچه اول قضا شده اول بخواند و دومى را بعد و همين طور.
١٣٧٩ اگر براى ميتى مى‏خواهند نماز قضا بدهند، و مى‏دانند آن ميت ترتيب قضا شدن را مى‏دانسته باز لازم نيست طورى قضا را بجا بياورند که ترتيب حاصل شود.
١٣٨٠ اگر براى ميتى که در مساله پيش گفته شد بخواهند چند نفر را اجير کنند که نماز بخوانند لازم نيست براى آنها وقت مرتب معين کنند که با هم شروع نکنند در عمل.
١٣٨١ اگر بدانند که ميت ترتيب قضا شدن را نمى‏دانسته يا ندانند که مى‏دانسته، لازم نيست به ترتيب براى او قضا بجا بياورند.
١٣٨٢ در مساله پيش اگر بخواهند چند نفر را براى به جا آوردن نماز ميت اجير کنند لازم نيست وقت معين کنند و مى‏توانند همه با هم شروع به قضا کنند.
١٣٨٣ کسى که چند نماز از او قضا شده و شماره آنها را نمى‏داند مثلا نمى‏داند چهار تا بوده يا پنج تا، چنانچه مقدار کمتر را بخواند کافى است و همچنين اگر شماره آنها را مى‏دانسته و فراموش کرده، اگر مقدار کمتر را بخواند کفايت مى‏کند.
١٣٨٤ کسى که نماز قضا از همين روز يا روزهاى پيش دارد مى‏تواند قبل از خواندن نمازى که قضا شده، نماز ادايى را بخواند و لازم نيست نماز قضا را جلو بيندازد.
١٣٨٥ کسى که مى‏داند يک نماز چهار رکعتى نخوانده و نمى‏داند نماز ظهر است‏يا عصر ست‏يا عشا، اگر يک نماز چهار رکعتى بخواند به نيت قضاى نمازى که نخوانده کافى است.
١٣٨٦ اگر از روزهاى گذشته نمازهاى قضا دارد و يک نماز يا بيشتر هم از همان روز از او قضا شده، اگرچه لازم نيست نمازهاى قضا را پيش از نماز ادا بخواند حتى اگرچه وقت داشته باشد و ترتيب بين نمازهاى قضا را هم بداند ولى احتياط استحبابى آن است که نمازهاى قضا مخصوصا نماز قضاى همان روز را پيش از نماز ادا بخواند.
١٣٨٧ تا انسان زنده است اگر چه از خواندن نماز قضاهاى خود عاجز باشد ديگرى نمى‏تواند نمازهاى او را قضا نمايد.
١٣٨٨ نماز قضا را با جماعت مى‏شود خواند، چه نماز امام جماعت ادا باشد يا قضا، و لازم نيست هر دو يک نماز را بخوانند مثلا اگر نماز قضاى صبح را با نماز ظهر يا عصر امام بخواند اشکال ندارد.
١٣٨٩ مستحب است بچه مميز يعنى بچه‏اى که خوب و بد را مى‏فهمد به نماز خواندن و عبادتهاى ديگر عادت دهند بلکه مستحب است او را به قضاى نمازها هم وادار نمايند.
نماز قضاى پدر که بر پسر بزرگتر واجب است
١٣٩٠ اگر پدر نماز و روزه خود را بجا نياورده باشد، چنانچه از روى نافرمانى ترک نکرده و مى‏توانسته قضا کند بر پسر بزرگتر واجب است که بعد از مرگش بجا آورد يا براى او اجير بگيرد بلکه اگر از روى نافرمانى هم ترک کرده باشد واجب است به همين طور عمل کند و نيز روزه‏اى را که در سفر نگرفته اگرچه نمى‏توانسته قضا کند، واجب است که پسر بزرگتر قضا نمايد يا براى او اجير بگيرد.
١٣٩١ اگر پسر بزرگتر شک دارد که پدر نماز و روزه قضا داشته يا نه چيزى بر او واجب نيست.
١٣٩٢ اگر پسر بزرگتر بداند که پدرش نماز قضا داشته و شک کند که بجاآورده يا نه، بنابر احتياط واجب بايد قضا نمايد.
١٣٩٣ اگر معلوم نباشد که پسر بزرگتر کدام است، قضاى نماز و روزه پدر بر هيچ کدام از پسرها واجب نيست ولى احتياط مستحب آن است که نماز و روزه اورا بين خودشان قسمت کنند يا براى انجام آن قرعه بزنند.
١٣٩٤ اگر ميت وصيت کرده باشد که براى نماز و روزه او اجير بگيرند، بعداز آنکه اجير نماز و روزه او را به طور صحيح بجا آورد، بر پسر بزرگتر چيزى واجب نيست.
١٣٩٥ اگر پسر بزرگتر بخواهد نماز پدر را بخواند بايد به تکليف خود عمل کند مثلا قضاى نماز صبح و مغرب و عشا را بايد بلند بخواند.
١٣٩٦ کسى که خودش نماز و روزه قضا دارد اگر نماز و روزه پدر هم براو واجب شود هر کدام را اول بجا آورد صحيح است.
١٣٩٧ اگر پسر بزرگتر موقع مرگ پدر نابالغ يا ديوانه باشد، وقتى که بالغ شد يا عاقل گرديد بايد نماز و روزه پدر را قضا نمايد، و چنانچه پيش از بالغ شدن يا عاقل شدن بميرد، بر پسر دوم چيزى واجب نيست.
١٣٩٨ اگر پسر بزرگتر پيش از آنکه نماز و روزه پدر را قضا کند بميرد بر پسر دوم چيزى واجب نيست.
نماز جماعت
١٣٩٩ مستحب است نمازهاى واجب خصوصا نمازهاى يوميه را به جماعت بخوانند ودر نماز صبح و مغرب و عشا خصوصا براى همسايه مسجد و کسى که صداى اذان مسجد را مى‏شنود بيشتر سفارش شده است.
١٤٠٠ در روايتى وارد شده است که اگر يک نفر به امام جماعت اقتدا کند هر رکعت از نماز آنان ثواب صد و پنجاه نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا کنند هر رکعتى ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بيشتر شوند ثواب نمازشان بيشتر مى‏شود تا به ده نفر برسند و عده آنان که از ده گذشت اگر تمام آسمانها کاغذ و درياها مرکب و درختها قلم و جن و انس و ملائکه نويسنده شوند، نمى‏توانند ثواب يک رکعت آن را بنويسند.
١٤٠١ حاضر نشدن به نماز جماعت از روى بى‏اعتنايى جايز نيست و سزاوار نيست که انسان بدون عذر نماز جماعت را ترک کند.
١٤٠٢ مستحب است انسان صبر کند که نماز را به جماعت بخواند. و نماز جماعت از نماز اول وقت که فرادى يعنى تنها خوانده شود، بهتر است. و نيز نماز جماعتى را که مختصر بخواند، از نماز فرادى که آن را طول بدهند، بهتر مى‏باشد.
١٤٠٣ وقتى که جماعت بر پا مى‏شود مستحب است کسى که نمازش را فرادى خوانده دوباره با جماعت بخواند و اگر بعد بفهمد که نماز اولش باطل بوده نماز دوم او کافى است.
١٤٠٤ اگر امام يا ماموم بخواهد نمازى را که به جماعت‏خوانده دوباره با جماعت بخواند، در صورتى که جماعت دوم و اشخاص آن غير از اول باشد، اشکال ندارد.
١٤٠٥ کسى که در نماز وسواس دارد و فقط در صورتى که نماز را با جماعت بخواند از وسواس راحت مى‏شود، بايد نماز را با جماعت بخواند.
١٤٠٦ اگر پدر يا مادر به فرزند خود امر کند که نماز را به جماعت بخواند چون اطاعت پدر و مادر واجب است، بنابر احتياط واجب بايد نماز را به جماعت بخواند و قصد استحباب نمايد.
١٤٠٧ احتياط واجب آن است که نماز عيد فطر و قربان را در زمان غيبت امام عليه‏السلام با جماعت نخوانند، ولى به قصد رجاء مانع ندارد و نمازهاى مستحبى را هم نمى‏شود به ماعت‏خواند مگر نماز استسقاء که براى آمدن باران مى‏خوانند.
١٤٠٨ موقعى که امام جماعت نماز يوميه مى‏خواند هر کدام از نمازهاى يوميه را مى‏شود به او اقتدا کرد ولى اگر نماز يوميه‏اش را احتياطا دوباره مى‏خواند فقط در صورتى که ماموم احتياطش با امام يکى باشد مى‏تواند به او اقتدا کند.
١٤٠٩ اگر امام جماعت قضاى نماز يوميه خود را مى‏خواند مى‏شود به او اقتدا کرد، ولى اگر نمازش را احتياطا قضا مى‏کند يا قضاى احتياطى نماز کس ديگر را مى‏خواند اگر چه براى آن پول نگرفته باشد اقتداى به او اشکال دارد ولى اگر انسان بداند صورت اقتداى به او اشکال ندارد.
١٤١٠ اگر انسان نداند نمازى را که امام مى‏خواند نماز واجب يوميه است‏يا نماز مستحب نمى‏تواند به او اقتدا کند.
١٤١١ اگر امام در محراب باشد و کسى پشت‏سر او اقتدا نکرده باشد کسانى که دو طرف محراب ايستاده‏اند و به واسطه ديوار محراب امام را نمى‏بينند،نمى‏توانند اقتدا کنند، بلکه اگر کسى هم پشت‏سر امام اقتدا کرده باشد اقتدا کردن کسانى که دو طرف او ايستاده‏اند و به واسطه ديوار محراب امام را نمى‏بينند اشکال دارد، بلکه باطل است.
١٤١٢ اگر به واسطه درازى صف اول، کسانى که دو طرف صف ايستاده‏اند امام را نبينند مى‏توانند اقتدا کنند و نيز اگر به واسطه درازى يکى از صفهاى ديگر، کسانى که دو طرف آن ايستاده‏اند، صف جلوى خود را نبينند، مى‏توانند اقتدا نمايند.
١٤١٣ اگر صفهاى جماعت تا درب مسجد برسد کسى که مقابل درب پشت صف ايستاده نمازش صحيح است، و نيز نماز کسانى که پشت‏سر او اقتدا مى‏کنند، صحيح مى‏باشد ولى نماز کسانى که دو طرف او ايستاده‏اند و صف جلو را نمى‏بينند، اشکال دارد، بلکه باطل است.
١٤١٤ کسى که پشت‏ستون ايستاده، اگر از طرف راست‏يا چپ به واسطه ماموم ديگر به امام متصل نباشد نمى‏تواند اقتدا کند. بلکه اگر از دو طرف هم متصل باشد، ولى از صف جلو حتى يک نفر را هم نبيند، جماعت او صحيح نيست.
١٤١٥ جاى ايستادن امام بايد از جاى ماموم بلندتر نباشد ولى اگر مکان امام مقدار خيلى کمى بلندتر باشد، اشکال ندارد. و نيز اگر زمين سراشيب باشد و امام در طرفى که بلندتر است بايستد در صورتى که سراشيبى آن زياد نباشد و طورى باشد که به آن زمين مسطح بگويند مانعى ندارد.
١٤١٦ اگر جاى ماموم بلندتر از جاى امام باشد در صورتى که بلندى به مقدار متعارف زمان قديم باشد مثل آن که امام در صحن مسجد و ماموم در پشت بام بايستد اشکال ندارد، ولى اگر مثل ساختمانهاى چند طبقه اين زمان باشد، جماعت اشکال دارد.
١٤١٧ اگر بين کسانى که در يک صف ايستاده‏اند بچه مميز يعنى بچه‏اى که خوب و بد را مى‏فهمد فاصله شود، چنانچه ندانند نماز او باطل است، مى‏توانند اقتدا کنند.
١٤١٨ بعد از تکبير امام اگر صف جلو آماده نماز، و تکبير گفتن آنان نزديک باشد کسى که در صف بعد ايستاده، مى‏تواند تکبير بگويد ولى احتياط مستحب آن است که صبر کند تا تکبير صف جلو تمام شود.
١٤١٩ اگر بداند نماز يک صف از صفهاى جلو باطل است، در صفهاى بعد نمى‏تواند اقتدا کند، ولى اگر نداند نماز آنان صحيح است‏يا نه، مى‏تواند اقتدا نمايد.
١٤٢٠ هرگاه بداند نماز امام باطل است مثلا بداند امام وضو ندارد، اگر چه خود امام ملتفت نباشد، نمى‏تواند به او اقتدا کند.
١٤٢١ اگر ماموم بعد از نماز بفهمد که امام عادل نبوده، يا کافر بوده، يا به جهتى نمازش باطل بوده، مثلا بى وضو نماز خوانده، نمازش صحيح است.
١٤٢٢ اگر در بين نماز شک کند که اقتدا کرده يا نه، چنانچه در حالى باشد که وظيفه ماموم است، مثلا به حمد و سوره امام گوش مى‏دهد بايد نماز را به جماعت تمام کند، و اگر مشغول کارى باشد که هم وظيفه امام و هم وظيفه ماموم است مثلا در رکوع يا سجده باشد، بايد نماز را به نيت فرادى تمام نمايد.
١٤٢٣ انسان در بين نماز جماعت مى‏تواند نيت فرادى کند.
١٤٢٤ اگر ماموم به واسطه عذرى بعد از حمد و سوره امام نيت فرادى کند، لازم نيست‏حمد و سوره را بخواند، ولى اگر پيش از تمام شدن حمد و سوره نيت فرادى نمايد، بايد مقدارى را که امام نخوانده بخواند.
١٤٢٥ اگر در بين نماز جماعت نيت فرادى نمايد، بنابر احتياط واجب نبايد دوباره نيت جماعت کند. ولى اگر مردد شود که نيت فرادى کند يا نه، و بعد تصميم بگيرد نماز را با جماعت تمام کند، نمازش صحيح است.
١٤٢٦ اگر شک کند که نيت فرادى کرده يا نه، بايد بنا بگذارد که نيت فرادى نکرده است.
١٤٢٧ اگر موقعى که امام در رکوع است، اقتدا کند و به رکوع امام برسد، اگر چه ذکر امام تمام شده باشد، نمازش به طور جماعت صحيح است و يک رکعت‏حساب مى‏شود، اما اگر به مقدار رکوع خم شود و به رکوع امام نرسد، نمازش به طور فرادى صحيح مى‏باشد و بايد آن را تمام نمايد.
١٤٢٨ اگر موقعى که امام در رکوع است اقتدا کند و به مقدار رکوع خم شود و شک کند که به رکوع امام رسيده يا نه، نمازش صحيح است و فرادى مى‏شود.
١٤٢٩ اگر موقعى که امام در رکوع است اقتدا کند و پيش از آن که به اندازه رکوع خم شود، امام سر از رکوع بردارد، مى‏تواند نيت فرادى کند، يا صبر کند تا امام براى رکعت بعد برخيزد و آن را رکعت اول نماز خود حساب کند و لى اگر برخاستن امام به قدرى طول بکشد که نگويند اين شخص نماز جماعت مى‏خواند، بايد نيت فرادى نمايد.
١٤٣٠ اگر اول نماز يا بين حمد و سوره اقتدا کند و پيش از آن که به رکوع رود امام سر از رکوع بردارد، نماز او به طور جماعت صحيح است، و بايد رکوع کند و خود را به امام برساند.
١٤٣١ اگر موقعى برسد که امام مشغول خواندن تشهد آخر نماز است چنانچه بخواهد به ثواب جماعت برسد، بايد بعد از نيت و گفتن تکبيرة الاحرام بنشيند و تشهد را با امام بخواند ولى سلام را نگويد و صبر کند تا امام سلام نماز را بدهد، بعد بايستد و بدون آن که دوباره نيت کند و تکبير بگويد، حمد و سوره را بخواند و آن را رکعت اول نماز خود حساب کند.
١٤٣٢ ماموم نبايد جلوتر از امام بايستد، و اگر مساوى او هم بايستد، اشکال دارد و به احتياط واجب بايد کمى عقب تر از امام بايستد، اگر چه قد او بلندتر از امام باشد، که در رکوع و سجود سرش جلوتر از امام باشد.
١٤٣٣ در نماز جماعت بايد بين ماموم و امام پرده و مانند آن که پشت آن ديده نمى‏شود فاصله نباشد، و همچنين است بين انسان و ماموم ديگرى که انسان به واسطه او به امام متصل شده است ولى اگر امام، مرد و ماموم زن باشد چنانچه بين آن زن و امام يا بين آن زن و ماموم ديگرى که مرد است و زن به بواسطه او به امام متصل شده است پرده و مانند آن باشد اشکال ندارد.
١٤٣٤ اگر بعد از شروع به نماز بين ماموم و امام يا بين ماموم و کسى که ماموم به واسطه او متصل به امام است پرده يا چيز ديگرى که پشت آن را نمى‏توان ديد فاصله شود، نمازش فرادى مى‏شود، و صحيح است.
١٤٣٥ اگر بين جاى سجده ماموم و جاى ايستادن امام به قدر گشادى بين دو قدم فاصله باشد اشکال ندارد، و نيز اگر بين انسان به واسطه مامومى که جلوى او ايستاده و انسان به وسيله او به امام متصل است به همين مقدار فاصله باشد نمازش اشکال ندارد، و احتياط مستحب آن است که جاى سجده ماموم با جاى کسى که جلوى او ايستاده هيچ فاصله نداشته باشد.
١٤٣٦ اگر ماموم به واسطه کسى که طرف راست‏يا چپ او اقتدا کرده به امام متصل باشد و از جلو به امام متصل نباشد، چنانچه به اندازه گشادى بين دو قدم هم فاصله داشته باشند نمازش صحيح است.
١٤٣٧ اگر در نماز بين ماموم و امام يا بين ماموم و کسى که ماموم به واسطه او به امام متصل است بيشتر از يک قدم بزرگ فاصله پيدا شود نمازش فرادى مى‏شود و صحيح است.
١٤٣٨ اگر نماز همه کسانى که در صف جلو هستند تمام شود يا همه نيت فرادى نمايند، اگر فاصله به اندازه يک قدم بزرگ نباشد نماز صف بعد به طور جماعت صحيح، و اگر بيشتر از اين مقدار باشد فرادى مى‏شود و صحيح است.
١٤٣٩ اگر در رکعت دوم اقتدا کند قنوت و تشهد را با امام مى‏خواند و احتياط آن است که موقع خواندن تشهد انگشتان دست و سينه پا را به زمين بگذارد و زانوها را بلند کند و بايد بعد از تشهد با امام برخيزد و حمد و سوره را بخواند و اگربراى سوره وقت ندارد، حمد را تمام کند و در رکوع يا سجده خود را به امام برساند، يا نيت فرادى کند و نمازش صحيح است، ولى اگر در سجده به امام برسد، بهتر است که احتياطا نماز را دوباره بخواند.
١٤٤٠ اگر موقعى که امام در رکعت دوم نماز چهار رکعتى است اقتدا کند، بايددر رکعت دوم نمازش که رکعت‏سوم امام است، بعد از دو سجده بنشيند و تشهد را به‏مقدار واجب بخواند و برخيزد، و چنانچه براى گفتن سه مرتبه تسبيحات وقت ندارد،يک مرتبه بگويد و در رکوع يا سجده خود را به امام برساند.
١٤٤١ اگر امام در رکعت‏ سوم يا چهارم باشد و ماموم بداند که اگر اقتدا کند و حمد را بخواند به رکوع امام نمى رسد، بنابر احتياط واجب بايد صبر کند تا امام به رکوع رود، بعد اقتدا نمايد.
١٤٤٢ اگر در رکعت‏سوم يا چهارم امام اقتدا کند، بايد حمد و سوره را بخواند و اگر براى سوره وقت ندارد بايد حمد را تمام کند و در رکوع يا سجده خود را به امام برساند، ولى اگر در سجده به امام برسد بهتر است که احتياطا نماز را دوباره بخواند.
١٤٤٣ کسى که مى‏داند اگر سوره را بخواند در رکوع به امام نمى رسد، بايد سوره را نخواند، ولى اگر خواند نمازش صحيح است.
١٤٤٤ کسى که اطمينان دارد که اگر سوره را شروع کند يا تمام نمايد به رکوع امام مى رسد، احتياط واجب آن است که سوره را شروع کند يا اگر شروع کرده تمام نمايد.
١٤٤٥ کسى که يقين دارد، اگر سوره را بخواند به رکوع امام مى رسد، چنانچه سوره را بخواند و به رکوع نرسد نمازش صحيح است.
١٤٤٦ اگر امام ايستاده باشد و ماموم نداند که در کدام رکعت است مى‏تواند اقتدا کند ولى بايد حمد و سوره را به قصد قربت بخواند و اگر چه بعد بفهمد که امام در رکعت اول يا دوم بوده نمازش صحيح است.
١٤٤٧ اگر به خيال اين که امام در رکعت اول يا دوم است‏حمد و سوره نخواند و بعد از رکوع بفهمد که در رکعت‏سوم يا چهارم بوده نمازش صحيح است. ولى اگر پيش از رکوع بفهمد بايد حمد و سوره را بخواند و اگر وقت ندارد فقط حمد را بخواند و در رکوع يا سجده خود را به امام برساند.
١٤٤٨ اگر به خيال اين که امام در رکعت‏سوم يا چهارم است‏حمد و سوره را بخواند و پيش از رکوع يا بعد از آن بفهمد که در رکعت اول يا دوم بوده نمازش صحيح است.
١٤٤٩ اگر موقعى که مشغول نماز مستحبى است جماعت بر پا شود چنانچه اطمينان ندارد که اگر نماز را تمام کند به جماعت برسد، مستحب است نماز را رها کند و مشغول نماز جماعت‏شود بلکه اگر اطمينان نداشته باشد که به رکعت اول برسد مستحب است به همين دستور رفتار نمايد.
١٤٥٠ اگر موقعى که مشغول نماز سه رکعتى يا چهار رکعتى است جماعت بر پا شود چنانچه به رکوع رکعت‏سوم نرفته و اطمينان ندارد که اگر نماز را تمام کند به جماعت برسد، مستحب است به نيت نماز مستحبى نماز را دو رکعتى تمام کند و خود را به جماعت برساند.
١٤٥١ اگر نماز امام تمام شود و ماموم مشغول تشهد يا سلام اول باشد لازم نيست نيت فرادى کند.
١٤٥٢ کسى که يک رکعت از امام عقب مانده وقتى امام تشهد رکعت آخر را مى‏خواند مى‏تواند برخيزد و نماز را تمام کند و يا انگشتان دست، و سينه پا را به زمين بگذارد و زانوها را بلند نگه دارد و صبر کند تا امام سلام نماز را بگويد و بعد برخيزد.
 
شرايط امام جماعت
١٤٥٣ امام جماعت بايد بالغ و عاقل و شيعه دوازده امامى و عادل و حلال زاده باشد و نماز را به طور صحيح بخواند، و نيز اگر ماموم مرد است امام او هم بايد مرد باشد. و اقتدا کردن بچه مميز که خوب و بد را مى‏فهمد به بچه مميز ديگر جايز نيست. و احتياط واجب آن است که امام زن نيز مرد باشد.
١٤٥٤ امامى را که عادل مى دانسته، اگر شک کند به عدالت‏خود باقى است‏يا نه، مى تواند به او اقتدا نمايد.
١٤٥٥ کسى که ايستاده نماز مى‏خواند نمى‏تواند به کسى که نشسته يا خوابيده نماز مى‏خواند اقتدا کند و کسى که نشسته نماز مى‏خواند نمى‏تواند به کسى که خوابيده نماز مى‏خواند، اقتدا نمايد.
١٤٥٦ کسى که نشسته نماز مى‏خواند مى‏تواند به کسى که نشسته نماز مى‏خواند اقتدا کند و همچنين کسى که خوابيده است مى‏تواند به کسى که نشسته نماز مى‏خواند اقتدا کند ولى کسى که نشسته نماز مى‏خواند نمى‏تواند به کسى که خوابيده نماز مى‏خواند، اقتدا نمايد.
١٤٥٧ اگر امام جماعت به واسطه عذرى با تيمم يا با وضوى جبيره‏اى نماز بخواند مى‏شود به او اقتدا کرد ولى اگر به واسطه عذرى با لباس نجس نماز مى‏خواند بنابر احتياط واجب نبايد به او اقتدا کرد.
١٤٥٨ اگر امام مرضى دارد که نمى‏تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى کند بنابر احتياط واجب نمى‏شود به او اقتدا کرد.
١٤٥٩ بنابر احتياط واجب کسى که مرض خوره يا پيسى دارد، نبايد امام جماعت‏شود.
احکام جماعت
١٤٦٠ موقعى که ماموم نيت مى‏کند بايد امام را معين نمايد، ولى دانستن اسم او لازم نيست، مثلا اگر نيت کند اقتدا مى کنم به امام حاضر نمازش صحيح است.
١٤٦١ ماموم بايد غير از حمد و سوره همه چيز نماز را خودش بخواند ولى اگر رکعت اول يا دوم او، رکعت‏سوم يا چهارم امام باشد بايد حمد و سوره را بخواند.
١٤٦٢ اگر ماموم در رکعت اول و دوم نماز صبح و مغرب و عشا صداى حمد و سوره امام را بشنود اگر چه کلمات را تشخيص ندهد، بايد حمد و سوره را نخواند و اگر صداى امام را نشنود، مستحب است‏حمد و سوره بخواند ولى بايد آهسته بخواند و چنانچه سهوا بلند بخواند اشکال ندارد.
١٤٦٣ اگر ماموم بعضى از کلمات حمد و سوره امام را بشنود، احتياط واجب آن است که حمد و سوره را نخواند.
١٤٦٤ اگر ماموم سهوا حمد و سوره بخواند يا خيال کند صدايى را که مى‏شنود صداى امام نيست و حمد و سوره بخواند و بعد بفهمد صداى امام بوده نمازش صحيح است.
١٤٦٥ اگر شک کند که صداى امام را مى‏شنود يا نه، يا صدايى بشنود و نداند صداى امام ست‏يا صداى کس ديگر، مى تواند حمد و سوره بخواند.
١٤٦٦ ماموم بايد در رکعت اول و دوم نماز ظهر و عصر، حمد و سوره نخواند و مستحب است به جاى آن ذکر بگويد.
١٤٦٧ ماموم نبايد تکبيرة الاحرام را پيش از امام بگويد بلکه احتياط واجب آن است که تا تکبير امام تمام نشده، تکبير نگويد.
١٤٦٨ اگر ماموم پيش از امام عمدا هم سلام دهد نمازش صحيح است.
١٤٦٩ اگر ماموم غير از تکبيرة الاحرام و سلام چيزهاى ديگر نماز را پيش از امام بگويد اشکال ندارد ولى اگر آنها را بشنود يا بداند امام چه وقت مى‏گويد،احتياط مستحب آن است که پيش از امام نگويد.
١٤٧٠ ماموم بايد غير از آنچه در نماز خوانده مى‏شود کارهاى ديگر آن مانند رکوع و سجود را با امام يا کمى بعد از امام به جا آورد و اگر عمدا پيش از امام يا مدتى بعد از امام انجام دهد، معصيت کرده و لى نمازش صحيح است، اما اگر در دو رکن پشت‏سر هم از امام جلو يا عقب بيفتد بنابر احتياط واجب بايد نماز را تمام کند و دوباره بخواند، اگر چه بعيد نيست نمازش صحيح باشد و فرادى شود.
١٤٧١ اگر سهوا پيش از امام سر از رکوع بردارد، چنانچه امام در رکوع باشد بايد به رکوع برگردد و با امام سر بردارد و در اين صورت زياد شدن رکوع که رکن است نماز را باطل نمى‏کند ولى اگر به رکوع برگردد و پيش از آن که به رکوع برسد،امام سر بردارد نمازش باطل است.
١٤٧٢ اگر اشتباها سر بردارد و ببيند امام در سجده است بايد به سجده برگردد و چنانچه در هر دو سجده اين اتفاق بيفتد براى زياد شدن دو سجده که رکن است نماز باطل نمى‏شود.
١٤٧٣ کسى که اشتباها پيش از امام سر از سجده برداشته هرگاه به سجده برگردد،و هنوز به سجده نرسيده امام سر بردارد، نمازش صحيح است ولى اگر در هر دو سجده اين اتفاق بيفتد، نماز باطل است.
١٤٧٤ اگر اشتباها سر از رکوع يا سجده بردارد و سهوا يا به خيال اينکه به امام نمى‏رسد به رکوع يا سجده نرود نمازش صحيح است.
١٤٧٥ اگر سر از سجده بردارد و ببيند امام در سجده است چنانچه به خيال اين‏که سجده اول امام است، به قصد اين که با امام سجده کند به سجده رود و بفهمد سجده دوم امام بوده بايد بنابر احتياط نماز را تمام کند و از سر بخواند و اگر به خيال اينکه سجده دوم است به سجده رود و بفهمد سجده اول امام بوده احتياط آن است‏که نماز را فرادى تمام نمايد اگر چه مى‏تواند متابعت امام را بکند و به سجده رود و نماز را تمام کند.
١٤٧٦ اگر سهوا پيش از امام به رکوع رود و طورى باشد که اگر سر بردارد به‏مقدارى از قرائت امام مى رسد، چنانچه سر بردارد و با امام به رکوع رود نمازش صحيح است.
١٤٧٧ اگر سهوا پيش از امام به رکوع رود و طورى باشد که اگر برگردد به چيزى از قرائت امام نمى رسد، واجب است‏سر بردارد و با امام نماز را تمام کند و نمازش صحيح است اگر چه احوط استحبابى در اين صورت اعاده نماز است، و اگر سر برندارد تا امام برسد نمازش صحيح است.
١٤٧٨ اگر سهوا پيش از امام به سجده رود، واجب است که سر بردارد و با امام به سجده رود و نمازش صحيح است اگر چه احتياط استحبابى در اين صورت اعاده نماز است و اگر برنداشت نمازش صحيح است.
١٤٧٩ اگر امام در رکعتى که قنوت ندارد اشتباها قنوت بخواند يا در رکعتى که تشهد ندارد اشتباها مشغول خواندن تشهد شود ماموم نبايد قنوت و تشهد را بخواند ولى نمى‏تواند پيش از امام به رکوع رود، يا پيش از ايستادن امام بايستد بلکه‏بايد صبر کند تا قنوت و تشهد امام تمام شود و بقيه نماز را با او بخواند.
چيزهايى که در نماز جماعت مستحب است
١٤٨٠ اگر ماموم يک مرد باشد، مستحب است طرف راست امام بايستد، واگر يک زن باشد، مستحب است در طرف راست امام طورى بايستد که جاى سجده‏اش مساوى زانو يا قدم امام باشد، و اگر يک مرد و يک زن، يا يک مرد و چند زن باشند، مستحب است مرد طرف راست امام و باقى پشت‏سر امام بايستند، و اگرچند مرد يا چند زن باشند، مستحب است پشت‏سر امام بايستند، و اگر چند مرد و چند زن باشند، مستحب است مردها عقب امام و زنها پشت مردها بايستند.
١٤٨١ اگر امام و ماموم هر دو زن باشند احتياط آن است که امام کمى جلوتر بايستد.
١٤٨٢ مستحب است امام در وسط بايستد و اهل علم و کمال و تقوى در صف اول بايستند.
١٤٨٣ مستحب است صفهاى جماعت منظم باشد و بين کسانى که در يک صف ايستاده‏اند فاصله نباشد و شانه آنان رديف يکديگر باشد.
١٤٨٤ مستحب است بعد از گفتن "قد قامت الصلاة" مامومين برخيزند.
١٤٨٥ مستحب است امام جماعت‏حال مامومى را که از ديگران ضعيف تر است رعايت کند و عجله نکند تا افراد ضعيف به او برسند، و نيز مستحب است قنوت و رکوع و سجود را طول ندهد، مگر
١٤٨٦ مستحب است امام جماعت در حمد و سوره و ذکرهايى که بلند مى‏خواند صداى خود را بقدرى بلند کند که ديگران بشنوند ولى بايد بيش از اندازه صدا را بلند نکند.
١٤٨٧ اگر امام در رکوع بفهمد کسى تازه رسيده و مى‏خواهد اقتدا کند مستحب است رکوع را دو برابر هميشه طول بدهد و بعد برخيزد، اگر چه بفهمد کس ديگرى هم براى اقتدا وارد شده است.
چيزهايى که در نماز جماعت مکروه است
١٤٨٨ اگر در صفهاى جماعت جا باشد، مکروه است انسان تنها بايستد.
١٤٨٩ مکروه است ماموم ذکرهاى نماز را طورى بگويد که امام بشنود.
١٤٩٠ مسافرى که نماز ظهر و عشا را دو رکعت مى‏خواند مکروه است در اين نمازها به کسى که مسافر نيست اقتدا کند و کسى که مسافر نيست مکروه است در اين نمازها به مسافر اقتدا نمايد.
نماز آيات
١٤٩١ نماز آيات که دستور آن بعدا گفته خواهد شد به واسطه چهار چيز واجب مى‏شود: اول: گرفتن خورشيد. دوم: گرفتن ماه، اگر چه مقدار کمى از آنها گرفته شود و کسى هم از آن نترسد. سوم: زلزله، اگر چه کسى هم نترسد. چهارم: رعد و برق و بادهاى سياه و سرخ و مانند اينها در صورتى که بيشتر مردم بترسند، که بنابر احتياط واجب بايد براى اينها هم نماز آيات بخوانند.
١٤٩٢ اگر از چيزهايى که نماز آيات براى آنها واجب است بيشتر از يکى اتفاق بيفتد انسان بايد براى هر يک از آنها يک نماز آيات بخواند، مثلا اگر خورشيد بگيرد و زلزله هم بشود بايد دو نماز آيات بخواند.
١٤٩٣ کسى که چند نماز آيات بر او واجب است اگر همه آنها براى يک چيز بر او واجب شده باشد، مثلا سه مرتبه خورشيد گرفته و نماز آنها را نخوانده است موقعى که قضاى آنها را مى‏خواند، لازم نيست معين کند که براى کدام دفعه آنها باشد و همچنين است اگر چند نماز براى رعد و برق و بادهاى سياه و سرخ و مانند اينها براو واجب شده باشد ولى اگر براى آفتاب گرفتن و ماه گرفتن و زلزله، يا براى دوتاى اينها نمازهايى بر او واجب شده باشد بنابر احتياط واجب بايد موقع نيت،معين کند، نماز آياتى را که مى‏خواند براى کدام يک آنها است.
١٤٩٤ چيزهايى که نام آيات براى آنها واجب است در هر شهرى اتفاق بيافتد فقط مردم همان شهر بايد نماز آيات بخوانند و بر مردم جاهاى ديگر واجب نيست، ولى اگر مکان آنها بقدرى نزديک باشد که با آن شهر يکى حساب شود نماز آيات بر آنها هم واجب است.
١٤٩٥ از وقتى که خورشيد يا ماه شروع به گرفتن مى‏کند انسان بايد نماز آيات را بخواند و بنابر احتياط واجب بايد به قدرى تاخير نيندازد که شروع به باز شدن کند.
١٤٩٦ اگر خواندن نماز آيات را به قدرى تاخير بيندازد که آفتاب يا ماه شروع به باز شدن کند بايد نيت ادا و قضا نکند ولى اگر بعد از باز شدن تمام آن،نماز بخواند بايد نيت قضا نمايد.
١٤٩٧ اگر مدت گرفتن خورشيد يا ماه بيشتر از خواندن يک رکعت باشد ولى انسان نماز را نخواند، تا به اندازه خواندن يک کعت به آخر وقت آن مانده باشد بايد نيت ادا کند بلکه اگر مدت گرفتن آنها به اندازه خواندن يک رکعت هم باشد بنابر احتياط واجب بايد نماز آيات را بخواند و ادا است.
١٤٩٨ موقعى که زلزله و رعد و برق و مانند اينها اتفاق مى افتد، انسان بايد فورا نماز آيات را بخواند و اگر نخواند معصيت کرده و تا آخر عمر بر او واجب است و هر وقت بخواند ادا است.
١٤٩٩ اگر بعد از باز شدن آفتاب يا ماه بفهمد که تمام آن گرفته بوده بايد قضاى نماز آيات را بخواند ولى اگر بفهمد مقدارى از آن گرفته بوده قضا بر او واجب نيست.
١٥٠٠ اگر عده‏اى بگويند که خورشيد يا ماه گرفته است چنانچه انسان از گفته آنان يقين پيدا نکند و نماز آيات نخواند و بعد معلوم شود راست گفته‏اند، در صورتى که تمام خورشيد يا ماه گرفته باشد بايد نماز آيات را بخواند و اگر دو نفر که عادل بودن آنان معلوم نيست بگويند خورشيد يا ماه گرفته، بعد معلوم شود که عادل بوده‏اند بايد نماز آيات را بخواند، بلکه اگر معلوم شود که مقدارى از آن گرفته احتياط واجب آن است که نماز آيات را بخواند.
١٥٠١ اگر انسان به گفته کسانى که از روى قاعده علمى وقت گرفتن خورشيد و ماه را مى‏دانند، اطمينان پيدا کند که خورشيد يا ماه گرفته، بنابر احتياط واجب بايد نماز آيات را بخواند. و نيز اگر بگويند فلان وقت‏خورشيد يا ماه مى‏گيرد و فلان مقدار طول مى‏کشد، و انسان به گفته آنان اطمينان پيدا کند، بنابر احتياط واجب بايد به حرف آنان عمل نمايد، مثلا اگر بگويند آفتاب فلان ساعت‏شروع به بازشدن مى‏کند، احتياطا بايد نماز را تا آن وقت تاخير نيندازد.
١٥٠٢ اگر بفهمد نماز آياتى را که خوانده باطل بوده، بايد دوباره بخواند، واگر وقت گذشته قضا نمايد.
١٥٠٣ اگر در وقت نماز يوميه نماز آيات هم بر انسان واجب شود، چنانجه براى‏هر دو نماز وقت دارد، هر کدام را اول بخواند اشکال ندارد، و اگر وقت‏يکى از آن دو تنگ باشد، بايد اول آن را بخواند، و اگر وقت هر دو تنگ باشد، بايد اول نماز يوميه را بخواند.
١٥٠٤ اگر در بين نماز يوميه بفهمد که وقت نماز آيات است، چنانچه وقت نماز يوميه هم تنگ باشد، بايد آن را تمام کند، بعد نماز آيات را بخواند، و اگر وقت نماز يوميه تنگ نباشد، بايد آن را بشکند و اول نماز آيات، بعد نماز يوميه را بجا آورد.
١٥٠٥ اگر در بين نماز آيات بفهمد که وقت نماز يوميه تنگ است، بايد نماز آيات را رها کند و مشغول نماز يوميه شود و بعد از آن که نماز را تمام کرد، پيش از انجام کارى که نماز را به هم بزند، بقيه نماز آيات را از همان جا که رها کرده بخواند.
١٥٠٦ اگر در حال حيض يا نفاس زن، آفتاب يا ماه بگيرد و تا آخر مدتى که خورشيد يا ماه باز مى‏شوند در حال حيض يا نفاس باشد، نماز آيات بر او واجب نيست و قضا هم ندارد.
دستور نماز آيات
١٥٠٧ نماز آيات دو رکعت است و در هر رکعت پنج رکوع دارد، و دستور آن اين است که انسان بعد از نيت، تکبير بگويد و يک حمد و يک سوره تمام بخواند و به رکوع رود و سر از رکوع بردارد، دوباره يک حمد و يک سوره بخواند، باز به رکوع رود تا پنج مرتبه، و بعد از بلند شدن از رکوع پنجم دو سجده نمايد و برخيزد و رکعت دوم را هم مثل رکعت اول بجا آورد و تشهد بخواند و سلام دهد.
١٥٠٨ در نماز آيات ممکن است انسان بعد از نيت و تکبير و خواندن حمد،آيه‏هاى يک سوره را پنج قسمت کند و يک آيه يا بيشتر از آن را بخواند وبه رکوع رود و سر بردارد و بدون اين که حمد بخواند قسمت دوم همان سوره را بخواند و به رکوع رود و همين طور تا پيش از رکوع پنجم سوره را تمام نمايد، مثلا به قصد سوره "قل هو الله احد" بسم الله الرحمن الرحيم بگويد و به رکوع رود، بعد بايستد و بگويد: "قل هو الله احد" دوباره به رکوع رود و بعد از رکوع بايستد و بگويد: "الله الصمد" باز به رکوع رود و بايستد و بگويد: "لم يلد و لم يولد" و برود به رکوع بازهم سر بردارد و بگويد: "و لم يکن له کفوا احد" و بعد از آن به رکوع پنجم رود و بعداز سر برداشتن، دو سجده کند و رکعت دوم را هم مثل رکعت اول بجا آورد و بعد از سجده دوم، تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.
١٥٠٩ اگر در يک رکعت از نماز آيات پنج مرتبه حمد و سوره بخواند و در رکعت ديگر يک حمد بخواند و سوره را پنج قسمت کند، مانعى ندارد.
١٥١٠ چيزهايى که در نماز يوميه واجب و مستحب است، در نماز آيات هم واجب و مستحب مى‏باشد، ولى در نماز آيات مستحب است به جاى اذان و اقامه سه مرتبه به قصد اميد ثواب بگويند: "الصلاة".
١٥١١ مستحب است بعد از رکوع پنجم و دهم بگويد "سمع الله لمن حمده" و نيز پيش از رکوع و بعد از آن تکبير بگويد، ولى بعد از رکوع پنجم و دهم، گفتن تکبير مستحب نيست.
١٥١٢ مستحب است پيش از رکوع دوم و چهارم و ششم و هشتم و دهم قنوت بخواند،و اگر فقط يک قنوت پيش از رکوع دهم بخواند، کافى است.
١٥١٣ اگر در نماز آيات شک کند که چند رکعت‏خوانده و فکرش به جايى نرسد،نماز باطل است.
١٥١٤ اگر شک کند که در رکوع آخر رکعت اول است‏يا در رکوع اول رکعت دوم،و فکرش به جايى نرسد، نماز باطل است. ولى اگر مثلا شک کند که چهار رکوع کرده يا پنج رکوع، چنانچه براى رفتن به سجده خم نشده، بايد رکوعى را که شک دارد بجا آورده يا نه، بجا آورد. واگر براى رفتن به سجده خم شده، بايد به شک خود اعتنا نکند.
١٥١٥ هر يک از رکوعهاى نماز آيات رکن است که اگر عمدا يا اشتباها کم يا زياد شود، نماز باطل است.
نماز عيد فطر و قربان
١٥١٦ نماز عيد فطر و قربان در زمان حضور امام عليه السلام واجب است و بايدبه ماعت‏خوانده شود، و در زمان ما که امام عليه السلام غايب است مستحب مى‏باشد. و احتياط واجب آن است که آن را به جماعت نخوانند، ولى به قصد رجاء مانع ندارد. و چنانچه ولى فقيه يا ماذون از طرف او اقامه جماعت نمايد،اشکال ندارد.
١٥١٧ وقت نماز عيد قربان از اول آفتاب روز عيد است تا ظهر.
١٥١٨ مستحب است نماز عيد قربان را بعد از بلند شدن آفتاب بخوانند و در عيد فطر مستحب است بعد از بلند شدن آفتاب افطار کنند و زکات فطره را هم بدهند بعد از نماز عيد را بخوانند.
١٥١٩ نماز عيد فطر و قربان دو رکعت است که در رکعت اول بعد از خواندن حمد و سوره بايد پنج تکبير بگويد، و بعد از هر تکبير يک قنوت بخواند و بعداز قنوت پنجم تکبيرى بگويد و به رکوع رود و دو سجده بجا آورد و برخيزد، و در رکعت دوم چهار مرتبه تکبير بگويد و بعد از هر تکبير قنوت بخواند و تکبير پنجم را بگويد و به رکوع رود و بعد از رکوع دو سجده کند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد
١٥٢٠ در قنوت نماز عيد قربان هر دعا و ذکرى بخوانند کافى است ولى بهتر است‏اين دعا را به قصد اميد ثواب بخوانند: "اللهم اهل الکبرياء و العظمة و اهل الجود و الجبروت و اهل العفو و الرحمة و اهل التقوى و المغفرة اسالک بحق هذا اليوم الذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و کرامة و مزيدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى کل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من کل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد صلواتک عليه و عليهم اللهم انى اسالک خير ما سالک به عبادک الصالحون و اعوذ بک مما استعاذ منه عبادک المخلصون".
١٥٢١ مستحب است در نماز عيد فطر و قربان قرائت را بلند بخوانند.
١٥٢٢ نماز عيد سوره مخصوصى ندارد، ولى بهتر است که در رکعت اول آن سوره"شمس" سوره و در رکعت دوم سوره "کاشيه" سوره را بخوانند، يا در رکعت اول سوره "سبح اسم" سوره و در رکعت دوم سوره "شمس" را بخوانند.
١٥٢٣ مستحب است در روز عيد فطر قبل از نماز عيد به خرما افطار کند،و در عيد قربان از گوشت قربانى بعد از نماز قدرى بخورد.
١٥٢٤ مستحب است پيش از نماز عيد غسل کند، و دعاهايى که پيش از نماز و بعد از آن در کتابهاى دعا ذکر شده به اميد ثواب بخواند.
١٥٢٥ مستحب است در نماز عيد بر زمين سجده کنند و در حال گفتن تکبيرها دستها را بلند کنند و نماز را بلند بخوانند.
١٥٢٦ بعد از نماز مغرب و عشاى شب عيد فطر و بعد از نماز صبح و ظهر و عصر روز عيد و نيز بعد از نماز عيد فطر مستحب است اين تکبيرها را بگويند:"الله اکبر الله اکبر لا اله الا الله و الله اکبر الله اکبر و لله الحمد الله اکبر على ما هدانا".
١٥٢٧ مستحب است انسان در عيد قربان بعد از ده نماز که اول آنها نماز ظهر روز عيد و آخر آنها نماز صبح روز دوازدهم است تکبيرهايى را که در مساله پيش گفته شد بگويد و بعد از آن بگويد: "الله اکبر على ما رزقنا من بهيمة الانعام و الحمد لله على ما ابلانا" ولى اگر عيد قربان را در منى باشد مستحب است بعداز پانزده نماز که اول آنها نماز ظهر روز عيد و آخر آنها نماز صبح روز سيزدهم ذى‏حجه است، اين تکبيرها را بگويد.
١٥٢٨ کراهت دارد نماز عيد را زير سقف بخواند.
١٥٢٩ اگر شک کند در تکبيرهاى نماز و قنوتهاى آن، اگر از محل آن تجاوز نکرده است بنابر اقل بگذارد، و اگر بعد معلوم شود که گفته بوده اشکال ندارد.
١٥٣٠ اگر قرائت‏يا تکبيرات يا قنوتها را فراموش کند و بجا نياورد، نمازش صحيح است.
١٥٣١ اگر رکوع يا دو سجده يا تکبيرة الاحرام را فراموش کند، نمازش باطل مى‏شود.
١٥٣٢ اگر در نماز عيد يک سجده يا تشهد را فراموش کند احتياط مستحب آن است که بعد از نماز آن را رجاءا بجا آورد، و اگر کارى کند که براى آن،سجده سهو در نمازهاى يوميه لازم است، احتياط مستحب آن است که بعد از نماز رجاءا دو سجده سهو براى آن نماز بنمايد.
اجير گرفتن براى نماز
١٥٣٣ بعد از مرگ انسان مى‏شود براى نماز و عبادتهاى ديگر او که در زندگى بجا نياورده، ديگرى را اجير کنند يعنى به او مزد دهند که آنها را بجا آورد و اگرکسى بدون مزد هم آنها را انجام دهد، صحيح است.
١٥٣٤ انسان مى‏تواند براى بعضى از کارهاى مستحبى مثل زيارت قبر پيغمبر و امامان عليهم السلام، از طرف زندگان اجير شود، و نيز مى‏تواند کار مستحبى را انجام دهد و ثواب آن را براى مردگان يا زندگان هديه نمايد.
١٥٣٥ کسى که براى نماز قضاى ميت اجير شده بايد يا مجتهد باشد يا مسايل نماز را از روى تقليد صحيح، بداند.
١٥٣٦ اجير بايد موقع نيت، ميت را معين نمايد، و لازم نيست اسم او را بداند. پس اگر نيت کند از طرف کسى نماز مى خوانم که براى او اجير شده‏ام، کافى است.
١٥٣٧ اجير بايد خود را به جاى ميت فرض کند و عبادتهاى او را قضا نمايد، واگر عملى را انجام دهد و ثواب آن را براى او هديه کند، کافى نيست.
١٥٣٨ بايد کسى را اجير کنند که اطمينان داشته باشند که نماز را به صورت صحيح مى‏خواند.
١٥٣٩ کسى که ديگرى را براى نمازهاى ميت اجير کرده اگر بفهمد که عمل را بجا نياورده يا باطل انجام داده بايد دوباره اجير بگيرد.
١٥٤٠ هرگاه شک کند که اجير عمل را انجام داده يا نه، اگر چه بگويد انجام داده‏ام، بايد دوباره اجير بگيرد، ولى اگر شک کند که عمل او صحيح بوده‏يا نه، گرفتن اجير لازم نيست.
١٥٤١ کسى را که عذرى دارد و مثلا نشسته نماز مى‏خواند نمى‏شود براى نمازهاى ميت اجير کرد بلکه بنابر احتياط واجب بايد کسى را هم که با تيمم يا جبيره نماز مى‏خواند اجير نکنند.
١٥٤٢ مرد براى زن و زن براى مرد مى‏تواند اجير شود، و در بلند خواندن و آهسته خواندن نماز بايد به تکليف خود عمل نمايد.
١٥٤٣ لازم نيست قضاى نمازهاى ميت به ترتيب خوانده شود، اگر چه بدانند که ميت ترتيب نمازهاى خود را مى‏دانسته.
١٥٤٤ اگر با اجير شرط کنند که عمل را به طور مخصوصى انجام دهد، بايد همان طور بجا آورد و اگر با او شرط نکنند، بايد در آن عمل به تکليف خود رفتار نمايد، و احتياط مستحب آن است که از وظيفه خودش و ميت هر کدام که به احتياط نزديک تر است به آن عمل کند، مثلا اگر وظيفه ميت گفتن سه مرتبه تسبيحات اربعه بوده و تکليف او يک مرتبه است‏سه مرتبه بگويد.
١٥٤٥ اگر با اجير شرط نکنند که نماز را با چه مقدار از مستحبات آن بخواند، بايد مقدارى از مستحبات نماز را که معمول است بجا آورد.
١٥٤٦ اگر ميت ترتيب نمازهايى را که قضا شده، مى‏دانسته و انسان بخواهد براى آن نمازها اجير بگيرد، لازم نيست براى هر کدام آنها وقتى را معين نمايد.
١٥٤٧ اگر کسى اجير شود که مثلا در مدت يک سال نمازهاى ميت را بخواند و پيش از تمام شدن سال، بميرد بايد براى نمازهايى که مى‏دانند به جا نياورده، ديگرى را اجير نمايند بلکه براى نمازهايى که احتمال مى دهند به جا نياروده بايد بنابر احتياط واجب اجير بگيرند.
١٥٤٨ کسى را که براى نمازهاى ميت اجير کرده‏اند، اگر پيش از تمام کردن نمازها بميرد و اجرت همه آنها را گرفته باشد، چنانچه شرط کرده باشند که تمام نمازها را خودش بخواند، بايد اجرت مقدارى را که نخوانده از مال او به ولى ميت بدهند، مثلا اگر نصف آنها را نخوانده، بايد نصف پولى را که گرفته از مال او به ولى ميت بدهند، و اگر شرط نکرده باشند، بايد ورثه‏اش از مال او اجير بگيرند، اما اگر مال نداشته باشد بر ورثه او چيزى واجب نيست.
١٥٤٩ اگر اجير پيش از تمام کردن نمازهاى ميت بميرد و خودش هم نماز قضا داشته باشد، بايد از مال او براى نمازهايى که اجير بوده ديگرى را اجير نمايند و اگر چيزى زياد آمد، در صورتى که وصيت کرده باشد و ورثه اجازه بدهند براى تمام نمازهاى او اجير بگيرند و اگر اجازه ندهند ثلث آن را به مصرف نماز خودش برسانند.